پخش مستقیم دروس بسم الله الرحمان الرحیم rss بروزرسانی :
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی علوی گرگانی

نکاح

  • مسائل نكاح

    عقد نكاح

     س1 - آيا مى‏شود عاقد عقد منقطع زنى را براى چند نفر عقد كند، يعنى از طرف زن وكيل باشد كه او را از يك آبان تا پنجم به عقد زيد در آورد سپس از ششم تا دهم به عقد عمرو در آورد؟

    • ج1 - اگر وكيل شود كه عقدها را در همان روز يعنى اول و ششم بخواند و زن مانعى هم نداشته باشد، عقد صحيح است و مانعى ندارد امّا اگر بخواهد الان عقدها را اجراء كند و آن را معلّق به آمدن آن روزها كند، عقد باطل است.

     س2 - در بعضى از شهرها اگر قتلى واقع مى‏شود دختر قاتل را به عنوان پاگيره بالاجبار به خانواده مقتول مى‏دهند گرچه دختر ظاهراجواب مثبت مى‏دهد، لكن باطناراضى نيست چون چاره‏اى ندارد و بله مى‏گويد، حكم چيست، آيا عقد صحيح است؟

    • ج2 - اينگونه اعمال شرعيّت ندارد و گناه است و در صورت اقدام به اين كار، در صورتى كه شرايط محيط طورى باشد كه زن را مضطر كنند و رضايت عن اضطرارداشته باشد، عقد صحيح است.

     س3 - آيا دولت اسلامى مى‏تواند بعلت مصالحى مهّم، صحّت بعض عقود يا ايقاعات مثل ازدواج يا طلاق را منوط به ثبت در دفاتر رسمى كشور يا منوط به گذراندن مراحلى خاصّ كند؟

    • ج3 - صحّت عقود و يا ايقاعات از نظر وضعى منوط به ثبت در دفتر نمى‏گردد، ولى از نظر حكم تكليفى و حكومتى ممكن است دستورالعملى اجرا گردد، زيرا جعل احكام وضعيّه مربوط به خود شارع است.

     س4 - اگر در هنگام عقد، نام دختر اشتباهابرده شد، عقد صحيح‏است؟

    • ج4 - اگر قرائنى داشته باشد كه دختر از حيث عقد معلوم باشد و فقط اشتباه اسمى است، عقد صحيح است.

     س5 - مرد مقلّد مرجعى است كه چند بار خواندن ايجاب و قبول را شرط مى‏داند ولى زن مقلّد مجتهدى است كه يكبار خواندن آن را كافى مى‏داند چطور عمل شود؟

    • ج5 - بايد به فتواى كسى عمل شود كه تعدّد ايجاب و قبول را بيشتر مى‏داند.

     س6 - شخصى زنى را عقد دائم كرده ولى قصد او اين است كه يك روز بعد از مجامعت زن را طلاق دهد، آيا اين عقد دائم مى‏شود يا موقّت در صورتى كه اگر زن بفهمد به عقد او در نمى‏آيد؟

    • ج6 - ظاهراعقدش صحيح است، اگر چه احوط ترك آن است.

     س7 - مجرى عقد دختر و پسرى كه هر دو شيعه يا هر دو سنى يا يكى سنّى و ديگرى شيعه، عالم اهل تسنن است و نمى‏دانيم در ازدواج دائم كه به فتواى مراجع شيعه صيغه بايد از ماده أنكحت و زوّجت باشد استفاده كرده يا خير، آيا در اين صورت بعد از شيعه شدن نياز به خواندن عقد مجدّد هست يا خير؟

    • ج7 - در صورت شيعه بودن هر دو يا يكى از آنان اگر چنين شكّى عارض شود، بايد عقد صحيح احراز شود تا چه رسد نسبت به بعد از تشيّع مگر جائى باشد كه اصل صحّت فعل مسلم بر او جارى باشد و به آن شكّ اعتناء نشود، كه در اين صورت بعد از شيعه شدن هم لازم به تجديد عقد نيست، گرچه احتياط در تجديد است.

     س8 - آيا لازم است وكيل در امر نكاح به خصوصيّات و شروط مورد نظر طرفين ازدواج علم و اطّلاع داشته باشد؟

    • ج8 - بايد وكيل كه مى‏خواهد قصد انشاء نكاح كند، عالم به خصوصيّات ولو فی الجمله باشد.

     س9 - اگر زيد از جانب چند نفر وكيل بوده براى اجراى عقد دائم و بعد از اجراء عقد يقين دارد يكى از آنها باطل بوده، با توجّه به اين كه زيد اسامى موكّلين و ميزان مهريّه را فراموش كرده، تكليف چيست؟

    • ج9 - عمل به احتياط كند و بعد از استفسار از ميزان مهريّه، دوباره همه را عقد كند.

     س10 - شخصى زنى را در حال حيض به عقد خود در آورده است و با اين حال با اين زن هم بستر شده است آيا عقد اشكال دارد يا خير و آيا كفّاره دارد؟

    • ج10 - عقد اشكال ندارد ولى جهت دخول در زمان حيض به احتياط مستحبّ بايد كفّاره بدهد.

     س11 - شخصى دو زن دارد آيا برادر يكى از زنان مى‏تواند بادختر زن ديگر ازدواج كند؟

    ج11 - اشكال ندارد.

     س12 - آيا كسى مى‏تواند با قابله‏اش يا دختر او ازدواج كند؟

    • ج12 - كراهت دارد.

     س13 - اگر پدر و پسرى دو دختر را به عقد خود در آورند و عاقد در حين عقد بميرد و بعداهيچكدام از آنها ندانند كه زن كدامند يا شوهر كدامند تكليف چيست؟

    • ج13 - لازم است كه هر دو را به دو مرتبه طلاق دهند يك مرتبه از جهت پدر و يك مرتبه از جهت پسر و بعد با تعيين، به عقد جديد در آورند.

     س14 - خواندن خطبه عقد با تلفن چه حكمى دارد؟

    • ج14 - اگر اطمينان به مخاطب دارد اشكال ندارد.

     س15 - آيا عقد نكاح دائمى الفاظ معيّنى دارد يا با هر لفظى كه معنا و مفهوم را برساند مى‏شود جارى نمود؟

    • ج15 - الفاظ نكاح، توقيفى است و غير از الفاظ معهوده، عقد صحيح نيست مگر در حالت ضرورت و اضطرار.

     س16 - آيا در اجراى صيغه عقد دائم زوج بايد مقدّم شود يا زوجه؟

    • ج16 - هر كدام مقدّم شود اشكال ندارد ولى به نظر ما بهتر است زوجه مقدّم شود.

     س17 - نَكَحَ در لغت به چندين معناست و از الفاظ مشتركه است پس وقتى قصد انشاء مى‏كنيم انكحت موكلى موكلتى كدام معنا را بايد قصد كنيم در حالى كه (به زنى دائمى دادم )از معانى لغويه آن نيست؟

    • ج17 - به معنائى كه ذكر كرده‏ايد معناى اصطلاحى عند الشرع است گرچه مى‏تواند بامعناى لغوى هم به گونه‏اى هماهنگ باشد.

     س18 - نكاح دائمى چند ركن دارد و آيا صداق نيز از اركان عقد دائمى است؟

    • ج18 - دو ركن دارد 1 - زوج 2 - زوجه  و مهر جز اركان عقد دائم نيست.

     س19 - آيا در عقد نكاح تقدّم ايجاب بر قبول لازم است يا خير؟

    • ج19 - احتياط واجب تقديم ايجاب بر قبول است و اگر با لفظ قَبِلْت قبول گفته شود حتمابايد ايجاب مقدّم باشد.

     س20 - آيا ايجاب از طرف زن است يا مرد؟

    • ج20 - از جانب زن است.

     س21 - آيا موالات بين ايجاب و قبول لازم است و اگر در اجراى وكالتى آن بعد از اجراى ايجاب موكّل يك خطبه‏اى تبركابخواند و بعد صيغه قبول را اجراء نمايد جايز است يا خير؟

    • ج21 - بايد بين ايجاب و قبول فاصله قابل توجّهى قرار نگيرد و خطبه كوتاه اشكال ندارد.

     س22 - آيا جايز است باذن ابيها را داخل ايجاب ذكر كنند مثلااَنْكَحْت موَكِلَتى بِأِذْنِ أَبيها؟

    • ج22 - اشكال ندارد گرچه لزومى هم ندارد.

     س23 - با توجه به زيانهاى جبران ناپذيرى كه در اثر عدم انجام آزمايشات قبل از ازدواج براى زوجين و در نتيجه جامعه اسلامى پديد مى‏آيد و قوانين دولت جمهورى اسلامى نيز زوجين را مكلّف به اخذ آزمايش قبل از ازدواج نموده است بفرمائيد آيا بدون اخذ آزمايش جايز است صيغه عقد دائم جارى شود يا خير؟

    • ج23 - آزمايشات قبل از ازدواج بسيار كار نيكو و پسنديده‏اى است و بر مؤمنين لازم است كه اينگونه آزمايشات را انجام دهند تا بعد از ازدواج دچار مشكل نشوند ولى از نظر شرعى قبل از انجام آزمايش صيغه خواندن حرام نيست.

     س24 - آيا مى‏شود مردى دو زن را در يك زمان با اجراى يك صيغه به ازدواج خود در بياورد؟

    • ج24 - اشكال ندارد.

     س25 - شخصى دخترى را عقد دائم كرده از زنى، آيا مى‏تواند دختر بچّه چهار ساله از زن ديگر را عقد موقت كند به جهت محرم شدن مادر اين زن يعنى يك شوهر دو زن دارد اين دو زن هر يك دخترى دارند آيا در اين صورت جمع اختين مى‏شود اگر جواز عقد دختر بچّه مشكل داشته باشد راهى براى محرم شدن دارد يا خير؟

    • ج25 - با فرض مذكور بايد دخترى را كه عقد دائم كرده، طلاق دهد، اگر مدخول بها است بايد صبر كند تا عدّه او تمام شود و بعد از عدّه، دختر ديگر را عقد موقت نمايد و بعد از تمام شدن وقت و يا بخشيدن مدّت دوباره مى‏تواند زن خود را به عقد در آورد در نتيجه هر دو زن به داماد محرم مى‏شوند لازم به ذكر است مراحلى كه گفته شد درصورتى است كه پدر هر دو دختر يكى باشد.

    عيوب موجب فسخ

     س1 - در مناطق ما شرط بكارت براى دختر يك شرط لازمى و از پيش توافق شده است حال اگر كسى بعد از عقد فهميد دختر باكره  بوده، آيا عدم بكارت موجب جواز فسخ عقد مى‏شود و آيا پرداخت حقّ المهر بر گردن مرد ثابت است؟

    • ج1 - اگر زن با اقرار بگويد كه ازاله بكارت از قبل از عقد است و يا با بيّنه ثابت شود كه ازاله بكارت در قبل از عقد صورت گرفته، مرد حقّ فسخ را دارد و در غير اين صورت حقّ فسخ ندارد و حقّ المهر بر ذمّه مرد مى‏باشد.

     س2 - آيا بيمارى ايدز را از جمله عيوبى مى‏دانيد كه بشود بدون طلاق، عقد را فسخ كرد؟

    • ج2 - محلّ اشكال است.

     س3 - هرگاه قبل از عقد نكاح طى مذاكرات شفاهى مادر زوجه اظهار نمايد: زوجه در كمال صحّت و سلامت به سر مى‏برد و عقد طبق (شرط صحّت) واقع مى‏گردد امّا پس از عقد نكاح كاشف به عمل مى‏آيد زوجه قبل از نكاح به علّت ابتلاء به بيمارى زنانگى تحت عمل جرّاحى قرار گرفته و يكى از تخمدانها و لوله رحم خود را از دست داده و همچنين مبتلا به بيمارى چسبندگى لوله رحم مى‏باشد و پزشك متخصص نيز با ملاحظه وصفيت فوق و معاينه زوجه اظهار مى‏نمايد با توجّه به مراتب فوق احتمال بارورى زوجه بسيار كم مى‏باشد با عنايت به فرض مسئله اولاً: آيا خيار تخلف از وصف (صحّت و سلامت) براى زوج ثابت مى‏باشد و مى‏تواند به استناد آن نكاح را فسخ نمايد؟

    ثانياً: چنانچه مادر زوجه خلاف واقع، زوجه را صحيح و سالم توصيف كرده آيا براى زوج خيار تدليس ثابت مى‏باشد و مى‏تواند به استناد آن عقد نكاح را فسخ نمايد؟

    ثالثاً: لازم به ذكر است كه زوجه و زوج در ايّام عقد بستگى هستند و هنوز زوجه باكره مى‏باشد؟

    • ج3 - 1 - خيار تخلّف وصف در نكاح جارى نيست.
    • 2 - بله خيار تدليس در اين امور جارى است و زوج مى‏تواند نكاح را به وسيله خيار تدليس فسخ نمايد.
    • 3 - با فرض مذكور در صورت تحقّق فسخ، مهريه هم به زن تعلّق نمى‏گيرد.

     س4 - خانمى با مهريه معيّنى به عقد جوانى در آمده لكن پس از عقد محرز گرديد زوجه باكره نبوده و اين را هم پزشك قانونى تأئيد كرده آيا عدم بكارت موجب فسخ براى زوج خواهد بود و آيا عدم بكارت قابل بر هم زدن عقد مى‏شود واگر دخول نكرده باشد آيا مهريه‏اى به زن تعلّق مى‏گيرد؟

    • ج4 - اگر با شرط بكارت عقد شده و يا اينكه بنابر بكارت بوده و بعد معلوم شود كه زن باكره نيست، مرد حقّ فسخ دارد و اگر استمتاعى از او نبرده مهريه ندارد ولى اگر استمتاعى برده باشد، زن مهرالمثل را طلبكار است

     س5 - زوجه‏اى پس از گذشتن يك ماه از عروسى فهميد زوج قدرت بر دخول ندارد و هرگاه نزديك مى‏شد بدون تأمل انزال مى‏گرديد ناگزير مراجعه به حاكم شرع نمود تا به ايشان مهلت يك سال كه چهار فصل باشد داد كه بايد صبر نمايد تا معلوم شود كه بهبودى به دخول بر اين زوجه يا زن ديگر حصول مى‏كند يا خير، زوجه صبر كرد پس از رسيدن يك سال از ازدواج و عروسى كه يازده ماه از مراجعه به حاكم شرع بوده است از خانه شوهر خارج به خيال اينكه سال ازدواج شرط است نه سال مراجعه به حاكم، اكنون پس از گذشتن يك ماه در منزل پدر كه يك سال مراجعه مى‏شود مى‏خواهد فسخ كند و در اين يك ماه جرأت به رفتن خانه نكرد به خوف اينكه او را اذيّت كند حال بفرمائيد تكليف اين زوجه كه بخواهد فسخ كند با علم به عدم بهبودى زوج چه مى‏باشد آيا يك ماه ديگر به جهت اينكه كسرى را كامل كند بماند آنگاه فسخ نمايد يا فى‏الحال مى‏تواند فسخ كند كه يكسال مراجعه شده است يا بايد يك سال ديگر را تجديد نمايد و بعداً فسخ نمايد؟

    • ج5 - در فرض مسئله به نظر ما اگر، در اين يك ماه كه زن به منزل پدرش رفته، رفتن زوج به منزل پدر زن مانع نداشته و زن تمكين داشته و مرد نتوانسته تصرّف كند، زن اختيار فسخ عقد را دارد و در اين صورت مهرالمثل استمتاعات را طلب دارد.

     س6 - آيا جواز اِعمال فسخ نكاح موقوف و مشروط به اذن حاكم مى‏باشد يا خير؟

    • ج6 - اِعمال فسخ نكاح موقوف به اذن حاكم نيست مگر در عيب عنن كه بايد به حاكم مراجعه شود و حاكم شرع مهلت مقرّر را بدهد و بعد از مهلت مقرّر اگر مسائل حل نشد، اِعمال فسخ شود.

     س7 - آيا زن به واسطه ابتلاى شوهر به جذام و برص مى‏تواند نكاح را فسخ نمايد؟

    • ج7 - جذام و برص از موارد فسخ نكاح نيست.

     س8 - ملاك تشخيص جنون موجد حقّ فسخ نكاح چه مى‏باشد و آيا عدم وجود عقل در اوقات سه گانه نماز شرط مى‏باشد؟

    • ج8 - جنون را بايد عرف تشخيص دهد.

     س9 - اگر عيوب موجب فسخ نكاح، پس از عقد عارض گردد آيا فسخ نكاح به واسطه آنها جايز است؟

    • ج9 - بعضى از عيوب مثل جنون از جهت فسخ تفاوتى بين بعد از عقد و قبل آن نمى‏كند ولى بعضى از عيوب مختصّ به قبل از عقد است.

     س10 - اگر يكى از زوجين كه مبتلاى به يكى از عيوب موجد حقّ فسخ نكاح مى‏باشد معالجه و درمان شده و عيب برطرف گردد، آيا حقّ فسخ نكاح همچنان براى طرف مقابل وجود دارد يا خير؟

    • ج10 - ظاهر آن است كه اگر عيوب برطرف شد موضوع براى فسخ باقى نمى‏ماند.

     س11 - شرع مقدّس اسلام بعضى از عيوب را در زنان باعث فسخ نكاح مى‏داند و از طرفى با پيشرفت علم پزشكى مى‏شود با يك عمل جرّاحى سرپائى اين عيب را رفع نمود آيا با توجّه به موقعيت فعلى، يك قاضى مى‏تواند به درخواست شوهر بدون توجّه به نظريه پزشكى قانونى مبنى بر قابل درمان بودن بدون عسر و حرج اين عيب حكم به فسخ نكاح بدهد؟

    • ج11 - اگر عيوب موجب فسخ قبل از عقد به وسيله عمل جرّاحى رفع گردد، موضوع براى فسخ باقى نمى‏ماند ولى اگر عيب قبل از آن رفع نشود، حقّ فسخ براى مرد باقى است و اين حقّ به آن معناست كه اگر خواسته باشد، مى‏تواند عقد را فسخ نمايد.

    مهريّه

     س1 - اگر مرد مهريّه‏اش را به زن داد لازم است به او بگويد اين پول مهريّه است يا خير؟

    • ج1 - در ابراء ذمّه، اطّلاع دادن لازم نيست، ولى بهتر آن است كه خبر دهد.

     س2 - اگر فردى در هنگام عقد، قصدش آن است كه مهريّه زنش را ندهد، عقدش چه حكمى دارد؟

    • ج2 - بايد به همسرش اعلام كند و در صورت رضايت بعيد نيست كه عقد صحيح باشد، ولى احتياطاتجديد عقد ترك نشود.

     س3 - زنى شوهرش مرد در حالى كه هيچ مالى ندارد و ورثه‏اى هم موجود نيست و زن مهريّه‏اش را هم نبخشيده، حالا آن را از چه كسى بايد بگيرد؟

    • ج3 - مراجعه به حاكم شرع نمايد تا در صورت امكان و صلاحديد وى حكمش روشن شود.

     س4 - مردى با زنش ملاعبه مى‏كند از مرد منى خارج مى‏شود و بدون دخول منى جذب رحم زن مى‏شود و حامله مى‏گردد آيا اين حالت موجب ثبوت مهر است يا خير؟ آيا زن در اين صورت جنب است؟

    • ج4 - به مجرد عقد، تمام مهر به ذمّه شوهر مى‏آيد چه دخول نمايد چه ننمايد، مگر آن كه طلاقى قبل از دخول تحقّق يابد كه در اين صورت مهر نصف مى‏گردد و دخول منى در فرج زن بدون نزديكى موجب جنابت زن نمى‏شود، اگرچه با جذب منى حامله شده باشد.

     س5 - پس از عقد نكاح، آيا زن در صورت اعسار زوج از پرداخت مهريّه مى‏تواند بخاطر دريافت مهريّه تمكين ننمايد و در صورت جواز آيا تمكين فقط شامل بضع مى‏شود يا ساير استمتاعات را هم در بر مى‏گيرد؟ و آيا در اين موارد نشوز صدق مى‏كند يا خير؟

    • ج5 - اگر در ضمن عقد، شرط پرداخت كرده باشد، حقّ استنكاف را دارد ولى در صورت اطلاق و به ذمّه گذاشتن مهريّه، با فرض اعسار زوج بعيد نيست حقّ استنكاف نداشته باشد، البتّه اطلاق تمكين شامل هرگونه استمتاعات مى‏شود گرچه حقيقت تمكين در بضع است در‌نتيجه، صدق نشوز در جايى است كه از تصرّف در بضع مانع شود، نه مقدّمات آن.

     س6 - اگر در مهريّه‏اى كه بر ذمّه مرد هست تفاوتى بوجود آمده باشد، آيا ملاك مقدار معيّن حين العقد است يا ارزش به پول رايج؟

    • ج6 - در صورتى كه مهر به حدّى تنزّل قيمت كرده كه از ماليّت ساقط شده باشد، بايد مصالحه گردد.

     س7 - شخصى مهريّه زنش را حجّ عمره و زيارت عتبات عاليات قرار مى‏دهد، آيا عقد صحيح است؟

    • ج7 - اگر هزينه و مخارج را تعيين كند، عقد صحيح است.

     س8 - اگر كسى زنى را صيغه كرده و مهر را تعيين نكرده‏اند، آيا عقد صحيح است؟

    • ج8 - در عقد دائم عقد صحيح است و بايد مهرالمثل پرداخت كند، در صورتى كه دخول كرده است و در متعه، عقد باطل است.

     س9 - اگر مردى زنى را به عقد خود در آورد و قبل از دخول، زوجه فوت نمايد و زوج به اى نحو كان با زوجه مقاربت كند در اين صورت نصف مهريه زن را بايد بپردازد يا تمام آن را؟

    • ج9 - نصف مهر را بدهكار است گرچه اگر با ورثه زن در نصف ديگر مصالحه گردد بسيار نيكو است.

     س10 - در مورد مهريه زن آيا مقدارى كه موقع ازدواج ذكر شده بايد داد يا ميزان ارزش روز را؟

    • ج10 - چون ارزش قيمتها بسيار تنزّل نموده است بايد در مورد مهريه با قيمتهاى فعلى مصالحه گردد.

     س11 - آيا مهريه زن كه در زمان حيات نبخشيده و اگر طلب نكرده است جز ماترك او بعد از مرگ محسوب مى‏گردد يا خير؟

    • ج11 - مهريه زن را بايد پرداخت نمود گرچه طلب نكرده باشد و مهريه زن را بايد قبل از تقسيم اموال شوهر به زن داد زيرا از ديون است.

     س12 - زنى به عقد شخصى در مى‏آيد و قبل از مواقعه زن درخواست طلاق نمايد شوهر هم وى را طلاق دهد آيا زن استحقاق تمام صداق را دارد يا نصف آن؟

    • ج12 - اگر مرد زن را قبل از دخول، طلاق بدهد زن نصف مهر را بيشتر طلب ندارد.

    ازدواج موقّت

     س1 - شخصى مدّت پنج سال، هشت زن را صيغه كرده و مدّت را در هنگام خواندن صيغه فراموش كرده حكم اين زنها چيست؟ آيا عمل جنسى او حرام يا وطى به شبهه بوده است و ارث آنها چه حكمى دارد؟

    • ج1 - اگر عدم ذكر مدّت در تمام هشت عقد بوده، بنابر قول مشهور چهار زن اوّلى عقدشان دائمى مى‏شود و از پنجم به بعد عقد باطل است و اگر جاهل مقصّر بوده، عمل حرام به جا آورده است و ارث هم فقط مربوط به زنان دائمى مى‏باشد، ولى بنظر ما دائمى شدن عقد مورد اشكال است پس وطى آنها با علم به حكم، حرام است مگر در چهارتاى اوّل كه بايد به مجتهد ديگرى رجوع نمايد كه وطى را جايز مى‏داند و ارث بردن هم به نظر ما مشكل است.

     س2 - شخصى زنى را صيغه عقد غير دائم كرده و لكن مدّت در ضمن عقد را فراموش كرده و ضمناايجاب را مرد خوانده است، آيا محرميّت واقع شده است يا نه اگر محرميّت واقع شده، بعد از يكسال طرف را نمى‏شناسد، آيا مى‏تواند طلاق بدهد؟

    • ج2 - احتياط در آن است كه اگر اسم زن را مى‏داند، طلاق بدهد و لو خودش را نشناسد بلكه اگر اسمش را هم نداند بوسيله عنوان و علائمى او را معيّن كند، سپس طلاق دهد گرچه محرم بودنش از اوّل مشكل است.

     س3 - زنى به مردى گفته من صيغه شما مى‏شوم بعد خودش صيغه ايجاب را خوانده و قبول را از طرف مرد وكيل شده، آيا اين عمل درست است يا نه؟

    • ج3 - اگر با رضايت مرد وكيل در قبول شده باشد، اشكال ندارد ولى بهتر آن است كه عقد را دو نفر بخوانند.

     س4 - با زنى كه صيغه موقّت خوانده شده، آيا مى‏شود عقد دائمى خواند؟

    • ج4 - بايد با بخشيدن مدّت يا سر آمدن آن، عقد دائم با او خوانده شود.

     س5 - آيا مى‏شود دختر باكره را به عقد موقّت در آورد؟

    • ج5 - با اذن ولىّ دختر اشكال ندارد.

     س6 - متعه دختر بالغه عاقله رشيده بدون اذن ولىّ چطور است؟

    • ج6 - محلّ اشكال است.

     س7 - اگر دختر و پسرى بخواهند با عقد موقّت، با يكديگر رابطه شرعى داشته باشند، در موارد ذيل حكم چيست:

    الف - رابطه فقط رابطه شغلى است؟

    ب - رابطه بخاطر استمتاع جنسى بدون دخول باشد؟

    • ج7 - بايد با اذن پدر دختر عقد بسته شود.

     س8 - آيا مى‏شود بدون انقضاى مدّت عقد موقّت، عقد دائم را جارى كرد اگر بعداً متوجّه شود آيا عقد دائم باطل است؟

    • ج8 - عقد دائم در فرض مذكور باطل است و بايد پس از انقضاى مدّت مجدا عقد دائم خوانده شود.

     س9 - هر گاه در ازدواج موقّت يكى از اسباب طلاق حاكم محقّق گردد (مثلازوج مفقودالاثر شده و يا زوجه مواجه با عسر و حرج گردد و شوهر نيز حاضر به بخشيدن مدّت نباشد) آيا زن مى‏تواند از دادگاه تقاضاى فسخ متعه را با بخشيدن مدّت باقيمانده بنمايد؟(خصوصادر صيغه‏هاى دراز مدّت مانند 99 ساله)

    • ج9 - در خصوص صيغه‏هاى دراز مدّت با محقّق شدن اسباب طلاق حاكم، حاكم شرع مى‏تواند حكم به هبه مدّت نمايد زيرا عقود موقّت جايگاهش بالاتر از عقد دائم نيست و لذا با اولويت، حكم به جواز هبه مدّت از جانب حاكم شرع مى‏گردد.

     س10 - در نكاح منقطع آيا شرط توارث يا ارث بردن از يك طرف فقط صحيح و نافذ است؟

    • ج10 – توارث یا ارث بردن از یک طرف جايز نيست و اگر شرط كرده باشند بايد مصالحه انجام گيرد.

     س11 - آيا در عقد موقّت نذر زن منوط به اذن شوهر است؟

    • ج11 - در عقد موقّت اينگونه امور نياز به اذن شوهر ندارد.

    شرط ضمن عقد و تخلّف از آن

     س1 - بنابر آنچه در دفترچه‏هاى ثبتى محضرهاى ازدواج نوشته شده كه زوجين آنها را امضاء مى‏كنند از جمله آنها زوجه شرط نموده هرگاه طلاق بدرخواست زوجه نباشد و طبق امور شرعيّه بود و زن از وظائف همسرى كوتاهى نكرده و از سؤ اخلاق و رفتار هم برخوردار نبوده زوج موظّف است تا نصف دارايى موجود خود را كه در ايّام زناشوئى با او بدست آمده يا معادل آن را بلاعوض به زوجه منتقل نمايد و يا اين كه زوجه شرط ديگرى كرده به اين كه زوج همسرديگرى بدون رضايت زوجه اوّل اختيار نكند، آيا چنين شرايطى مشروعيّت دارد و اگر زوج يا زوجه يا هر دو از روى حياء يا اكراه عقدنامه را امضاء كردند، آيا شروط مذكور مشروعيّت دارد؟

    • ج1 - اين شروط اختيارش در دست زوج است و مى‏تواند امضاء نكند چون شرط مى‏كند انتقال دارايى را و پس از شرط، اگر انتقال نداد خلاف وفاء به شرط كرده ولى اموال، مال زوجه نمى‏شود و بعد از شرط، وفاء به آن واجب است ولى اگر اكراه يا اجبار باشد، وفاء به آن نيز واجب نيست.

     س2 - آيا وكالت بلاعزل با حقّ توكيل، كه در ضمن عقد نكاح يا عقد خارج لازم زوج به زوجه مى‏دهد كه در موارد دوازده‏گانه حقّ طلاق با زوجه باشد شرط فعل است يا شرط نتيجه؟ چون زوجه پيش از اجراى صيغه عقد نكاح با قبول تمام شرايط از طرف زوج حاضر است كه با مشاراليه ازدواج كند؟

    • ج2 - وكالت بواسطه شرط ضمن عقد به صورت شرط فعل محقّق مى‏شود ولى اجراى آن از نظر عمل بستگى به تحقّق شرايطش دارد و ازقبيل شرط نتيجه مى‏باشد.

     س3 - در صورتى كه وكالت بلاعزل با حقّ توكيل غيرى كه زوج در ضمن عقد نكاح يا عقد خارج لازم به زوجه داده باشد تا در موارد دوازده‏گانه حقّ طلاق با زوجه باشد نه شرط فعل باشد نه شرط نتيجه آيا زوج مى‏تواند زوجه را از وكالت بلاعزل با حقّ توكيل غيرى كه در ضمن عقد نكاح يا عقد خارج لازم به مشاراليها داده عزل كند يا با توافق زوجين زوجه از وكالت عزل شده يا خود زوجه از وكالتى كه زوج به مشاراليها داده خود را عزل كند؟ يا اين كه تا زمانى كه زوجه همسر زوج مى‏باشد و نكاح منحل نشده وكالت بلاعزل با حقّ توكيل غيرى كه زوج به زوجه در ضمن عقد نكاح يا عقد خارج لازم داده به‏قوّت خود باقى است، در صورتى كه زوج مرتكب يكى از امور دوازده‏گانه شد زوجه مى‏تواند با اختيار خود اعمال وكالت بكند و خود را با انجام تشريفات شرعى و قانونى مطلّقه نمايد و هر زمانى كه اراده كند اين اختيار را دارد كه اعمال وكالت كند؟

    • ج3 - بعد از تعيين مورد از نظر شرط فعل يا نتيجه، ديگر براى سئوال مذكور وجهى باقى نمى‏ماند همچنان كه معلوم شد وكالت بايد با رضايت خود وكيل باشد كه از حقّ خود گذشت نمايد.

     س4 - در صورتى كه شرط نتيجه باشد، آيا زوج مى‏تواند زوجه را از وكالتى كه به مشاراليها داده عزل كند؟ يا با توافق زوجين زوجه از وكالت عزل مى‏شود و شرايط دوازده‏گانه اسقاط و ملغى شده يا زوجه خود را از وكالت بعضى شرايط از طرف زوج عزل كند؟

    • ج4 - بايد عزل وكالت با توافق و رضايت زوجه (وكيل) باشد و الاّ عزل محقّق نمى‏شود.

     س5 - اگر زن در عقد دائم يا موقّت با شوهر خود شرط كند كه با او نزديكى نكند آيا اين شرط صحيح است و بر فرض صحّت اگر شوهر با او نزديكى كند زنا حساب مى‏شود؟

    • ج5 - در عقد دائم شرط صحيح نيست و در صورت نزديكى زنا نيست.

     س6 - زوج در هنگام عقد ازدواج دائم به عنوان شرط ضمن عقد متعهّد مى شود بدون اذن زوجه ازدواج مجدّد نكند در غير اين صورت زوجه وكيل در طلاق يا حقّ توكيل به غير خواهد داشت حال اگر زوجه ناشزه شده و ترك خانه شوهر كند و منتظر شود تا زوج ازدواج مجدّد نموده تا زوجه طلاقش را بگيرد از آنجا كه زوجه خود زمينه ازدواج مجدّد زوج را فراهم كرده آيا مى‏تواند از شرط ضمن عقد استفاده كند؟

    • ج6 - در فرض مذكور چون زن ناشزه شده و خود زمينه ازدواج مجدّد زوج را فراهم مى‏كند، نمى‏تواند از شرط ضمن عقد كه وكالت در طلاق است استفاده كند.

     س7 - زوجه در ضمن عقد ازدواج موقّت با مرد شرط كند كه وى را به حباله نكاح دائم خويش در آورد و مرد از انجام شرط سر باز زند آيا مرد به انجام شرط ملزم مى‏شود؟

    • ج7 - شرط ضمن عقد، الزام آور است پس مرد بايد به شرطى كه ضمن عقد شده عمل نمايد.

     س8 - حكم ازدواج با افراد معتاد چيست و يا سختگيرى خانواده‏ها در خصوص شرط عدم اعتياد مرد براى ازدواج مى‏تواند مجوّز شرعى داشته باشد يا خير؟

    • ج8 - چون ازدواج با فرد معتاد به موادّ افيونى مثل هروئين و ديگر موادّ يك ازدواج متزلزل خواهد بود پس خانواده‏ها بايد دقّت كافى را بنمايند.

     س9 - اگر زوجه در عقد نكاح شرط كند كه زوج نبايد ريش بتراشد آيا اين شرط صحيح است؟

    • ج9 - شرط صحيح است و لازم الوفاء است.

     س10 - اگر زوج از شرط مذكور تخلف كند آيا زوجه مى‏تواند با استناد تخلّف از شرط تقاضاى طلاق كند؟

    • ج10 - تقاضاى طلاق نمى‏تواند بكند.

     س11 - در صورت تخلّف از شرط ضمن عقد آيا زوجه حقّ جدايى پيدا مى‏كند و مرد ملزم به مطلّقه نمودن وى مى‏شود؟

    • ج11 - در باب نكاح، تخلّف شرط موجب خيار نمى‏گردد پس زوجه حقّ جدائى پيدا نمى‏كند و در اين صورت ديگر طلاقى وجود ندارد.

     س12 - هرگاه زوج هنگام عقد شرط بكارت زوجه را بكند در اين صورت بفرمائيد:

    الف - اگر بعد از وقوع عقد معلوم گردد زوجه داراى پرده بكارت بوده وليكن ثابت شود قبلا با او نزديكى صورت گرفته است (بلحاظ اينكه گاه پرده بكارت با نزديكى زايل نمى‏شود) آيا در صورت مذكور زوج امكان فسخ نكاح را دارد؟

    ب - مراد از بكارت داشتن پرده بكارت است يا عدم نزديكى (چه بسا پرده بكارت در مواردى همانند پريدن و( زايل مى‏گردد) يا هر دو؟

    ج - آيا مراد از ثيّبه زنى است كه به صورت مشروع ازاله بكارت شده يا اينكه مراد از آن اعمّ است و لو اينكه از راه نامشروع يا عنف و يا پريدن و( ازاله بكارت شده باشد؟

    د - زنى كه بعد از نزديكى باكره مى‏ماند حكم باكره را دارد يا ثيّبه؟

    • ج12 - الف - بلحاظ اينكه غالبادخول معمول موجب ازاله بكارت مى‏گردد و لذا هر چند كه ثابت شود كه قبلابا زن نزديكى صورت گرفته با وصف وجود بكارت موجب نمى‏شود كه مرد بتواند نكاح را فسخ كند ولى اگر بعد از نزديكى، بكارت ترميم گرديده و لو به علاج، در اين صورت مرد حقّ فسخ را دارد و اگر نزديكى با تمام شرائط صورت گرفته ولى بكارت به صورتى است كه به راحتى زايل نمى‏گردد در اين صورت اگر مرد زن را براى ادامه زندگى نخواسته باشد بايد طلاق بدهد و در مورد مهريه هم بايد تصالح نمايند.
    • ب - مراد داشتن بكارت با خلقت اوليّه است گرچه اگر بدون نزديكى ازاله شده مانند پريدن احكام آن با ازاله به وسيله نزديكى متفاوت است.
    • ج - ازاله بكارت به وسيله نزديكى موجب ثيّبه بودن زن مى‏شود مطلقاً.
    • د - حكم باكره را ندارد همچنان كه حكم ثيّبه را هم نيز ندارد كما اينكه در فرض الف حكم به طلاق و تصالح گرديد.

    وكالت، ولايت و اذن در عقد

     س1 - زيد دختر خود را قبل از بلوغ با عمرو تزويج كرد، بعد از بلوغ دختر عمرو را قبول نمى‏كند در حالى كه عمرو براى اجراء طلاق هم آماده نيست، آيا اين نكاح فقط با انكار دختر فسخ مى‏شود يا طلاق براى اين نكاح لازم است و اگر طلاق لازم است آيا وكيل مجتهد مى‏تواند صيغه طلاق را جارى كند؟

    • ج1 - نكاح قبل از بلوغ از جانب ولىّ در صورتى صحيح است كه علم به مفسده نداشته باشد، در اين صورت جدا شدن احتياج به طلاق دارد و الاّ نكاح فاسد است و طلاق دادن وكيل مجتهد در صورتى است كه خود مستقيمانظارت داشته باشد و مأذون از قبال مجتهد جامع الشرايط باشد و احراز كند كه در صورت طلاق ندادن موجب خونريزى و فساد مى‏شود بلكه احوط آن است كه خود شوهر را الزام به طلاق نمايند. والّله العالم.

     س2 - زنى كه پدر و پدر بزرگ ندارد اجازه ازدواج او با چه كسى است؟

    • ج2 - اگر باكره بالغه رشيده باشد، در فرض مزبور اذن كسى لازم نيست گرچه اگر از حاكم شرع اجازه بگيرد بهتر است.

     س3 - آيا حاكم شرع مى‏تواند دخترى كه پدر و جدّ او معلوم نيست و دخترى كه به سنّ بلوغ نرسيده را تزويج كند؟ اگر نتواند نماينده حاكم شرع صيغه عقد را بخواند آيا باطل است يا خير؟

    • ج3 - اگر مصلحت بداند اشكالى ندارد، امّا عقد نماينده در فرض مزبور فضولى است و بستگى به اجازه حاكم شرع دارد.

     س4 - اگر زنى مردى را وكيل مى‏كند كه او را به عقد دائم خود در آورد و مرد بر خلاف نظر زن، او را به عقد منقطع در مى‏آورد و بعد از مدّتى اين دو با هم زندگى مى‏كنند و بچّه‏دار مى‏شوند مرد اعلام مى‏كند كه عقد تو منقطع است، آيا اين عقد صحيح بوده يا خير و آيا مسئله ارث براى بچّه‏ها به چه نحو است و آيا بعد از اتمام مدّت على فرض صحّت عقد چه كنند؟

    • ج4 - در ادامه زندگى بايد مجدّداعقد نمايند متعْيا دواماً، ولى نسبت به گذشته اگر مرد گمان بر صحّت عقد مزبور داشته، بچّه‏ها از پدر ارث مى‏برند همانگونه كه پدر از آنان ارث مى‏برد ولى اگر با رضايت ساير ورثه باشد اوفق به احتياط است و حدّ زنا هم در اين صورت ثابت نيست، امّا چنانچه علم به عدم صحّت عقد داشته بنابر عدم صحّت، توارث ساقط و زنا ثابت است گرچه مسئله خالى از شكال نيست و بهتر آن است كه توارث با توافق ورثه باشد.

     س5 - در ازدواج دختر باكره اذن پدر شرط است حال اگر دختر اجازه نگرفت و ازدواج نمود يا دائمى يا موقّت، آيا عقد باطل است و آيا مى‏توانند بدون طلاق در دائم و بدون بخشش بقيّه در موقّت جدا شوند يا خير؟

    • ج5 - بقاء صحّت عقد بستگى دارد به اجازه پدر و اگر اجازه نداد احوط وجوبى در اين صورت دادن طلاق در دائم و بخشش در موقّت است، چون در فروج امر به احتياط شده است.

     س6 - آيا پسر نابالغ مى‏تواند دختر نابالغ را به عقد خود در آورد يا خير؟

    • ج6 - با اذن ولىّ اشكال ندارد به شرط آن كه براى بچّه‏ها مفسده‏اى نداشته باشد.

     س7 - حال كه اذن پدر براى ازدواج دختر باكره واجب است، آيا اذن لفظى، تلفنى، كتبى، از فحوا و قرينه يا دادن اذن بوسيله وكيل كفايت مى‏كند؟

    • ج7 - بايد يقين شود كه به هر صورت پدر اذن داده است.

     س8 - دخترى كه بر اثر انجام كارهاى ورزشى بكارتش را از دست داده آيا در ازدواجش اذن پدر لازم است؟

    • ج8 - اذن پدر لازم است.

     س9 - بدون اذن پدر عقد فضولى دختر واقع شده و دخول هم صورت پذيرفته اگر پدر دختر اجازه ندهد وظيفه چيست؟

    • ج9 - تكليفاعمل حرامى انجام داده است ولى عقد به قوّت خود باقى است و بايد تعزير شود و اگر فرزندى به دنيا بيايد حلال زاده است تا پدراذن ندهد نمى‏تواند به آن عقد ترتيب اثر دهد.

     س10 - دختر و پسرى هم شأن شرعى و عرفى يكديگرند و قصد ازدواج دارند آيا باز هم اذن پدر لازم است؟

    • ج10 - اذن پدر لازم است.

     س11 - آيا حاكم شرع در صورتى كه پدر و جدّ مرده باشند يا زنده‏اند امّا در دسترس نيستند، ولايت دارد؟

    • ج11 - بلى ولايت دارد.

     س12 - اگر پسر و دخترى به دليل مخالفت پدر و مادر به حرام بيفتند، آيا مى‏توانند بدون اذن ولىّ ازدواج موقّت كنند؟

    • ج12 - دختر نمى‏تواند بدون اذن پدر ازدواج كند و بايد خود را از حرام هم حفظ كند.

     س13 - اگر پدرى در عقد دخترش حاضر نبود و دسترسى به او نباشد و دختر احتياج به شوهر كردن دارد آيا دختر مى‏تواند بدون اذن پدر، شوهر كند؟

    • ج13 - از حاكم شرع اذن بگيرد.

     س14 - دختر باكره، عاقله و رشيده‏اى پدر و جدّ پدرى وى فوت شده عمو، مادر، ناپدرى و دائى دارد موقع شوهر كردن و شوهر دادن اين دختر عمو و ناپدرى و دائى در مقابل همديگر جبهه گرفته و سخت مبارزه مى‏كنند عمو و ناپدرى براى پسر عمو تلاش مى‏كنند و دائى براى پسر خود در تلاش است اين دختر مظلومه در وسط دو جبهه واقع شده است از هر طرف مورد حمله دوستان قرار گرفته است آيا از اين سه نفر كداميك حقّ ولايت دارند يا خود دختر وكيل نفس خود است؟

    • ج14 - خود دختر مى‏تواند تصميم بگيرد و ناپدرى و عمو و دايى ولايت ندارند.

     س15 - فردى وكيل شده زنى را به عقد دائم فردى در آورد امّا صيغه موقّت جارى مى‏كند بعد از بچّه‏دار شدن به زن اطّلاع مى‏دهد كه عقد منقطع است: الف – تكليف محرميّت زوجين و توارث آن دو از هم و توارث آن دو نسبت به فرزند چه است و مسئله دخول چه مى‏شود؟

    • ج15 - اين عقدى كه منعقد شده است دو حالت مى‏تواند داشته باشد
    • 1 - زمانى زوجين به مطلب پى مى‏برند كه مدّت عقد موقّت تمام شده است و زوجين مى‏خواهند ادامه زندگى دهند كه لازم است با عقد جديد دائمى صيغه نكاح را جارى نمايند و مسئله وطى و نزديكى در آن ايّام و حتّى بعد از تمام شدن وقت و به دنيا آمدن بچّه از نظر شرعى هيچ اشكالى ندارد و وطى به شبهه بوده و آثار وطى حلال بر آن بار مى‏شود و اگر مدّت تمام نشده است اينجا زوجين مى‏توانند اين عقد موقّت را اجازه كنند و يا ردّ نمايند اگر اجازه كردند عقد موقّت صحيح است و احكام آن مترتّب مى‏شود و محرميّت و نزديكى و ديگر مسائل هم از نظر شرعى اشكال ندارد و اگر خواسته باشند مسئله توارث را درست كنند بايد زمان عقد موقّت را مرد به زن ببخشد و بعد يك عقد دائم منعقد سازند تا مسئله توارث هم تحقّق پيدا كند و اگر ردّ كردند باز مسائل مربوط به وطى و محرميّت و به دنيا آمدن بچّه اشكال ندارد و اگر خواسته باشند ادامه زندگى به صورت دائم بدهند بعد از ردّ مى‏توانند صيغه دائم جارى نمايند.

     س16 - دختر باكره بدون اجازه پدر يا جدّ پدرى شوهر مى‏كند شرعاتكليف چيست، آيا عقد باطل است يا اجازه پدر را حاصل كند، در صورتى كه اجازه پدر حاصل شود آيا آثار زوجيّت مستقرّ است يا خير؟

    • ج16 – تكليفا عمل حرامى انجام داده است ولى عقد به قوّت خود باقى است و اگر فرزندى به دنيا بيايد حلال زاده است و تا پدر اذن ندهد نمى‏توان به آن عقد ترتيب اثر داد.

     س17 - اگر دختر بكر بدون اذن پدر و يا با عدم رضايت پدر ازدواج كند با كسى كه كفو او نيست فرزندان او چه حكمى دارند آيا حرامزاده هستند

    • ج1 - دختر گناهكار است و بايد اجازه پدر را تحصيل كند ولى نمى‏توان حكم به حرامزاده بودن اولاد اين دختر نمود.

     س18 - آيا اجازه ولىّ را در عقد موقّت دختران بالغ شرط مى‏دانيد؟

    • ج18 - اجازه ولىّ در عقد چه دائم و چه موقّت در دختر باكره لازم است.

     س19 - به قرار فتواى علماء در صورتى كه پدر يا جدّ پدرى غايب شد و دختر باكره احتياج به شوهر داشته باشد لازم نيست كه از آنان اجازه بگيرند معناى احتياج داشتن به شوهر را توضيح فرمائيد كه چه قسم احتياج پيدا مى‏كند؟

    • ج19 - احتياج به اين معناست كه عرفابه سنّ متعارف رسيده باشد و احساس كند به ازدواج كردن نياز دارد.

    محرميّت

     س1 - ما دو خواهر هستيم كه من با فردى ازدواج كردم و خواهر ديگرم همسر شهيد بود آيا شوهرم مى‏تواند خواهرم را به صيغه خود در آورد و خواهرم يك دختر كوچك دارد آيا خواهرم از طريق او مى‏تواند با شوهرم محرم شود؟

    • ج1 - ازدواج با خواهر زن بطور كلّى جايز نيست تا زمانى كه خواهر او در عقد مرد است ولى مى‏تواند با اجازه زنش (كه خاله دختر كوچك است) با آن دختر ازدواج نمايد تا مادرش كه خواهر زن است محرم شود.

     س2 - فردى دختر زنى را براى محرميّت، به عقد موقّت خويش در آورده است بعد خداوند به اين مرد از زن ديگر اولادى داد آيا مادر بچّه معقوده به اين بچّه‏ها محرم است يا خير؟

    • ج2 - محرميّت ندارد.

     س3 - اگر زيد با زنى ازدواج كرد و از او بچّه‏دار شد، آن گاه او را طلاق داد بعد با زنى ديگر ازدواج نمود و از او بچّه‏دار شد، آيا بچّه‏هاى زن دوّم با زن اوّلش محرم هستند يا خير؟

    • ج3 - بلى محرمند چون زن اوّل نامادرى آنها مى‏باشد.

     س4 - كسى دو مادر دارد يكى مادر خود و ديگرى نا تنى آيا مادر نا تنى با داماد پسر خود محرم هستند يا نه؟

    • ج4 - داماد پسر انسان با نامادرى او محرميّت ندارد.

     س5 - اگر دخترى را انسان در بدو تولّد به عنوان فرزندى پذيرفت، چگونه مى‏تواند به پدرخوانده خود محرم شود؟

    • ج5 - از دو راه مى‏توان محرم نمود: 1 - از راه عقد ازدواج براى پدر مرد و يا پدر مادر مرد و يا پسرش، اگر امكان داشته باشد 2 - از راه شير دادن يعنى همسر مرد يا خواهرش يا زن برادرش يا دخترش يا عروسش به بچّه شير كامل شرعى كه در رساله بيان شده، بدهند.

     س6 - مردى داراى دو زن است و از هر دو داراى اولاد است و مى‏دانيم كه اولاد پسر و اولاد اولاد پسر اين زن با آن ديگر زن محرم است حال آيا اولاد دختر آن زن (مثل پسر دختر و پسر پسر دختر) نيز به اين زن ديگر محرم مى‏باشند يا نه؟

    • ج6 - بچّه‏هاى آن زن هر چه تنزّل نمايند به نامادرى محرمند چه از دختر و چه از پسر باشند.

     س7 - شخصى زنى را صيغه كرده آيا پس از تمام شدن مدّت، مادر و دختر آن هر چه بالا رود يا پائين حرام است و آنها كه با اين صيغه محرم شدند آيا صله رحم با آنها واجب است اگر چه مفسده اعظم داشته باشد؟

    • ج7 - مادر زن يا دختر او با خروج زن از زوجيّت از محرميّت خارج نمى‏شوند، ولى رحم نيستند كه صله رحم لازم باشد.

     س8 - شخصى به علّت نداشتن فرزند، دختر بچّه شش ساله‏اى كه خواهرزاده خودش است به منزل آورده و حالا دختر هفده ساله شده و با شخصى ازدواج كرده، آيا راهى وجود دارد تا شوهر اين دختر با زن اين شخص كه دختر را بزرگ كرده محرم شود يا نه؟ (ضمنامادر اين زن يا مرده يا شوهر دارد يعنى شوهر دختر نمى‏تواند با مادر اين زن ازدواج موقّت كند و دخول هم حاصل شود تا با دخترش محرم شود)

    • ج8 - اگر اين زن دخترى داشته باشد چه صلبى و چه رضاعى و لو از شوهر ديگر مى‏تواند با اين مرد ازدواج كند و اين زن محرم شود كه در اين صورت مادر زن او خواهد بود و يا اين كه اين مرد پسر صلبى داشته باشد از زن ديگر يا پسر رضاعى، پس اين زن (نامادرى اين دختر) از شوهرش طلاق بگيرد، بعد از انقضاء عدّه به او صيغه شود و لو به يك ساعت و قبل از دخول، زن به عقد شوهر اوّلش در آيد و اين زن عروس شخص مورد نظر كه بنا بود محرم او گردد، مى‏شود.

     س9 - شخصى با زنى ازدواج كرده كه آن زن يك پسر دارد، آيا مادر شوهر با اين پسر محرم است يا نه؟

    • ج9 - پسر با مادر ناپدرى محرم نيست.

     س10 - زنى از شوهر قبلى‏اش پسرى دارد كه ازدواج كرده آيا همسر او بر شوهر فعلى اين زن محرم است؟

    • ج10 - بر شوهر اين زن محرم نيست.

     س11 - اگر كسى خواست دختر نابالغ را براى خود محرم كند راه آن چيست؟

    • ج11 - دختر را با اذن پدر و مادرش به صيغه خود در آورد و تا زمانى كه در عقد صيغه باشد محرم است، البتّه جواز اين عقد در صورتى است كه براى دختر مفسده نداشته باشد.

     س12 - نوزاد دخترى به مدّت يكماه هر روز از ساعت هفت صبح الى سه بعد از ظهر شير زنى را مى‏خورد و بعد از آن تا هفت صبح فردا از شير مادرش استفاده نموده، محرميّت اين دختر نسبت به فرزندان و شوهر زن مذكور (دايه) چگونه است؟

    • ج12 - با فرض مذكور محرميّت حاصل نمى‏شود، گرچه در ازدواج و نظر، احتياط لازم به نظر مى‏رسد.

     س13 - اگر مردى با زنى كه از شوهر قبلى خود پسر يا دختر دارد ازدواج كرد، آيا بچّه‏هاى او با پدر و مادر مرد محرم هستند؟

    • ج13 - محرم نيستند.

     س14 - آيا عروس پسر و عروس دختر نسبت به خود آدم محرم هستند يا خير؟

    • ج14 - محرم هستند.

     س15 - زنى حامله است طبق تشخيص طبّى كه امروزه سهل است معلوم شده كه جنين دختر است آيا براى عقد اين دختر بچّه با رضايت ولىّ براى محرم شدن مادر اين جنين جايز است يا خير در صورت منفى بودن عقد ، پانزده ساله چطور صحيح است يا خير؟

    • ج15 - عقد بر دخترى كه هنوز به دنيا نيامده صحيح نيست ولى عقد دختر پانزده ساله براى محرميّت مادر اشكال ندارد.

     س16 - آيا عروس خانواده بعد از مرگ شوهر يا طلاق بر پدر شوهر خود محرم است؟

    • ج16 - بر پدر شوهر محرم است الى الابد.

     س17 - مردى بنام زيد با دخترى بنام هند ازدواج مى‏كند بعد از شش ماه به دلايلى كه زن مورد اتهام واقع شده يا علاقه ندارد مرد كه زيد باشد زنش را كه هند باشد طلاق مى‏دهد حال زيد مى‏رود با سميّه ازدواج مى‏كند و هند هم با بكر ازدواج كرده حال فرزندان زيد كه مادرشان سميّه است با هند محرم هستند يا نه همچنين فرزندان هند كه با بكر ازدواج كرده با زيد محرم هستند يا نه همچنين ازدواج فرزندان زيد از سميّه با فرزندان هند از بكر چه صورت دارد؟

    • ج17 - فرزندان سميّه به هند محرم هستند زيرا هند معقوده پدرشان بوده است و فرزندان هند هم از بكر بر زيد محرم هستند در صورتى كه هند مدخول بها زيد شده باشد زيرا ربيبه زيد هستند و ازدواج فرزندان هند از بكر با فرزندان سميّه كه از زيد هستند اشكال ندارد.

     س18 - با توجّه به اينكه در نظر است كه تحقيقى از منظر فقه و حقوق در مورد محرميّت و علقه نكاح بعد از فوت زوجه انجام گيرد مستدعى است نظر استدلالى فقهى خويش را نسبت به مسائل ذيل بيان فرمائيد :

    1 - آيا با فوت زوجه علقه زوجيّت از بين مى‏رود يا باقى است؟

    2 - آيا با فوت زوجه محرميّت بين زوجين زايل مى‏شود يا باقى است و فرضا زوج مى‏تواند زوجه ميّت خود را ببوسد يا خير و آيا زوج مى‏تواند عكسها و فيلمهاى زوجه را بعد از موت وى تماشا كند؟

    • ج18 - 1 - علقه زوجيّت از بين نمى‏رود.
    • 2 - اشكال ندارد.

     س19 - شخصى با زنى ازدواج مى‏كند كه آن زن دو فرزند از شوهر قبلى دارد حال اين دو فرزند يكى پسر و ديگرى دختر است و اين پسر زن دارد اين زن با اين شخص محرم است يا خير همچنين اين دختر ازدواج كرده و دختر دارد آيا اين دختر با اين شخص محرم است يا خير؟

    • ج19 - زن پسر به شوهر مادر محرم نيست ولى دخترِ دخترِ همسر به شوهر مادر بزرگ محرم است.

     س20 - اينجانب به خواستگارى دخترى رفته‏ام كه اين دختر در كودكى شير زن برادر مرا كه عمّه خودش نيز مى‏باشد خورده است زن برادر من از تعداد دفعاتى كه به او شير داده است اطّلاعى ندارد ولى مادر دختر چون نمى‏خواهد كه ما با يكديگر ازدواج كنيم مى‏گويد كه او شير كامل خورده است و مى‏گويد در بين اينكه زن برادرم به او شير مى‏داده او هم به آن دختر شير خورانده است خواهشمند است بفرمائيد كه آيا ما با يكديگر محرم هستيم يا خير و آيا بنده مى‏توانم با اين دختر ازدواج كنم يا خير؟

    • ج20 - با اين فرض كه مرقوم شده محرميّت حاصل نمى‏شود ولى چون مسئله نسب و فروج است به احتياط واجب ازدواج صورت نگيرد و نگاه محرمانه هم به يكديگر نكنند.

     س21 - اخيراشايع شده است كه دختر و پسر مى‏توانند صيغه خواهر و برادرى با يكديگر بخوانند و در نتيجه مثل خواهر و برادر به يكديگر محرم گردند آيا چنين صيغه‏اى در شرع داريم يا خير؟

    • ج21 - مأخذ شرعى ندارد.

    موارد حرمت ابدى

     س1 - فردى در عدّه طلاق يا وفات با زنى ازدواج كرده است در صورت جهل هر دو يا يكى از آنها به مسئله، حكم چيست؟

    • ج1 - در صورت وقوع دخول، حرمت ابدى حاصل مى‏گردد البتّه اگر در عدّه طلاق رجعى يا وفات باشد، اين حرمت براى هر دو مى‏باشد ولى اگر دخول نشده، در عدّه طلاق رجعى و يا وفات باشد با علم به حكم، باز هم حرمت ابدى مى‏آيد.

     س2 - ازدواج لواط كننده با اقوام نزديك لواط شده مانند دختر برادر موطؤ، دختر خواهر، عمه و خاله او چه صورت دارد؟ آيا احتياطى در ترك اين ازدواج وجود دارد، با توجّه به اين كه روايتى در احتياط آن موجود نيست؟

    • ج2 - اشكالى ندارد و احتياط لازم نيست.

     س3 - آيا فرزند لواط كننده مى‏تواند با مادر، دختر و خواهر لواط شده ازدواج نمايد؟

    • ج3 - اشكالى ندارد ولى بهتر آن است كه ازدواج نكند خصوصابا دختر لواط شده.

     س4 - اگر كسى با پسرى لواط كند چه كسانى از منسوبين لواط شده بر لواط كننده حرام مى‏شوند؟

    • ج4 - ازدواج لواط كننده با مادر و مادر مادر هر چه بالا رود و دختر و دختر دختر هر چه تنزّل كند و هم چنين خواهر او حرام است.

     س5 - فردى زنى را صيغه يك ساله نمود و بعد از انقضاء مدّت بلافاصله او را به عقد دائم خود درآورد و در اين مدّت با مادر زن خود مقاربت كرده لكن نمى‏داند مقاربت در زمان عقد منقطع بوده يا دائم حكمش چيست؟

    • ج5 - مقاربت و زناى با مادر زن در هنگامى كه دختر او در حباله مرد است، موجب حرمت زن نمى‏شود چه زوجه به عقد دائم و يا منقطع باشد به شرط آن كه بلافاصله عقد بعدى صورت گرفته باشد همچنين اگر فاصله شده ولى شكّ كند كه مقاربت در همين ايّام بوده يا نه، باز هم عقدش محكوم به صحّت است لكن اگر بداند در اين فاصله، مقاربت انجام شده، عقد بعدى محكوم به بطلان است چون زن بعد از مقاربت مرد با مادرش حرام ابدى مى‏گردد.

     س6 - زنى شوهر دار با مردى اجنبى عمل نامشروع انجام داده و همين عمل نيز موجب طلاق او گرديده، بعد از مدّتى با همان مرد ازدواج نموده و بچّه‏دار شده عقد آنها چه صورتى دارد و سرنوشت بچّه چه مى‏شود؟

    • ج6 - در فرض سئوال ازدواج با آن مرد حرام است و اگر بداند از همين ازدواج، فرزند بوجود آمده آن هم حرام است در صورتى كه علم به حرمت ازدواج داشته باشد. والّله العالم.

     س7 - دخترى كه فقط عقد كرده شوهرش قبل از عروسى از راه دبر با او نزديكى نموده است، بعداجدا شده‏اند حالا دختر در زمان عدّه اين آميزش، با مرد ديگرى ازدواج كرده، حكم مسئله را بيان كنيد؟

    • ج7 - زن بر شوهر دوّم حرمت ابدى دارد مگر در صورت جهل طرفین و انجام نگرفتن نزدیکی در ازدواج دوم.

     س8 - اگر دخترى به عقد دائم در آيد و داماد قبل از عروسى از راه دبر در او تصرّف كند و از هم جدا شوند و دختر نمى‏دانسته كه واجب بوده عدّه نگهدارد و لذا به عقد ديگرى در مى‏آيد و از شوهر دوّم دو فرزند دارد حكم چيست؟

    • ج8 - در فرض مزبور زن به همسرش حرام ابدى است و بايد از هم جدا شوند و در مورد فرزندان، اگر علم به حرمت ازدواج داشته‏اند حرامزاده و الاّ ولد شبهه هستند.

     س9 - اگر كسى زنى را صيغه موقّت نموده، آيا بعد از اتمام صيغه مى‏تواند دختر او را صيغه كند؟

    • ج9 - در صورتى كه به مادر او دخول كرده باشد نمى‏تواند دختر او را صيغه كند.

     س10 - ازدواج لواط كننده با خواهر لواط شده چگونه است؟

    • ج10 - ازدواج لواط كننده با خواهر و مادر لواط شده حرام است.

     س11 - در چه صورتى ظهار حرمت ابدى براى زن و شوهر مى‏آورد بيان فرمائيد؟

    • ج11 - ظهار از طلاقهاى زمان جاهليّت است كه شرع اسلام حكمش را تغيير داده است و لذا اگر مرد به زنش بگويد پشت تو بر من مانند پشت مادرم است و امثال اين كلمات را با قصد حرمت و در حضور دو شاهد عادل بگويد وطى آن زن بر آن مرد حرام مى‏شود مگر آنكه كفّاره بدهد.

     س12 - در چه صورتى لعان حرمت ابدى براى زن و شوهر مى‏آورد؟

    • ج12 - در صورتى كه مرد، زن دائمى خود را به زنا متهم كند و يا بچّه‏اى كه مى‏تواند به او ملحق شود، نفى ولديت كند و در نزد حاكم شرع مرد چهار مرتبه شهادت دهد كه راستگوست و بعد لعنت كند دروغگو را به نفى ولد يا زنا و زن هم چهار مرتبه شهادت دهد كه مرد دروغگو است و بعد بگويد غضب خدا بر من است، اگر مرد راستگو باشد اين زن و مرد حرام ابدى مى‏شوند و حدّ قذف هم ساقط مى‏شود.

     س13 - زيدى برادرش مرحوم شده است و زن برادرش يعنى زن آن مرحوم 53 سال دارد و سيّده نمى‏باشد و خود زن مى‏گويد كه من حدود پنج سال است كه اصلابا شوهرم نزديكى نكرده‏ام و اين زن نازا است حالا برادر اين مرحوم خواهان ازدواج با زن برادرش مى‏باشد زن مرحوم در حال عدّه وفات شوهر است و بالاخره به يكى از دفاتر ازدواج مراجعه مى‏كنند اتّفاقاسر دفتر ازدواج از اينها سئوال مى‏كند در جواب زن مى‏گويد شوهرم دو ماه قبل مرحوم شده است و من سيّده نمى‏باشم و 53 سال عمر من مى‏باشد سر دفتر صيغه عقد را جارى مى‏كند و خودشان مى‏گويند كه ما بعد از عقد نزديكى كرده‏ايم مرد مى‏گويد من جاهل به مسئله بودم هم عقد صورت گرفته و هم نزديكى آيا حرمت ابدى دارد يا خير؟

    • ج13 - اين زن با فرض مذكور بر اين شخص كه او را عقد كرده و دخول هم نموده، حرام ابدى است.

     س14 - زنى ازدواج كرده بعد از هشت سال طلاق گرفت و بعد از اتمام عدّه با مردى ازدواج كرده است بعد از عقد و دخول ، شوهر اوّل مى‏گويد دوست دارم با شما ازدواج كنم زن هم قبول مى‏كند با اينكه زن در عقد ديگرى است شوهر اوّل از پيش خودش عقد فضولى را مى‏خواند و مهريه را يك ميليون تومان قرار مى‏دهد به زن خبر مى‏دهد و زن هم قبول مى‏كند شروع مى‏كنند به زندگى و بعد از چند روز زن اعتراض مى‏كند كه مهريه كم است و اختلاف بر سر مهريه پيدا مى‏كنند بعد از يك سال از هم جدا مى‏شوند زن ادّعا مى‏كند من شوهر دارم حال اگر زن از شوهر فعلى طلاق بگيرد مى‏تواند با شوهر اوّلى كه هشت سال با او زندگى كرده ازدواج كند يا خير؟

    • ج14 - با شوهر اوّلش حرام مؤبد مى‏شود.

     س15 - در مورد زنى كه طلاق گرفته و بعد با مرد ديگرى ازدواج كرده و بعد از دخول متوجّه شده كه طلاق اوّل باطل بوده است حكم چيست؟

    • ج15 - با فرض مذكور زن به مرد دوّم حرام ابدى خواهد بود.

     س16 - اينجانب شوهرم در حدود ده سال قبل فوت كرده و بعد از مدّتى مردى از من خواستگارى كرد براى متعه و من هم قبول كردم مشروط به اينكه اگر خواستگار دائمى پيدا كردم او مدّت را بذل كرده و مرا رها كند و بعد از مدّتى هم خواستگارى خوب برايم پيدا شد و آن مرد هم مدّت را بذل كرد و من هم تصوّر مى‏كردم كه اگر يك مرتبه عادت ماهيانه شوم مى‏توانم ازدواج كنم و به اين اعتقاد بعد از يك طهر با اين مرد ازدواج كردم و بعدامتوجّه شدم كه اين ازدواج مشكل شرعى داشته لطفاحكم شرعى را بيان فرمائيد؟

    • ج16 - اگر ازدواج در عدّه مرد ديگرى واقع شود گرچه از روى جهل و نادانى به مسئله باشد، در صورت واقع شدن دخول، مرد دوّم براى آن زن حرام ابدى مى‏شود و عقد باطل است و نمى‏تواند زنِ مرد دوّم باشد و از فرض سئوال معلوم مى‏شود كه زن، عدّه شوهر اوّل را كه دخول شده است در وقت عقد دوّمى تمام نكرده بوده پس بايد از او جدا شود و براى شوهر دوّم اگر دخول به دوّمى هم شده حرام ابدى مى‏باشد.

     

     

    الحاق ولد و فرزند خوانده‏گى

     س1 - زن و شوهرى به دليل نداشتن فرزند از پرورشگاه كودكى اختيار مى‏كنند، ضمن گرفتن شناسنامه براى او ارث نيز برايش تعيين مى‏كنند بفرمائيد اين مسئله و مسئله محرميّت كودك با آنان چه صورت دارد؟

    • ج1 - اين كه شناسنامه بنام فرزند خودش بگيرد جايز نيست، مگر بنام شخصى كند كه بچّه از اوست و ارث هم از اين مرد و زن نمى‏برد و حكم فرزند ندارد و محرم هم نيست، مگر از طرق شرعى او را محرم نمايند

     س2 - اگر زنى با دو مرد رابطه نامشروع داشته شب را با يك نفر و روز را با ديگرى سپرى نموده تا يك هفته سپس حامله شده و بچّه متولّد گرديد ملحق به كداميك است؟

    • ج2 - اگر راهى براى الحاق نباشد بايد قرعه انداخته شود و در نكاح و نگاه كردن،بايد احتياط كند و از هر دو اجتناب نمايد.

     س3 - اينجانب سيّد هستم بعلّت نداشتن فرزند نوزادى را از بنياد حمايت كودكان به فرزندى گرفتم و نامش را سيّد على گذاشته و برايش شناسنامه گرفته‏ام حكم چيست؟

    • ج3 - اين عمل مشروعيّت ندارد و جايز نيست.

     س4 - آيا با استفاده از آزمايشهاى پزشكى و مطالعات طبّى مانند آزمايش تجزيه خون و آزمايش عقيم بودن و غيره كه نوعامفيد ظنّ قوى هستند در فرض تعارض دو اماره فراش مى‏توان يكى از آنها را بر ديگرى ترجيح داد يا ترجيح فقط با امارات قطعى و يقينى شرعى ممكن است؟

    • ج4 - اينگونه ظنون حاصله از آزمايش خون و امثال آن شرعاحجيّت ندارد.

     س5 - در صورتى كه ميان اماره فراش زوج سابق با اماره فراش زوج جديد تعارض ايجاد شود كدام مقدّم است (مثلازن پس از انحلال نكاح و انقضاى عدّه كه حدود سه ماه است مجدّداازدواج كند و مثلابعد از شش ماه و نيم كودكى از وى متولّد شود در اين صورت احتمال اينكه طفل منسوب به هر يك از اين دو زوج باشد وجود دارد زيرا شرط حدّاقل شش ماه و حدّاكثر ده ماه در هر دو مورد وجود دارد لذا اماره فراش شوهر سابق با اماره فراش شوهر جديد تعارض مى‏كند)؟

    • ج5 - با فرض سئوال تعارض امارتين تحقّق پيدا نمى‏كند بلكه با فرض گذراندن عدّه، شرعازن از حمل خالى خواهد بود مگر آن كه يقين به تحقّق حمل از شوهر اوّل باشد كه با فرض مذكور ديگر تعارضى تحقّق ندارد.

     س6 - گاهى زن و شوهرى كه صاحب اولاد نيستند پسر يا دخترى را به فرزند خواندگى قبول مى‏كنند بفرمائيد چه راههائى براى محرم شدن پسر خوانده نسبت به اين زن و همچنين دختر خوانده نسبت به اين شوهر وجود دارد؟

    • ج6 - موارد متعدّدى مى‏تواند مسئله محرميّت را ايجاد كند، اگر بچّه كوچك را خواهر مرد يا خواهر زن كه شير ده هستند شير دهند مى‏توانند تحصيل محرميّت كنند و يا با ازدواج، ولى چون موارد معيّن نيست نمى‏توان مسئله را روشن كرد پس اگر موارد معيّن شود پاسخ داده مى‏شود.

    شير بهاء

     س1 - گرفتن شير بهاء چه حكمى دارد؟

    • ج1 - شرعيّت ندارد مگر روى مهريّه حساب گردد.

     س2 - شخصى مى‏خواهد با دختر كسى ازدواج كند شيربهاى آن را هر چه قرار گذاشته باشند پرداخت مى‏كند و آن دختر را در خانه‏اش مى‏آورد و بعد از آن پدر دختر يا اقارب ديگرى كه دارد بنام احوالپرسى مى‏آيند و كادو مى‏آورند و چند وقت بعد پدر، دختر را به خانه خود مى‏برد و وقتى كه به خانه شوهر برمى‏گردد پدر دختر چيزهايى از قبيل گاو و گوسفند براى دختر مى‏دهد چنين كارى در بين مردم افغانستان رسم است آيا آن چيزهايى را كه پدر دختر داده و آنچه را كه چند وقت بعد به خانه خودش برده مال زن مى‏شود يا مال هر دو؟

    • ج2 - بستگى به نظر كسى كه اينها را مى‏دهد، دارد ولى ظاهرابه دختر مى‏بخشد.

     س3 - شيربها و پولى كه پدر و مادر دختر براى خودشان مى‏گيرند و پولى كه براى تهيّه جهيزيه مى‏گيرند چه حكمى دارد؟

    • ج3 - از نظر شرعى صحّت ندارد مگر آنكه به عنوان مهريه محاسبه گردد و الاّ جايز نيست.

     س4 - در بين مردم (شيعيان) افغانستان شيربهاء و مهريه مرسوم بوده است و پدر دختر يك مبلغ پولى به عنوان شيربها از داماد مى‏گيرد آيا حلال است يا خير و آيا وقتى كه يك سال از آن بگذرد خمس به آن تعلّق خواهد گرفت مثل منافع سال پدر دختر يا خير؟

    • ج4 - گرفتن شيربها مشروعيّت ندارد مگر آنكه داماد آن را ببخشد و اگر صرف در مؤونه شود خمس ندارد.

     س5 - پولى كه خواهر عروس، عمّه عروس، عموى عروس و خاله عروس در مراسم ازدواج مى‏گيرند و اكثراداماد مجبور است اين پولها را پرداخت نمايد چه حكمى دارد؟

    • ج5 - جايز نيست و اكل مال به باطل است.

     س6 - پولى كه پدر دختر از پدر داماد و يا از خود داماد مى‏گيرد كه بنام گله در افغانستان معروف است و در عوض هم چيزى به داماد نمى‏دهند چه حكمى دارد؟

    • ج6 - اگر به عنوان مهريه مى‏گيرند، اشكال ندارد و بايد به دختر بدهند ولى اگر اين عنوان را ندارد، جايز نيست.

    حقّ حضانت

     س1 - در مواردى كه بين زوجين مفارقت حاصل شود، با توجّه به فتاواى متأخّرين مبنى بر اولويّت حقّ حضانت مادر در مورد دختر تا هفت سالگى و پسر تا دو سالگى و بودن مشكلاتى از قبيل علقه بيشتر فرزندان خردسال به مادر و ايجاد اخلال در مسائل تربيتى آنان در صورت جدائى از مادر وابستگى فرزندان به يكديگر و عدم امكان جدائى بين آنها در چه صورتى كه بعضى با پدر و بعضى با مادر باشد و عسر و حرج براى پدر در نگهدارى فرزندان و هم چنين وجود احاديث معتبره خواهشمند است نظر مبارك را اعلام فرمائيد؟

    • ج1 - مسائلى كه عنوان فرموده‏ايد ممكن است ضرورتهاى شخصى باشد كه ايجاب كند طبق آن ضرورتها، حاكم شرع حقّ حضانت يكى از دو پدر و مادر را سلب و به ديگرى بدهد و در صورتى كه ضرورتى را حاكم شرع احراز كند، اشكال ندارد و امّا مسائل مذكوره نمى‏تواند بعنوان يك ضرورت نوعيّه مطرح باشد تا اين كه باعث تغيير حكم گردد  در مورد رواياتى كه ذكر كرده‏ايد، روايات ديگرى هم در اين زمنيه هست كه اصحاب بين چند طائفه از ادلّه جمع كرده‏اند و لذا فتوى داده‏اند كه در پسر دو سال و در دختر هفت سال حقّ حضانت با مادر است.

     س2 - آيا مادر مى‏تواند از حقّ حضانت (دو سال پسر و هفت سال دختر) خوددارى كند و بگويد من حضانت آنها را قبول نمى‏كنم؟

    • ج2 - بلى مادر حقّ دارد حضانت را ردّ يا قبول نمايد.

     س3 - آيا پدر شرعامجاز است كه مادر مطلّقه را از ديدار فرزندش كه تحت حضانت پدر است محروم نمايد؟

    • ج3 - جايز نيست.

     س4 - الف - هرگاه جدايى فرزند از مادر يا خواهر و برادرش به سلامت روانى طرفين بالاخصّ كودك لطمه وارد كند (يعنى مشقّت غير قابل تحمّل براى طرفين ايجاد گردد) آيا مى‏توان حضانت طفل را تا رسيدن به سنّ بلوغ يا رشد به يكى از والدين واگذار كرد؟

    ب - آيا دادگاه مى‏تواند با توجّه به شرايط خاصّ والدين و حفظ مصالح طفل بدون در نظر گرفتن سنّ طفل (2 و 7 سال) او را به پدر و يا مادر واگذار كند؟

    ج - پس از رسيدن اطفال به سنّ بلوغ يا رشد آيا پدر و مادر در رابطه با حضانت او تكليف دارند؟

    د - هرگاه بستگان محجور از قبول قيموميّت محجور امتناع كنند آيا مى‏توان آنان را ملزم به قبول اين مسئوليت كرد؟

    • ج4 - الف - حقّ حضانت به طبع اوّليه تا دو سال در پسر و هفت سال در دختر متعلّق به مادر است و بعد از آن متعلّق به پدر است ولى اگر حاكم شرع احراز كند كه بنا به دلايلى حضانت بر خلاف قاعده به ديگرى سپرده شود، اشكال ندارد ولى بدون احراز ضرورت، مشكل است.
    • ب - جواب روشن شد.
    • ج - در صورتى كه احتياج به حضانت دارد بر پدر واجب است حضانت نمايد.
    • د - اشكال ندارد.

    ازدواج با اهل كتاب و ديگر فرق مسلمين

     س1 - آيا شيعه مى‏تواند دختر خود را به فرقه‏هاى مختلف صوفى بدهد يا خير؟

    • ج1 - دختر به آنها داده نشود چه بسا بعضى از آنها معتقد به خلاف بعضى از ضروريّات اسلام باشند.

     س2 - آيا متعه اهل كتاب جايز است؟

    • ج2 - جايز است.

     س3 - ازدواج شيعه با فرقه ضالّه بهائيت و يا اهل سنّت چگونه است؟

    • ج3 - ازدواج با فرقه ضالّه بهائيت صحيح نيست و جايز نمى‏باشد ولى ازدواج با اهل سنّت و زن گرفتن از آنها اشكال ندارد ولى نبايد به آنها زن داد.

     س4 - آيا ازدواج مرد مسلمان با زن كافر كتابى و غير كتابى و مرد كافر با زن مسلمان جايز است؟

    • ج4 - ازدواج موقّت مرد مسلمان با زن كافر كتابى جايز است و ديگر موارد جايز نمى‏باشد و ازدواج زن مسلمان با مرد كافر در هيچ موردى جايز نمى‏باشد.

     س5 - ازدواج دائم يا موقّت با اهل كتاب حكمش چيست آيا اذن ولىّ شرط است؟

    • ج5 - ازدواج دائم با زن كتابيّه به نظر ما حرام است ولى موقّت اشكال ندارد و اذن ولىّ شرط نيست.

    نگاه به نامحرم و لمس او

     س1 - نگاه كردن به باطن بدن زن نامحرم مثل داخل بينى و دندان و لسان چگونه است؟

    • ج1 - تمام بدن زن حتّى بواطن او هم عورت است و نظر به آنها حرام است.

     س2 - در مراكز نجات بخشى و بهزيستى بچّه‏هاى كوچك كه بزرگ مى‏شوند چه دختر و چه پسر افرادى كه پرستارشان هستند نگاه كردن به عورتين و دست زدن به آنها چه صورت دارد؟

    • ج2 - حرام است.

    نفقه

     س1 - آيا عدم پرداخت نفقه محجور و زوجه‏اش و افراد واجب النفقه وى (با توجّه به تمكّن مالى محجور) از ناحيه ولىّ وى حرام نمى‏باشد و در صورت عدم پرداخت آيا قابل مطالبه است؟

    • ج1 - پدر بايد از اموال محجور براى نفقه زوجه و اولاد او بردارد و در مورد آنها مصرف نمايد و نفقه زوجه دين است و اگر مصرف نكند زوجه مى‏تواند مطالبه نمايد ولى در اولاد، حقّ مطالبه ندارد و فقط خلاف حكم تكليفى انجام شده است.

     س2 - آيا نفقه زوجه حامله كه زوجش فوت كرده و يا در عدّه وفات است از مال زوج پرداخت مى‏شود يا خير؟

    • ج2 - نفقه اين زن چه حامله و چه معتده به عدّه وفات باشد از مال مرد خارج نمى‏شود.

     س3 - در صورتى كه زوج از پرداخت نفقه امتناع كند و يا براى مدّت طولانى غايب شود و يا اينكه به درجه‏اى از سفاهت برسد كه تصرّف او در اموال و دارائى خود غير عقلائى باشد يا اينكه مجنون شود تكليف نفقه زوجه چه مى‏شود و مسئول پرداخت آن كيست؟

    • ج3 - وظيفه ولىّ مرد است كه اقدام به پرداخت نفقه زوجه از مال زوج كند ولى اگر ولىّ شرعى نباشد، حاكم شرع موظّف است نفقه زوجه را از مال او به زن بپردازد.

     س4 - شخصى زن دائمى خود را در تاريخ 1366/2/12 بدون طلاق و مخارج زندگى از خانه بيرون كرده و زن ديگرى آورده پس از مدّت زيادى زن جديد فوت مى‏كند و شخص دنبال زن سابق خود رفته و در تاريخ 1377/6/8 زن را بر مى‏گرداند كه حدودا11 سال و 4 ماه سپرى مى‏شود و در حضور چند نفر كاغذ نوشته و اقرار مى‏كند كه نفقه سالهاى تلف شده زن را پرداخت كند در فاصله كمى آن شخص فوت كرد وارث كه برادران شخص متوفّى مى‏باشند از نفقه سالهاى گذشته را كه شوهر زن متعهّد شده بود قبول ندارند آيا اكنون اين زن بدون سرپرست از چه طريقى مى‏تواند به حقّ خود برسد؟

    • ج4 - بايد نفقه زن را ورثه بپردازند زيرا از ديون است و دين قبل از تقسيم اموال، واجب است كه اداء گردد.

     س5 - در چه مواردى نفقه ساقط مى‏شود، منظور از تمكين، تمكين خاصّ است يا انجام وظايف زوجيّت از قبيل حسن معاشرت، معاضدت بايكديگر در تشييد مبانى خانواده، احترام نظر شوهر و ... را نيز شامل مى‏شود و آيا در مواردى كه با وجود رابطه زوجيّت نزديكى با زوجه حرام است نيز نفقه واجب مى‏شود يا خير؟

    • ج5 - اطاعت زن از مرد در مواردى كه عدم آن، موجب نشوز مى‏گردد شرط وجوب نفقه است و موارد مرقومه جزء آن موارد نمى‏باشد و در جائى كه زن عذر شرعى دارد و مرد نمى‏تواند با او نزديكى كند، نفقه واجب است.

     س6 - آيا نفقه به محض ايجاد علقه زوجيّت واجب مى‏شود يا شرائط ديگرى را قائليد و آيا وسائل تنظيف و آرايش ، مخارج مداوا و لو در بيمارى صعب العلاج، هزينه زايمان، هزينه تجهيز و غيره را نيز جز نفقه مى‏دانيد يا خير به طور كلّى نفقه چيست؟

    • ج6 - نفقه بعد از ايجاد علقه زوجيّت دائمه و متابعت و اطاعت زن از مرد در جهاتى كه عدم آن موجب نشوز است، بر مرد واجب مى‏شود و نفقه، هر آن چيزى است كه زن به آن احتياج دارد از غذا و لباس و فرش و مسكن و مواردى كه نوشته شده است جز نفقه است ولى در بيماريهاى صعب العلاج كه مخصوصاهزينه‏هاى زيادى در بر دارد، بر مرد واجب نيست.

     س7 - ضابطه اصلى در اجراء نفقه به نظر جنابعالى چيست و آيا نفقه ملاك خاصّى دارد يا يك مسئله عرفى است؟

    • ج7 - مسئله عرفى است كه مطابق با شأن زن و اهل بلد محاسبه مى‏شود.

     س8 - ميزان نفقه با توجّه به وضعيت زن تعيين مى‏شود يا رعايت حال شوهر معيار و ملاك است و آيا زن مالك نفقه مى‏شود يا فقط حقّ انتفاع دارد؟

    • ج8 - ميزان در نفقه رعايت شأن زن و محاسبه شأنيت او با زنهاى اهل بلد است و در بعضى از موارد مانند نفقه طعام و امثال آن مالك مى‏شود و در مثل مسكن و لباس حقّ انتفاع دارد.

     س9 - با توجّه به وجوب پرداخت نفقه اولاد توسط پدر بفرمائيد:

    الف - آيا در اين حكم بين فرزند صغير و كبير تفاوتى هست؟(اعمّ از متمكّن و غير متمكّن)

    ب - آيا مراد از تمكّن، قدرت فعلى است يا توانايى بالقوّه تحصيل مال را نيز شامل مى‏شود؟

    ج - در صورت تخلّف فرزند واجب النفقه از دستورات شرعى پدر ، آيا وجوب پرداخت نفقه وى ساقط مى‏شود؟(مثلانوجوان فقيرى كه پدر را اذيّت نموده و از ورود وى به خانه شخصى‏اش جلوگيرى مى‏كند واجب النفقه است)

    • ج9 - الف - نفقه فرزند فقير بر پدر واجب است و تفاوتى بين صغير و كبير نمى‏كند ولى اگر فرزند فقير نباشد نفقه واجب نيست.
    • ب - مراد از تمكّن ، قدرت فعلى و يا در حكم قدرت فعلى است مانند اينكه كسى كار مى‏كند و قدرت بر كار دارد.
    • ج - ساقط نمى‏شود ولى اينطور نيست كه اگر پدر نداد، مديون باشد بلكه خلاف حكم تكليفى عمل نموده بخلاف نفقه زوجه كه دين است.

     س10 - معقوده غير مدخوله‏اى از حقّ حبس خود استفاده نموده و اظهار داشته تا تمام مهريه‏ام را استيفاء نكنم حاضر به تمكين نيستم حال سئوال اين است كه زوجه مزبور چنانچه از زوج تمكين عامّ نداشته باشد مثلابدون اجازه اذن زوج از منزل خارج شود مستحقّ نفقه خواهد بود يا به دليل آنكه در خصوص تمكين عامّ ناشزه محسوب بوده مستحقّ نفقه نمى‏باشد؟

    • ج10 - زن حقّ مطالبه مهريه را قبل از تمكين خود دارد و از اين نظر كه تمكين نمى‏كند، ناشزه نيست و اگر از شوهر هرگونه اطاعتى كه بر او واجب است بنمايد نفقه هم بايد به او داده شود ولى اگر وظائف واجبه‏اى كه بر گردن اوست مثل خروج از خانه با اجازه شوهر انجام ندهد، از اين جهت ناشزه است و حقّ نفقه ندارد.

     س11 - هرگاه زوجه از ايفاى وظايف زوجيّت خوددارى نمايد ناشزه بوده و مستحقّ نفقه نخواهد بود ليكن در صورتى كه شوهر از انجام وظائف زوجيّت سر باز زند به گونه‏اى كه زوجه‏اش را معلّقه قرار دهد بفرمائيد :

    الف - آيا مى‏توان حكم به نشوز زوج كرد؟

    ب - در صورت مثبت بودن پاسخ چه آثارى بر آن مترتّب است؟

    ج - آيا زوجه مى‏تواند در اين صورت از دادگاه تقاضاى طلاق نموده و دادگاه نيز بر اين اساس حكم به طلاق زوجه بدهد؟

    • ج11 - الف - نشوز اختصاص به زن ندارد و مرد هم اگر به وظائف خود عمل نكند ناشز است
    • ب - بايد حاكم شرع مرد را موظّف به انجام وظائف نمايد و در صورتى كه از انجام وظيفه امتناع نمايد، حاكم شرع بايد او را به وظائف اجبار نمايد.
    • ج - به نظر مى‏رسد با ناشز شدن مرد نمى‏شود حكم به طلاق نمود مگر آنكه به مرحله‏اى برسد كه زن در عسر و حرج شديد قرار گيرد كه در اين صورت حكم به طلاق مستند به عسر و حرج خواهد بود نه به ناشز بودن مرد.

     س12 - شخصى هفت سال زن و بچّه‏هاى خود را ترك كرده و با زن دوّم ازدواج نموده است و در اين مدّت نفقه و مخارج همسر اوّلش را نداده است و بعد از اين مدّت آمده آيا همسر اولّش مى‏تواند نفقه خودش و فرزندانش را از شوهرش مطالبه نمايد و آيا بعد از اين مدّت بر زن تمكين شوهر لازم است و در صورتى كه تمكين نكند حكم چيست؟

    • ج12 - زن مى‏تواند مطالبه نفقه سالهاى گذشته را كه مرد پرداخت نكرده ، بنمايد و اگر هم اكنون نفقه پرداخت مى‏كند بايد از شوهر تمكين كند و اگر زن در اين مدّت مخارج بچّه‏ها را به عنوان اينكه بعدااز پدر بچّه‏ها طلب كند، داده باشد مى‏تواند اين مخارج را هم مطالبه كند.

    تمكين

     س1 - اگر زنى شوهرى داشته باشد كه فاقد طهارت و نماز باشد و دوست ندارد كه شوهر با او هم بستر شود آيا مى‏تواند از شوهرش دورى كند؟

    • ج1 - جايز نيست و بايد از شوهر تمكين كند.

    متفرّقات

     س1 - اگر زنى به مردى پيشنهاد ازدواج كند و مرد از او سئوال كند باكره هستى يا نه بگويد باكره نيستم آيا حرفش پذيرفته مى‏شود؟

    • ج1 - حرف زن در اين مورد قبول است.

     س2 - آيا فردى كه چند زن دارد تقسيم شبها بين زنان بر او واجب است يا اين كه مستحبّ و يا رجحان دارد؟

    • ج2 - اگر چهار زن داشته باشد واجب است هر شبى از چهار شب را پيش يكى باشد و ترجيح بعضى بر بعضى ديگر حرام است.

     س3 - مردى بعد از مرگ زن چهارمش با زن پنجم ازدواج كرد بعد بنحوى زن چهارم زنده شد كداميك زن او به حساب مى‏آيند؟

    • ج3 - اگر حقيقتامرده باشد، بعد از زنده شدن، زن پنجم همسر اوست و زنى كه مرده و زنده شده، همسر او نيست  

     س4 - مردى زنى را به مدّتى عقد كرد، در اين مدّت زن ديوانه شد و يا بيهوش گرديد آيا حقّ جماع با او را دارد؟

    • ج4 - وطى او در حال زوجه بودن مانعى ندارد چه ديوانه باشد يا بيهوش.

     س5 - همسر اينجانب مدّت 3/5 سال است كه خانه خود را ترك گفته و به همراه تنها فرزندم به منزل پدرش در شهر ديگرى رفته و اين در حالى است كه بنده از رفتن ايشان رضايت ندارم و از طرفى هيچگونه مشكل مالى، جسمانى يا انحرافات اخلاقى و فكرى متوجّه اينجانب نمى‏باشد، آيا ايشان كه بدون رضايت شوهر و هيچگونه كمبودى منزل را ترك كرده ناشزه مى‏باشد يا نه؟ در اين صورت آيا نماز و روزه‏هاى ايشان صحّت دارد يا خير؟

    • ج5 - در صورتى كه همسر در زمان عقد، شرط سكونت غير از اين خانه را نكرده باشد و جهت انتفاع و استمتاع تمكين نكند، ناشزه است و در فرض مذكور نماز و روزه‏هاى ايشان صحيح است ولى قبولى آن با عدم رضايت شوهر مشكل است. والّله العالم.

     س6 - آيا تجسّس قبل از ازدواج در اين كه دو نفر مى‏خواهند ازدواج كنند به اين كه برادر و خواهر رضاعى نباشند واجب است؟ بعد از ازدواج چطور؟ البتّه در صورتى كه فقط احتمال مى‏دهند؟

    • ج6 - تجسّس واجب نيست مگر احتمال رضاع يا غيره، عقلائى باشد كه در اين صورت تجسّس مفيد است زيرا كه تركش چه بسا موجب پشيمانى باشد.

     س7 - كسى چهار زن دارد پنجمى را هم عقد كرده، آيا پنجمى باطل است؟

    • ج7 - عقد پنجمى باطل است در صورتى كه همه عقدها دائمى باشد.

     س8 - در صورت اتّصال و چسبندگى سر دو خواهر مسئله ازدواج آن دو چه حكمى دارد؟

    • ج8 - ازدواج دو خواهر به هم پيوسته اگر براى صرف محرميّت باشد نه زناشوئى، براى پسر و پدر جايز است چون يكى عروس اوست و ديگرى زن پدر و هر دو محرمند، ولى براى زناشوئى چون مستلزم امر غير مشروع است، اشكال دارد.

     س9 - طبق رساله عمليّه مراجع عظام اطاعت پدر براى فرزند واجب است، حال اگر در يك امر مباح پدر امر به فعل آن كرد ولى مادر بر عكس آن و يا پدر چيزى گفته پدر بزرگ چيز ديگر را، در اين صورت چه بايد كرد در صورتى كه جمع بين فعل و ترك ممكن نيست؟

    • ج9 - پدر ولايت دارد نه مادر، پس حرف پدر مقدّم است همان طور كه در تعارض بين حرف پدر و جدّ، دوّمى مقدّم است چون جدّ ولايت بر پدر را هم دارد.

     س10 - مرتدّ فطرى و ملّى كيست و چه حكمى دارد؟

    • ج10 - مرتدّ فطرى مسلمانى است كه كافر شود با آن كه انعقاد نطفه‏اش در حالى بوده كه يكى از پدر يا مادرش يا هر دو مسلمان بوده و ملّى به مسلمانى مى‏گويند كه كافر شود و پدر و مادرش در حال انعقاد نطفه او كافر باشند و حكم مرتدّ فطرى آن است كه به مجرد ارتداد مالش به ورثه منتقل مى‏شود و زن بر او حرام و كشتنش واجب است و توبه‏اش مورد قبول نيست و مرتد ملّى همين حكم را دارد بجز اين كه كشته نمى‏شود و اگر توبه نمود توبه‏اش قبول است و از تصرّف در اموالش جلوگيرى مى‏گردد، احكامى كه گفته شد مخصوص به مرتدّ مرد است و اگر زن مرتدّ گردد، كشته نمى‏شود چه‏مرتدّ ملّى باشد و چه مرتدّ فطرى.

     س11 - آيا عقد نكاح زن سيّده با مرد غير سيّد جايز است؟

    • ج11 - بهتر آن است كه از عقد كردن زن علويّه به غير سيّد تا ضرورت عرفى پيش نيايد اجتناب شود.

     س12 - خانواده پسر با پرداخت صد هزار تومان به خانواده دختر فقط به توافق رسيدند كه دختر را به عقد پسر در آورند، الان چهار سال است از پسر خبرى نيست، آيا دختر مى‏تواند ازدواج كند؟

    • ج12 - ازدواج دختر اشكال ندارد، زيرا شرعاهمسر كسى نيست.

     س13 - زنى كه شوهرش چند سال در جبهه مفقودالاثر است و فعلانمى‏داند، آيا جز شهداء است يا اين كه باز هم در اسارت است، آيا مى‏تواند ازدواج كند؟

    • ج13 - بايد به حاكم شرع مراجعه كند تا تصميم مقتضى گرفته شود.

     س14 - شخصى مى‏خواهد دختر كسى را نامزد كند يك مقدار اجناس مى‏فرستند از قبيل غلّه، برنج، چاى، شكر، مال بذر جهت كاشت و رخت و بعضى از اجناس در مراسم مهمانى طرفين مصرف مى‏شود و بعضى از اجناس و پول و رخت و بذر جهت كاشت و غيره براى پدر دختر باقى مى‏ماند پس يكى از دختر يا پسر فوت مى‏كند و يا سازگارى نمى‏كنند و ازدواج صورت نمى‏گيرد و زوجين جدا مى‏شوند آيا اين اجناس چه مصرف شده و چه مصرف نشده در پس دادن و ندادن چه حكمى دارد؟

    • ج14 - آنچه كه باقى مانده است بايد برگرداند.

     س15 - خنثى اعمّ از اينكه مشكل باشد يا غير مشكل، آيا ازدواج با آن جواز دارد يا خير؟

    • ج15 - در خنثى مشكل ازدواج جايز نيست و در غير مشكل اگر احراز شود كه مرد است يا زن، ازدواج اشكال ندارد.

     س16 - دادن دختر به شوهر ريش تراش چه حكمى دارد؟

    • ج16 - حرام نيست.

     س17 - آيا دو دخترى كه به هم چسبيده‏اند و موقع ازدواجشان رسيده مى‏توانند ازدواج كنند؟

    • ج17 - ظاهراامكان ازدواج آنها نيست در صورتى كه براى محرميّت تنها نباشد و الاّ پدر و پسر مى‏توانند اين دو را براى خودشان محرم كنند.

     س18 - بانوئى كه شوهرش سه سال و نيم قبل، فوت كرده است و از آن تاريخ تاكنون ادّعايى در مورد دائمى بودن عقد و ازدواج نداشته و قرائنى هم بر موقّتى بودن ازدواج ايشان وجود دارد اخيرامدّعى دائمى بودن عقد و ازدواج خود با آن مرحوم شده ولى همسر اوّل و دائمى مرحوم منكر دائمى بودن رابطه زوجيّت مدّعى است اگر قرار باشد كه صحّت و سقم موضوع با سوگند شرعى اثبات شود قسم را بايد همسر موقّت كه مدّعى دائمى بودن است ياد كند يا قسم متوجّه همسر دائمى است كه منكر ادّعاى مدّعى است؟

    • ج18 - اينطور كه تقرير شده همسر دوّم در حقيقت ادّعا بر ميّت دارد و لذا بايد قسم تغليظى در دائمى بودن عقد بخورد و احكام عقد دائم بر آن مترتّب مى‏شود ولى اگر به طورى ادّعا كند كه ادّعا بر زوجه اوّل باشد تحالف پيش مى‏آيد و هر دو قسم مى‏خورند و در صورتى كه هر دو قسم خوردند بايد با مصالحه، احكامى مثل ارث تقسيم شود.

     س19 - اينجانبه ولىّ قهرى ندارم و هيچگونه اطّلاعى به مسائل شرعى ندارم و مصلحت و مفسده خود را هم تشخيص نمى‏دهم، شخصى كه از مسائل شرعى اطّلاع كامل دارد و با علم به حكم، اينجانبه را فريب داده است و بدون تعيين مهريه و بدون وكالت از اين جانبه پيش خودش عقد موقّت را جارى نموده و به اينجانبه گفت من تو را به عقد دائم خود در مى‏آورم و گفت چون صيغه موقّت را خواندم اگر عمل زناشوئى انجام نگيرد عقد دائم شرعاامكان ندارد اينجانبه از روى سادگى و عوامى پذيرفتم و هنگامى كه به آمال شيطانى خود رسيده و از اين جانبه ازاله بكارت نمود مبلغى را به اين جانبه داده و گفت اين مهريه توست چون از اوّل هيچگونه مهريه‏اى تعيين نشده بود با توجّه به مطالب فوق:

    1 - آيا با عدم تعيين مهريه زنا انجام داده؟

    2 - آيا از عدالت ساقط است؟

    3 - آيا مهرالمثل و ارش البكارت را بايد بدهد يا خير؟

    • ج19 - بر مبناى آنچه كه در متن استفتاء آمده و با فرض مذكور :
    • 1 - چنانچه مهريه و مدّت عقد معيّن نشده باشد عقد محكوم به بطلان است و در صورت علم به اين مسئله كه عقد باطل است، زنا محقّق مى‏شود.
    • 2 - با انجام دادن گناه كبيره انسان از عدالت خارج مى‏شود.
    • 3 - مهر المثل و ارش بكارت بايد پرداخت شود.

ارسال سوالات شرعی

قبل از ارسال سوال توجه فرمایید :
  • ابتدا به بانک استفتائات مراجعه نموده و چنانچه پاسخ خود را بدست نیاوردید ، سوال خود را برای ما ارسال نمایید ، این بخش تنها پاسخ گوی مسائل شرعی و اعتقادی است ، در غیر این صورت به سوالات دیگر پاسخ داده نمی شود.
  • لطفا سوالات خود را بصورت اختصار ارسال نموده ، همچنین پست الکترونیکی خود را بصورت صحیح درج نمایید .