موجبات بدبختى

يَوْمَ يَأتِ لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إلاَّ بِإذْنِهِ فَمِنْهُم شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ * فَأمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّار لَهُم فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ؛ روزى كه چون بيايد هيچ كس جز به اذن او سخن نگويد و مردمان بعضى بدبخت باشند و بعضى نيكبخت. و اما آنان كه بد بختند در آتش، فرياد و ناله اى دارند. (هود/105- 106)

امام صادق علیه‌السلام: ـ في قولِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ: «قالوا رَبَّ... ( المؤمنون/106): بِأعمالِهِم شَقُوا؛ ـ درباره آيه «گويند: اى پروردگار ما! بد بختيمانفرمود: به سبب اعمال و كردارشان بدبخت شدند. (التوحيد: 356/2)

امام على علیه‌السلام: أمَرَهُ بِتقوَى اللّه ِ، و إيثارِ طاعَتِهِ، و اتِّباعِ ما أمَرَ بهِ في كتابِهِ مِن فَرائضِهِ و سُنَنِهِ، التي لا يَسعَدُ أحَدٌ إلاّ باتِّباعِها، و لا يَشقى إلاّ مَع جُحُودِها و إضاعَتِها؛ ـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر ـنوشت: على بن ابي طالب امر می‌کند او (مالك) را به تقواى الهى و برگزيدن فرمان خدا و پيروى از واجبات و مستحبّات او، كه در كتابش (قرآن كريم) به آن‌ها فرمان داده است و هيچ كس، جز به پيروى از آن‌ها خوشبخت نمى گردد و هيچ كس جز با انكار و فرو گذاشتن آن‌ها بدبخت نمی‌شود. (نهج البلاغة: الكتاب53)

امام على علیه‌السلام: مَن كَثُرَ حِرصُهُ كَثُرَ شَقاؤهُ؛ كسى كه آزمنديش زياد باشد، رنج و بدبختيش بسيار باشد. (غرر الحكم: 8602)

امام على علیه‌السلام: إيّاكَ و الوَلَهَ بالدُّنيا؛ فإنّها تُورِثُكَ الشَّقاءَ و البَلاءَ، و تَحدُوكَ على بَيعِ البَقاءِ بِالفَناءِ؛ از شيفته شدن به دنيا بپرهيز، كه براى تو بدبختى و گرفتارى مى آورد و موجب می‌شود كه آنچه را ماندنى است، به آنچه رفتنى است، بفروشى. (غرر الحكم: 2707)

امام على علیه‌السلام: الحِرصُ أحَدُ الشَّقاءَينِ؛ آزمندى، يكى از دو بدبختى است. (غرر الحكم: 1629)

امام على علیه‌السلام: سَبَبُ الشَّقاءِ حُبُّ الدُّنيا؛ علّت بدبختى، دنيا دوستى است. (غرر الحكم: 5516)

امام على علیه‌السلام: ـ في صِفَةِ خَلقِ آدَمَ علیه‌السلام ـ: فقالَ سبحانَهُ: «اُسْجُدُوا لاِدَمَ فَسَجَدُوا إلاّ إبليسَ» [الإسراء: 61] اِعتَرَتهُ الحَمِيَّةُ، و غَلَبَتْ علَيهِ الشِّقوَةُ، و تَعَزَّزَ بِخِلقَةِ النارِ، و استَوهَنَ خَلقَ الصَّلصالِ؛ ـ در شرح آفرينش آدم علیه‌السلام ـفرمود: خداوند سبحان فرمود: «بر آدم سجده كنيد. پس همه سجده كردند، مگر ابليس» غرور و نخوت او را فرا گرفت و بدبختى بر وجود وى چيره گشت و به آفرينش [خود] از آتش باليد و آفرينش [آدم از ]گِلِ خشك را خوار شمرد. (نهج البلاغة: الخطبة 1)

امام على علیه‌السلام: فَيا لَها حَسرَةً على كُلِّ ذِي غَفلَةٍ أن يكونَ عُمُرُهُ علَيهِ حُجَّةً، و أن تُؤَدِّيَهُ أيّامُهُ إلى الشِّقوَةِ !؛  اى دريغ بر آن بى خبرى كه عمرش بر او حجّت باشد و گذشتِ روزگارانش او را به بدبختى كشاند. (نهج البلاغة: الخطبة64)

امام على علیه‌السلام: فَمَن يَبتَغِ غَيرَ الإسلامِ دِينا تَتَحَقَّقْ شِقوَتُهُ، و تَنفَصِمْ عُروَتُهُ، و تَعظُمْ كَبوَتُهُ، و يَكُنْ مَآبُهُ إلى الحُزنِ الطَّويلِ و العَذابِ الوَبِيلِ (الشَّدِيدِ)؛ هركه دينى جز اسلام بجويد به بدبختى گرفتار آيد و دستاويزش از هم گسيخته شود و به رو در افتادن و سقوطش [در عذاب و آتش] سخت باشد و به اندوهِ دراز و عذاب دردناك مبتلا گردد. (نهج البلاغة: الخطبة 161)

امام حسين علیه‌السلام: ـ في دعاءِ يَومِ عَرَفَةَ ـ: اللّهُمّ اجعَلْني أخشاكَ كَأنّي أراكَ، و أسعِدْني بتَقواكَ، و لا تُشقِني بِمَعصِيَتِكَ؛ ـ در دعاى روز عرفه­ـ گفت: بار خدايا! كارى كن كه از تو چنان بترسم كه گويى مى بينمت، و با تقوا و ترس از خودت خوش بختم گردان، و با معصيت و نا فرمانيت شور بختم مكن. (بحار الأنوار: 98/218/3)

امام رضا علیه‌السلام: جَفَّ القَلَمُ بحَقيقَةِ الكتابِ مِنَ اللّه ِ بِالسَّعادَةِ لِمَن آمَنَ و اتَّقى، و الشَّقاوَةِ مِنَ اللّه ِ تباركَ و تعالى لِمَن كَذَّبَ و عَصى؛ قلم تقدير خداوندى بر خوشبختى كسى كه ايمان آورَد و تقوا داشته باشد و بر بدبختى كسى كه ايمان نياورَد و نافرمانى ورزد، رقم خورده است. (قرب الإسناد: 355/1270)