ای ابوذر هنگامی که صبح کردی به خویشتن نوید شامگاه مده، و هنگامی که به شام رسیدی صبح گاه فردا را به خویش باز گویی منما، (هم اکنون) از تندرستی خود پیش از آنکه دچار بیماری شوی و از زندگی خویش پیش از آنکه مرگ تو را در یابد (برای آخرت و دینت) بهره گیری کن، زیرا تو نمی دانی فردا بر تو چه نام نهاده خواهد شد، (زنده یا مرده).
این طوری هستیم که وعده های چند ساله هم می دهیم و هر گاه شب می کنیم، نباید صحبت فردا چه می کنیم و چه کارهایی خواهیم کرد. این صحبتها در جائی است که اختیار دست ما باشد اما وقتی قرار است که نسبت به عمرمان چیزی در اختیار نداشته باشیم و ندانیم که ساعتی دیگر چه می شود، چگونه وعده ها و برنامه های طولانی در نظر می گیریم؟ در جامعه می بینیم اشخاصی در سلامت به سر می برند اما لحظه ای بعد می افتند و می میرند. انسانی که عاجز است و در مقابل مرگ تسلیم است چرا این قدر غافل است؟ وقتی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله شنیدند که اسامه معامله ای انجام داده و وعده یکماهه داده، فرمودند: اسامه خیلی آرزویش دراز بوده از کجا می داند که زنده است و این وعده را داده است؟ اینجا می خواهد به ما بفهماند که از خود چیزی ندارید، پس گول نخورید. آینده را برای خود حدیث نکنید مگر آنکه بگوئید: انشاء الله، در قرآن کریم آمده است «و لا تقولن لشیء انی فاعل ذالک غدا الا ان یشاء الله» هیچگاه نگوئید که فردا اینکار را می کنیم، مگر آنکه به مشیت خدا واگذار کنید و بگوئید: انشاءالله. بعضی می گویند: گفتن انشاءالله جنبه تبرک و تیمن دارد و حال آنکه این طور نیست بلکه واقعیت دارد، یعنی اگر خدا بخواهد موفق به انجام کار می شویم. «ما شاءالله کان و ما لم یشا لم یکن» اگر خدا نخواهد کسی نمی تواند کاری انجام دهد.
انسان در سلامتی زندگی می کند، نماز می خواند، روزه می گیرد و درس می رود پس سلامتی را مغتنم بشمارید. روایت داریم که مرده های تان را زود دفن کنید، مگر آنکه سکته کرده باشد که در آنجا مستحب است که تاخیر اندازند. خوب انسان که این قدر بیچاره است چرا بیدار نمی شوید.