پخش مستقیم دروس بسم الله الرحمان الرحیم rss بروزرسانی :
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی علوی گرگانی

طلاق

  • مسائل طلاق

    صيغه طلاق

     س1 - شخصى كه صيغه طلاق را مى‏خواند اصالْيا وكالًْ، اگر به عللى حرف طاء را نتواند تلفّظ كند و در اين باره تلاش هم كرده، آيا صيغه طلاق باطل است؟ و در صورت بطلان آنچه تا به حال خوانده حكمش چيست؟

    • ج1 - اگر منظور از صحيح خواندن، بصورت تجويد باشد لزومى ندارد ولى اگر غلط خوانده و غلط تلفّظ شود، در صورت امكان از خواندن صيغه صحيح توسط شخص آخر، اكتفاء به چنين شخصى مشكل است ولى كفايت كردنش در صورت عدم امكان و دسترسى به غير، بعيد بنظر نمى‏رسد.

     س2 - در مورد صيغه طلاق آيا عبارت أنْتِ مطَلَّقَه يا هِىَ مطَلَّقَه يا طَلَّقْت فلانَه مجزى است؟

    • ج2 - اين عبارات مجزى و مكفى نيست و بايد از صيغه أنتِ طالِق استفاده شود.

     س3 - دخترى طبق مشكلاتى كه داشته توسط دادگاه اهل سنّت طلاق داده شده، آيا اين طلاق كه بنابر فقه اهل سنّت است درست است؟ اگر صحيح نباشد دختر براى طلاق چه كند؟

    • ج3 - يك صيغه طلاق هم پيش علماء شيعه انجام پذيرد.

     س4 - اگر كسى صيغه طلاق خلع يا مبارات را عمدايا سهواصيغه رجعى بخواند، آيا صحيح است؟

    • ج4 - اگر صيغه طلاق مبنيّابر خلع و يا مبارات انشاء شود، گرچه صيغه خوانده شده رجعى باشد، همان خلع و مبارات تحقّق پيدا مى‏كند و يا در صورتى كه با لفظ خلع يا مبارات انشاء شود باز هم خلع و مبارات تحقّقپيدا مى‏كند و اگر با لفظ رجعى خوانده شود و مبنى بر خلع يا مبارات انشاء نشود، طلاق رجعى تحقّق پيدا مى‏كند.

     س5 - دخترى به عقد دائمى فردى درآمد، بعد معلوم شد ترياكى است دختر تقاضاى طلاق نمود آنها مخالفت كردند، آيا حاكم شرع يا وكيل او بدون اجازه وكالت شوهر مى‏تواند صيغه طلاق را اجرا كند؟

    • ج5 - به خاطر ترياكى بودن زوج نمى‏شود زن را طلاق داد مگر آن كه زندگى آنها بطورى مشكل شده كه مستلزم حرج باشد، در اين صورت با اجازه حاكم شرع طلاق اشكال ندارد.

     س6 - طلاقى كه به درخواست زوجه و بدون موافقت زوج واقع مى‏شود چه نوع طلاقى است آيا قاضى دادگاه مى‏تواند بدون رضايت زوج قبول بذل نمايد و رأى طلاق خلع دهد؟

    • ج6 - در بعضى موارد مثل عدم پرداخت نفقه به زن از جانب همسر حاكم شرع مى‏تواند زن را طلاق دهد و در صورتى كه زن از زوج خود كراهت داشته باشد و بذل مهر نمايد طلاق خلعى است و الاّ طلاق رجعى است.

     س7 - آيا مرد مى‏تواند دو زن خود را در يك وقت و با يك صيغه طلاق دهد؟

    • ج7 - با وجود شرائط طلاق اشكال ندارد.

    محرميّت بعد از طلاق

     س1 - فردى دو زن داشت يكى را طلاق داده آيا بچّه‏هاى زنى كه هنوز در عقد او هست با زن مطلّقه محرم مى‏باشند يا خير؟

    • ج1 - محرم مى‏باشند و با طلاق از محرميّت خارج نمى‏شوند.

     س2 - اگر زنى شوهرش او را طلاق دهد يا اين كه بميرد آيا زن كما فى السابق بر پدر شوهر محرم است يا نه؟

    • ج2 - محرم است و از محرميّت پدر شوهر بواسطه فوت يا به طلاق شوهر خارج نمى‏شود.

    شرايط طلاق

     س1 - اگر شاهدين عدلين جلسه طلاق را از طريق تلويزيون و امثال آن مشاهده كنند كفايت مى‏كند يا خير؟

    • ج1 - به اين نحو كه مرقوم شده جهت شهادت طلاق كافى نمى‏باشد مگر به صورت مستقیم و از طریق تلویزیون مدار بسته باشد.

     س2 - اگر زنى با همسرش مواقعه‏اى نداشته است و شوهر بخواهد او را طلاق دهد ولى در اين طهر زن با شخص ديگرى نزديكى داشته است حال يا به صورت وطى به شبهه و يا زنا آيا اين طهر را طهر غير مواقعه مى‏نامند كه مضرّ به اجراء طلاق نباشد يا آنكه اين طهر طهر غير مواقعه نيست؟

    • ج2 - اين طهر غير مواقعه است و ضرر به اجراء طلاق نمى‏زند.

     س3 - اينجانب به عقد دائمى مردى با مهر 400 سكّه در آمدم و بارها با من مواقعه كرد ولى بعد از من درخواست كرد كه طلاق بگيرم و مجددابا او عقد دائم با مهر كمتر كنم و از من خواست كه در دادگاه اعلام كنم كه با من مواقعه صورت نگرفته و من نصف مهر را طلبكارم و من هم به خواسته او عمل كردم به اميد قولى كه به من داد و او مرا طلاق بائن غير مدخول بها داد ولى بعد به وعده خود عمل نكرد و مرا عقد موقّت كرد آيا با توجّه به مواقعه ايشان با من تمام مهر را طلبكارم يا خير و آيا از نظر قانونى حقّ پيگرى دارم؟

    • ج3 - البته اصل ادّعاى مدخوله و غير مدخوله بودن بايد در محاكم شرعى ثابت شود ولى صرف نظر از ثبوت ادّعا اگر طلاق در طهر (پاكى) مواقعه قرار گرفته طلاق باطل بوده است و لذا شما باز هم در حباله فرد مذكور هستيد و اگر طلاق در طهر غير مواقعه صورت گرفته شده باشد و فرض هم اين است كه شما مدخوله واقع شديد، طلاق شما رجعى است نه طلاق بائن غير مدخوله و اينكه نصف مهريه را هم بخشيده‏ايد به شرط آنكه شما را دوباره به عقد دائم در آورد، وقتى عمل به شرط نمى‏كند كلّ مهر را شرعاطلبكار هستيد و چون در زمان عدّه طلاق رجعى، دخول انجام شده قهراشما زوجه ايشان خواهيد بود.

     س4 - با توجّه به اينكه طلاق بايد به صيغه طلاق در حضور لااقل دو مرد عادل كه طلاق را بشنوند واقع گردد بفرمائيد :

    الف - آيا استماع صيغه طلاق لازم است و يا سماع آن هم كفايت مى‏كند؟

    ب - در صورت لزوم استماع، آيا لازم است شهود به قصد استماع صيغه طلاق در مجلس حاضر شده باشند يا قصد حضور براى استماع لازم نيست؟

    ج - آيا شنيدن بايد بالمشافهه و بلاواسطه و با حضور در مجلس اجراى صيغه باشد يا بصورت با واسطه مانند شنيدن از طريق بلندگو يا تلفن و يا ديدن و شنيدن از طريق پخش فيلم به صورت زنده و هم زمان كه يقين به اجراى صيغه طلاق حاصل شود كفايت مى‏كند؟

    • ج4 - الف - سماع كفايت نمى‏كند.
    • ب - استماع لازم است ولى قصد استماع لازم نيست.
    • ج - شنيدن بالمشافهه قدر متيقن است گرچه اگر يقين به اجراء صيغه از طريق پخش مستقيم و يا بلندگو و امثال آن حاصل شود ترتيب اثر مى‏توان داد و صيغه طلاق صحيح است.

     س5 - افرادى كه بعنوان شاهد طلاق هستند همين كه لفظ أسْتَغْفِر الّلهَ رَبّى و أتوب الَيْه را گفته‏اند احراز عدالت مى‏شود با آن كه قبلامعصيت كرده باشند و آيا مى‏شود صيغه طلاق را اجرا كرد؟

    • ج5 - در صورتى كه مسلّمافاسق باشند با گفتن چنين استغفارى احراز عدالت مشكل است.

     س6 - آيا طلاق زنى كه در حال نفاس است بصورت مطلق صحيح است يا اين كه شرط دارد، اگر شرط دارد چيست؟

    • ج6 - طلاق زنى كه در حال نفاس است مثل زن حائض شرط دارد و شرط آن اين است كه از حال نفاس خارج شده باشد و ديگر اين كه بعد از طهارتش با او وطى نشده باشد.

     س7 - زنى طلاق گرفته و بعداشوهر كرده و حال آن كه متوجّه شده شهود در وقت طلاق عادل نبوده‏اند، حكم چيست؟

    • ج7 - طلاق صحيح است.

     س8 - زنى كه رحمش را خارج كرده‏اند و لذا عادت ماهانه ندارد و خونى هم نمى‏بيند، زمان طهر غير مواقعه او جهت اجراى صيغه طلاق چگونه است؟

    • ج8 - هر زمانى كه او را طلاق بدهند اشكال ندارد.

    وكالت در طلاق

     س1 - شخصى معتاد سوگند ياد كرده كه از اعمالش دست بردارد و الاّ آقاى زيد حقّ وكالت دارد كه زوجه او را طلاق دهد، آيا اين توكيل درست است و آيا بعد از طلاق از طرف وكيل زن آزاد خواهد شد؟

    • ج1 - اگر عقد وكالت را معلّق نسازد يعنى شخص يا زوجه را الان وكيل كند كه در وقت خاصّ، كه كشيدن هروئين باشد مثلااو را يا خود را طلاق دهد، در صورتى كه تا آن وقت معزول از وكالت نشده باشد، مى‏تواند طلاق را انجام دهد و صحيح است. والّله العالم.

     س2 - اگر زن وكيل در طلاق باشد اگر خود را مطلّقه ساخت، آيا مهريّه‏اش از بين مى‏رود يا نه و طلاق او چه نوع طلاقى است؟

    • ج2 - مهريّه او از بين نمى‏رود و نحوه طلاق به گونه‏اى است كه به او وكالت داده شده است.

     س3 - در سال 1378 ازدواجى بين پسر و دخترى صورت گرفته است و از طرف پسر در ضمن عقد ازدواج به دختر وكالت بلاعزل در طلاق طبق شرايطى كه در سند ثبت شده داده شده است وليكن دختر بدون تخلّف شرط از سوى زوج با مراجعه به دادگاه و پزشك قانونى و حيله و نيرنگ بدون اطّلاع و رضايت زوج خود را مطلّقه كرده است بدون در نظر گرفتن حكم قانونى، آيا اين طلاق شرعاصحيح است و اين زن با توضيحات مذكور مى‏تواند با فرد ديگرى ازدواج كند؟

    • ج3 - اگر بدون شرط و با حيله طلاق گرفته باشد، طلاق باطل است و حقّ ازدواج با ديگرى را ندارد.

     س4 - طلاق فضولى غير نافذ است يا باطل؟

    • ج4 - طلاق فضولى از اصل صحيح نيست.

    طلاق بائن

     س1 - زنى با بذل مهر طلاق مى‏گيرد و قبل از تمام شدن عدّه زن به شوهر مى‏گويد كه مهريّه از آنِ من است و حاضرم با تو زندگى كنم ولى مرد با علم به اين كه حقّ رجوع دارد رجوع نكرده تا عدّه منقضى شد، آيا زن حقّ مهريّه دارد؟

    • ج1 - بلى زن حقّ مهريّه دارد.

     س2 - فردى زوجه خود را قبل از دخول سه طلاق داد آيا براى دفعه چهارّم كه خواستار ازدواج با او است نياز به محلّل دارد؟

    • ج2 - از صريح كلام بعض فقهاء مثل محقّق در شرايع چنين بر مى‏آيد كه سه طلاق مطلقاحتّى قبل از دخول هم احتياج به محلّل دارد و اين مورد تأئيد است، زيرا اطلاق آيه چنين اقتضا دارد. والّله العالم.

     س3 - شخصى مذهب حنفى دارد و همسرش نيز حنفى مى‏باشد بعد از مدّتى زنش را به زبان غير عربى در يك مجلس سه طلاقه بنحو بائن نمود كه بنابر مذهب حنفى طلاق واقع شده و زن بر مرد حرام است و احتياج به محلّل دارد، بعد از اين واقعه مرد به خاطر آن كه بدون محلّل بتواند همسرش را نكاح كند مذهب شيعه را انتخاب كرد در حالى كه زن به مذهب خود باقى است آيا مرد با اين حيله مى‏تواند با زن مطلّقه خود نكاح كند يا خير؟

    • ج3 - در فرض مزبور به جهت عمل به قاعده الزام نمى‏تواند زن مطلّقه به سه طلاقه در مذهب حنفى كه بايد محلّل بگيرد را ازدواج نمايد مخصوصابا توجّه به فرض سئوال كه شيعه شدن مرد هم ظاهرى است كه در حقيقت هنوز هم مرد حنفى است.

     س4 - اگر زنى با شوهرى ازدواج كرده و با او عروسى كرد و بعد از طلاق عدّه نگه داشت و با شوهر دوّم ازدواج كرده ولى هم بستر و دخولى صورت نگرفت و طلاق گرفت آيا عدّه دارد و آيا در حكم طلاق او بائن غير مدخول بها بايد نوشت؟

    • ج4 - عدّه ندارد و طلاق بائن است.

     س5 - آيا مرد مى‏تواند طلاق سوّم زن خود را طلاق رجعى قرار دهد؟

    • ج5 - طلاق سوّم طلاق بائن است و در صورتى كه محلّل در بين باشد مى‏تواند دوباره زن را به عقد در آورد.

     س6 - زنى سه بار با مردى ازدواج موقّت مى‏كند آيا براى بار چهارّم مى‏تواند با اين شخص ازدواج نمايد يا نياز به محلّل دارد؟

    • ج6 - محلّل احتياج ندارد و اختصاص به عقد دائم و سه طلاق دارد.

    رجوع

     س1 - مردى زوجه خود را به طلاق خلع مطلّقه نموده زوجه در زمان عدّه پشيمان و رجوع كرده لكن زوج مالى كه گرفته پس نداده است آيا اين رجوع موجب حلّيت و بازگشت به نكاح اوّل هست يا خير؟

    • ج1 - در طلاق خلع براى جواز رجوع دو شرط لازم است اوّل آن كه زن مالى را كه بذل كرده رجوع كند و پس بگيرد دوّم اين كه رجوع هم در ايّام عدّه باشد در غير اين صورت حقّ رجوع ندارد و چنانچه زن در زمان عده رجوع کند طلاق خلع به طلاق رجعی مبدل می‌شود و زوج می‌تواند تا زمانی که مدت عده تمام نشده است رجوع کند و به هر حال خواه زوج رجوع کند یا نه باید آنچه را که از زوجه از این بابت گرفته است به او بازگرداند.

     س2 - در فرض سئوال بالا اگر تبانى شده باشد زوجه مالى را كه پس مى‏دهد دوباره بگيرد يا آن كه شوهر، خود از پس گرفتن امتناع ورزد چه حكمى دارد؟

    • ج2 - اگر زوج مال را پس داد و رجوع حاصل شد دوباره گرفتن و لو با مذاكره قبلى باشد، اشكالى ندارد و رجوع به هم نمى‏خورد بلكه اگر شوهر از پس گرفتن هم امتناع ورزد، مانعى ندارد.

     س3 - آيا رجوع به صرف كتابت تحقّق پيدا مى‏كند؟

    • ج3 - محلّ اشكال است.

     س4 - اگر مرد زن خود را طلاق رجعى دهد و در ضمن عدّه به او رجوع كند سپس وى را طلاق دهد آيا مجددامى‏تواند بدون محلّل با او ازدواج كند؟

    • ج4 - مرتبه دوّم است و مى‏تواند رجوع كند.

     س5 - شخصى همسر خود را طلاق داده بعد از پنج روز بدون قصد رجوع مواقعه مى‏كند آيا رجوع تحقّق پيدا مى‏كند؟

    • ج5 - رجوع حاصل است.

    صحّت طلاق در فرق ديگر

     س1 - در مذهب اهل تسنّن اگر شوهر به زنش بگويد تو طالق هستى يا مثل خواهر يا مادر من هستى يا به فرزندش بگويد اگر تو فلان كار را كردى مادرت به من حرام باشد زن از مرد جدا مى‏شود، حال بعد از آن كه مرد شيعه شده، مى‏تواند آن زن را بگيرد و آيا اگر آن زن شيعه گشته و ازدواج كرده بدون نگه داشتن عدّه، ازدواج باطل است يا خير و به مذهب آنها سه طلاقه در يك مجلس منعقد مى‏گردد، بعد از تشيّع آيا زن و شوهر به يكديگر حرام ابدى هستند؟

    • ج1 - ظهار در مذهب اهل سنّت هم وجود دارد و بايد كفّاره بدهد تا حلال شود و لو اين كه زن شيعه شود، همچنان كه ازدواج در عدّه، باطل است اگرچه در عدّه مرد سنّى باشد و همچنين در سه طلاقه اگر مرد به مذهب اهل سنّت باقى باشد زن نمى‏تواند زوجه او گردد و لو زن شيعه شده باشد و امّا اگر مرد هم شيعه شد، ازدواج اين دو با هم مانعى ندارد و به عقيده شيعه حرمت ابدى نسبت به اين طلاقها حاصل نشده است.

     س2 - زنى است در تانزانيا داراى مذهب شيعه كه شوهرش سنّى مذهب مى‏باشد مدّتى است كه همسرش به پاكستان رفته و دو فرزندش را نيز همراه خود برده و اصلامراجعه ننموده كه مبادا فرزندانش به مذهب مادر گرايش پيدا كنند به ناچار اين زن به دادگاه تانزانيا رفته و تقاضاى طلاق نموده است، ابتدا محكمه در جرايد نسبت به شوهرش استعلام كرده ولى شوهر خود را معرفى نكرده و طلاق غيابى انجام شده حال اين زن كه طبق دادگاه اهل سنّت مطلّقه شده طلاقش چه صورتى دارد؟

    • ج2 - در صورتى كه طلاق طبق نظر اهل سنّت صحيح باشد كفايت مى‏كند اگرچه بهتر است يك طلاق هم احتياطابر طبق مذهب حقّه اثنى عشريّه انجام گيرد.

     س3 - شخصى سنّى زنش را طبق مذهب خودشان طلاق داد و بعد زن ازدواج كرد زن و شوهر هر دو شيعه شدند اين ازدواج چه صورت دارد و اگر شخص طلاق دهنده شيعه شود چطور؟

    • ج3 - ازدواج هر دو به قوّت خود باقى است و شخص مطلّق كه شيعه شده ارتباطى با زن ندارد زيرا شوهردار است و از او طلاق گرفته است.

    عدّه

     س1 - آيا زن به مجرّد فهميدن اين كه شوهرش مرتدّ شده مى‏تواند كناره بگيرد و عدّه نگه دارد يا اين كه بايد به حاكم شرع مراجعه و او حكم كند؟

    • ج1 - ظاهر ادّله اين است كه به محض اين كه ثابت شد مرتدّ است بايد كناره‏گيرى كند و عدّه نگه دارد اگرچه برای عده نگه داشتن بنابر احتياط واجب حاكم شرع بايد حكم كند.

     س2 - آيا زن در ايّام عدّه طلاق لازم است در خانه شوهر بماند؟

    • ج2 - بلى بايد بماند.

     س3 - آيا براى فسخ عقد متعه هم عدّه لازم است در صورت مثبت بودن مقدار آن چقدر است؟

    • ج3 - در صورت وقوع دخول عدّه لازم است و اگر در سنّ كسى است كه حائص مى‏شود بايد دو حيض ببيند بعنوان عدّه و در صورتى كه در آن سنّ باشد و حيض نبيند بايد چهل و پنج روز عدّه نگه دارد و الاّ عدّه ندارد.

     س4 - زنى شوهرش مرده در حال عدّه وفات است آيا مى‏تواند براى نماز و عمل به مستحبّات از عطر استفاده كند؟

    • ج4 - اشكال ندارد.

     س5 - نگهدارى عدّه صرفابخاطر اطمينان از عدم وجود جنين در رحم است و چون با وسايل پزشكى از قبيل كاندوم (كاكوت) قرص ضدّ باردارى، ترى ليتومى (لوله بستن زنان)، وازكتومى (لوله بستن مردان) و نهايتاآزمايش خون و ادرار و سونوگرافى و بعضاً اخراج رحم از بدن مى‏توان از عدم وجود جنين در رحم مطّلع شد لذا نيازى به نگهدارى عدّه نيست و نتيجه مى‏گيرند كه يك زن مى‏تواند با استفاده از اين وسايل در يك روز به ازدواج چند مرد در آيد آيا درست است؟

    • ج5 - خالى بودن رحم از جنين علّت عدّه نيست بلكه يكى از حكمتهاى آن است و لذا با اطمينان بر خالى بودن رحم از جنين، نمى‏شود حكم به عدم لزوم عدّه نمود.

     س6 - اگر دختر و پسرى با هم ازدواج كنند و پسر از دبر (پشت) با او نزديكى كند آيا پس از طلاق بايد دختر عدّه نگه دارد چه مقدار؟

    • ج6 - بايد عدّه نگه دارد و عدّه او سه طهر (پاكى) است.

     س7 - زنى كه در عدّه بائن يا خلع يا وفات مى‏باشد مى‏تواند به مسافرت برود؟

    • ج7 - اشكال ندارد ولى در عدّه وفات مسافرتهاى غير ضرورى را انجام ندهد.

     

     س8 - عدّه زنى را كه حاكم ولايتااز طرف مفقود طلاق مى‏دهد عدّه طلاق است يا وفات؟

    • ج8 - طلاقى كه حاكم شرع با در نظر گرفتن تمام شرايط در مورد اينگونه زنها مى‏دهد، عدّه وفات است كه چهار ماه و ده روز است.

     س9 - بر طبق موادّ 1019 به بعد قانون مدنى ورثه غائب مفقود الاثر تحت چه شرايطى مى‏توانند از دادگاه صالح درخواست حكم موت فرضى غايب را بنمايند هرگاه دادگاه به درخواست رسيدگى بكند و حكم موت فرضى را صادر كند آيا اين حكم درباره امور غير مالى مانند نكاح نيز تأثير دارد به عبارت ديگر آيا چنانچه فوت طبيعى موجب انحلال نكاح مى‏گردد موت فرضى نيز سبب انحلال نكاح مى‏شود تا زوجه غايب بتواند به استناد آن عدّه نگه دارد، قانون ايران در اين باره ساكت است و حقوقدانان داخلى و خارجى در اين خصوص اختلاف نظر دارند مستدعى است كه حكم شرعى را بيان فرمائيد؟

    • ج9 - در مثل نكاح اولااگر كسى باشد كه به زن نفقه بدهد و مرد ولىّ داشته باشد كه امور او را تصدّى كند، حقّ ازدواج كردن را ندارد مگر آنكه يقين به موت شوهر كند و اگر كسى نيست و مى‏خواهد ازدواج كند بايد به حاكم مراجعه كند و بعد از حكم حاكم چهار سال صبر كند و بعد از آن اگر مرد ولىّ داشته باشد، حاكم امر مى‏كند كه ولىّ مرد زن را طلاق دهد و اگر طلاق ندهد او را مجبور مى‏كند و اگر ولىّ ندارد خود حاكم طلاق مى‏دهد و زن هم بايد عدّه وفات نگه دارد.

    متفرّقات طلاق

     س1 - زنى طلاق داده شده به طلاق رجعى و اكنون در عدّه طلاق مى‏باشد، آيا مى‏شود از اين زن در عدّه طلاق خواستگارى كرد تا وقتى كه عدّه‏اش تمام شود با او ازدواج كرد، خواهشمنديم حكم مسئله را بيان فرمائيد؟

    • ج1 - بايد خواستگارى تا بعد از اتمام عدّه به تأخير بيفتد.

     س2 - طلاقى را كه حاكم شرع در مورد زوجه شخصى مى‏دهد آيا بائن است يا رجعى؟

    • ج2 - موارد فرق مى‏كند.

     س3 - در رابطه با فردى كه مفقود الاثر است چند سال بايد تفحص كرد؟

    • ج3 - چهار سال بعد از مراجعه به حاكم شرع.

     س4 - اگر پدر يا مادر به فرزند بگويد همسرت را طلاق بده آيا اطاعت امر ايشان لازم است؟

    • ج4 - اطاعت امر پدر واجب است مگر مستلزم حرج باشد.

     س5 - اگر مرد سنّى به زنش گفت سه طلاقه‏اى براى اين كه دوباره او را بگيرد احتياج به محلّل هست و آيا اگر محلّل شيعه باشد صحيح است و اگر محلّل سنّى است و بعد از عقد و قبل از دخول شيعه شد آيا مجامعت اشكال ندارد؟

    • ج5 - در محلّل، هم مذهب بودن شرط نيست و لذا فرقى بين شيعه و سنّى نمى‏باشد و لذا اگر بعد از عقد هم شیعه شود مجامعت اشکال ندارد.

     س6 - اگر مرد به همسرش از روى عصبانيت و ناراحتى بگويد از اين ساعت به بعد تو مثل مادر من هستى يا بگويد مثل خواهر من هستى تكليف چيست؟

    • ج6 - اگر عصبانيتش به گونه‏اى است كه او را از قصد و توجّه سلب نموده باشد بر او چيزى نيست در غير اين صورت اگر اين جمله را در حضور دو نفر عادل گفته باشد و زن هم در حال حيض و نفاس نبوده باشد و در حال پاكى با او نزديكى نكرده باشد احتياط واجب آن است كه تا كفّاره نداده با او نزديكى نكند و كفّاره آن عبارت است از آزاد نمودن يك بنده، اگر نشد دو ماه روزه بگيرد و اگر نتوانست شصت نفر فقير را اطعام كند. والّله العالم.

     س7 - آيا طلاق به مجرّد ادّعاى زوج كه بگويد من او را مطلّقه نموده‏ام ثابت مى‏شود؟

    • ج7 - در صورتى كه زوج متّهم نباشد حرف او تصديق مى‏شود.

     س8 - الف - مردى كه 9 سال زندگى مشترك را رها كرده و هيچگونه تقيّد و پايبندى نسبت به زندگى زناشوئى نداشته و تكاليف همسردارى و پدرى را انجام نداده شايسته است زنى مذهبى و معتقد در قيد زوجيّت چنين شخصى باشد و آيا اين موارد از مصاديق عسر و حرج براى زن مى‏باشد و آيا با توجّه به اينكه نامبرده در نامه‏هايش خود را يك مسيحى طرفدار اسرائيل دانسته در حالى كه نامبرده از پدر و مادرى مسلمان متولّد شده است نقض حكم صادره از دادگاه و بر قرار دانستن رابطه زناشوئى و زوجيّت جايز است يا خير؟

    ب - با توجّه به اينكه در حقوق مدنى ايران در فقه اماميّه صلاحيّت اخلاقى پدر را براى نگهدارى و حضانت فرزند لازم دانسته‏اند و احقيّت پدر يا مادر نسبت به حضانت فرزند با توجّه به مصلحت فرزند در نظر گرفته مى‏شود آيا پدرى كه 9 سال هيچگونه توجّهى به تربيت روحى و روانى و اخلاقى فرزند نداشته و وظايف پدرى را انجام نداده براى حضانت و نگهدارى فرزند شايسته است يا مادرى كه خود از افراد متشرّع و مذهبى و از اساتيد دانشگاه و از قشر فرهيخته جامعه مى‏باشد و وظيفه مادرى و پدرى را در مدّت 9 سال بدون كوچكترين چشم داشتى انجام داده است؟

    ج - آيا چنين پدرى صلاحيّت اخلاقى نگهدارى فرزندى مسلمان را دارد يا خير؟

    • ج8 - الف - اگر محكمه شرعى تشخيص داده كه اين زن با اين شرايط بايد مطلّقه شود و دادگاه او را طلاق داده، با استيناف شوهر حكم طلاق باطلنمى‏شود و طلاق به قوّت خود باقى است و در مورد ادّعاى مسيحى شدن مرد و ديگر مطالبى كه نوشته شده اگر ثابت شود، اين مرد مرتدّ است و بايد زن از او جدا گردد و لو آنكه طلاق داده نشده باشد.
    • ب و ج -  در مورد حضانت بايد عدم صلاحيّت اخلاقى پدر براى حضانت در محكمه شرعى ثابت شود تا دادگاه حكم به خلع حضانت پدر نمايد.

     س9 - اگر زنى به حكم دادگاه به تمكين و انجام وظايف زناشوئى محكوم شده باشد ولى به هيچ وجه تمكين نكند و در حال نشوز باقى بماند اگر از دادگاه تقاضاى عسر و حرج نمايد آيا دادگاه مى‏تواند حكم طلاق صادر كند و اگر مرد هنوز از طلاق دادن امتناع كند و در محضر حاضر نشود آيا دادگاه مى‏تواند نماينده به محضر بفرستد و زن را طلاق دهند بطور كلّ حكم طلاق غيابى به امر دادگاه چيست در حالى كه حضرت امام خمينى 6 در مسئله 2836 طلاق به امر دادگاه را خلاف شرع اعلام نموده‏اند و مرقوم فرموده‏اند كه اگر زن شوهر كند زنا مى‏نمايد و فرزند به وجود آمده زنازاده است حكم شرعى در اين مورد چيست؟

    • ج9 - تقاضاى بررسى عسر و حرج ربطى به حكم به تمكين ندارد و مى‏تواند تقاضاى بررسى عسر و حرج نمايد و اگر حكم دادگاه شرع از روى موازين انجام شود، طلاق حاكم شرع صحيح است و اين مسئله‏اى كه مطرح شده در مورد دادگاه زمان طاغوت است.

     س10 - سختگيريهاى بيش از حدّ برخى والدين در مورد ازدواج (مهريه) موجب محروم شدن جوانان از ازدواج و بروز برخى مفاسد مى‏شود آيا عمل والدين چه صورت دارد؟

    • ج10 - اينگونه سختگيريهاى بى‏مورد صحيح نيست و والدين بايد دستورات دين مبين اسلام را در نظر داشته باشند.

ارسال سوالات شرعی

قبل از ارسال سوال توجه فرمایید :
  • ابتدا به بانک استفتائات مراجعه نموده و چنانچه پاسخ خود را بدست نیاوردید ، سوال خود را برای ما ارسال نمایید ، این بخش تنها پاسخ گوی مسائل شرعی و اعتقادی است ، در غیر این صورت به سوالات دیگر پاسخ داده نمی شود.
  • لطفا سوالات خود را بصورت اختصار ارسال نموده ، همچنین پست الکترونیکی خود را بصورت صحیح درج نمایید .