پخش مستقیم دروس بسم الله الرحمان الرحیم rss بروزرسانی :
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی علوی گرگانی

دیات

  • مسائل ديات

    انتخاب ديه

     س1 - آيا هنگامى كه خانواده مقتول مى‏خواهد براى قصاص نصف ديه را به قاتل بدهد انتخاب ديه با ولىّ است يا جانى؟

    • ج1 - انتخاب نوع ديه با جانى است.

     س2 - آيا ديه قتل عمد و شبه عمد را مى‏توان با پول محاسبه كرد؟

    • ج2 - در مرحله اوّل بايد قيمت يكى از دينار، درهم، شتر، گاو، گوسفند و لباس محاسبه شود، سپس با رضايت طرفين قابل تبديل است.

    ديه و انتخاب نوع ديه و ارش

     س1 - كسى بدن كسى را طورى ضربه زده كه ديه واجب شده حال ديه فقط بايد طلاى سكّه‏دار باشد يا طلاى معمولى هم مى‏شود و قيمت طلاى سكّه‏دار مى‏شود داد و درحال حاضر طلاى سكّه‏دار چه طلائى است؟

    • ج1 - طلاى مسكوك همان سكّه بهار آزادى است كه بعد از آنكه ديه مشخص شد با رضايت مجنى عليه مى‏توان به پول تبديل كرد.

     س2 - ارش صدمه وارده بر بانوان زمانى كه مقدار آن به ميزان ثلث ديه كامل برسد نصف مى‏گردد يا خير؟

    • ج2 - مسئله تنصيف ديه در زنان، منحصر در ديه است و نه ارش.

     س3 - ارش از حيث مهلت پرداخت بر اصالة الحلول (حالا بودن) باقى است؟

    • ج3 - اصل، حال بودن است مگر اينكه حاكم شرع تشخيص دهد كه بايد مهلت داده شود.

     س4 - طفلى شيرخواره حدوداهشت ماهه جهت نگهدارى در ساعاتى از روز تحويل مهد كودك مى‏گردد تا تحت سرپرستى و نظارت مربّيان خبره نسبت به نگهدارى و تربيت و تغذيه وى اقدام گردد اكنون آن طفل شيرخواره هنگام خوراندن غذا توسط مربّى مهد كودك فوت نموده است و پزشك محترم قانونى علّت مرگ را ورود قطعاتى از غذا داخل ناى اعلان نموده است (اصطلاح پزشكى آن اسپيراسيون مى‏باشد) و از سوى ديگر اولياء دم طفل متوفّى از مربّيان مهد كودك اعلان شكايت نموده و تقاضاى مجازات ايشان را نموده‏اند لذا چگونه خواهد بود حكم ديه و تعزير :

    الف - مربّى  ب - كمك مربّى تغذيه 

    ج - مديره مهد كودك بعنوان مدير مسئول و ناظر متخصّص در امر نگهدارى كودك.

    • ج4 - اگر افراط يا تفريطى در كار نبوده و بطور ناگهانى اين اتّفاق بوقوع پيوسته يعنى هم از نظر غذايى كه بايد به طفل داده مى‏شد، دقّت كافى شده و هم نحوه تغذيه مراعات گرديده پس هيچ كس مقصّر نيست و ديه و تعزيرى هم نخواهد بود ولى اگر عدم دقّت در وظيفه موجب اين عمل شده، شخص تفريط كار ضامن است و بايد ديه پرداخت كند و اگر تفريط به حدّى بوده كه عرفاكوتاهى كرده باشد، تعزير هم مى‏شود ولى اگر خود مؤسسه مهد ضمانتى را در هنگام ثبت نام پذيرفته باشد آن مؤسسه اعمّ از مدير يا مسئول تغذيه ضامن خواهد بود.

     س5  - درباره ماهيّت ديه بفرمائيد :

    الف - آيا جعل ديه از طرف شارع مقدّس بعنوان مجازات بوده يا نوعى خسارت تلّقى شده است؟

    ب - آيا عمد، شبه عمد يا خطاى محض بودن جنايت در پاسخ به سئوال فوق تأثيرى دارد؟

    • ج5 - ديه از طرف شارع مقدّس بعنوان خسارت معيّن و محدود تعيين گرديده نه بيشتر و نه كمتر و اگر گفته شد بعنوان خسارت جعل گرديده به اين معنى نيست كه اگر مخارج درمان بيشتر از ديه بود بايد جانى بيش از  مقدار ديه پرداخت نمايد.

     س6 - در مواردى نظير قتل خطاى محض كه بنابر قول مشهور، ديه ظرف سه سال و هر سال ثلث آن بايد پرداخت شود با عنايت به اين كه بر اساس فتواى تعداد زيادى از فقهاى عظام ملاك محاسبه قيمت يوم الاداء مى‏باشد بفرمائيد :

    در محاسبه ثلث در صورت تعذّر از اعيان شش گانه چگونه بايد عمل كرد؟ (آيا از ابتداء قيمت كلّ ديه بر اساس نرخ روز محاسبه مى‏شود و جانى در هر سال ملزم به پرداخت ثلث همان قيمت است يا اينكه در پرداخت هر ثلث قيمت يوم الاداء همان ثلث ملاك   است يعنى در هر سال بايد با توجّه به قيمت سوقيه همان سال، ثلث ديه را محاسبه و پرداخت نمايد)

    • ج6 - چون بالاصالة و بالذات ديه روى اعيان شش گانه قرار مى‏گيرد و بعد مبدّل به قيمت مى‏شود و لذا بايد در هر زمان كه اراده مى‏شود ثلث پرداخت شود اوّل ثلث يكى از اعيان شش گانه مشخص گردد و بعد به قيمت تبديل گردد و لذا ملاك همان قيمت يوم الاداء خواهد بود مگر آنكه خود جانى و مجنى عليه تصالح كرده باشند كه تثليث اوّليه كفايت مى‏كند.

     س7 - در صورت علم اجمالى به وجود قاتل در بين افراد محدود و معيّن بفرمائيد :

    الف - آيا قاضى مى‏تواند براى تعيين قاتل و اجراى قصاص از قرعه استفاده نمايد؟

    ب - در صورت منفى بودن پاسخ و لزوم پرداخت ديه، چه كسى بايد ديه را بپردازد و نحوه پرداخت آن چگونه خواهد بود؟

    • ج7 - الف - در صورت علم اجمالى قصاص انجام نمى‏شود زيرا در قصاص بايد قاتل با شرائط قطعى قصاص شود كه اينجا شرط قطعى وجود ندارد.
    • ب - ديه آن را همه آنها كه در اطراف علم اجمالى متّهم به قتل هستند بالسويّه بايد پرداخت نمايند و بهتر است كه بين متّهمين مصالحه انجام گيرد.

     س8 - در مورد ارش بفرمائيد :

    الف - آيا پرداخت ارش همانند پرداخت ديه مؤجّل است يا فورى؟

    ب - در صورت تأجيل مهلت پرداخت، در موارد عمد، شبه عمد و خطاى محض چگونه است؟

    • ج8 - ارش فورى است زيرا تأجيل خلاف اصل است و بايد به قدر متيقّن در همان صورتى كه نصّ وارد شده اكتفاء كرد.

    ديه زن

     س1 - با توجّه به اين كه ديه زن در آن جائى كه بيش از ثلث كلّ ديه باشد، به نصف تقليل مى‏يابد : اگر مقدار ارش، بيش از ثلث كل ديه باشد، آيا به نصف تقليل مى‏يابد؟

    (مثلادر جائى كه كلّ ديه پنج ميليون تومان است ارش دو ميليون تومان بر آورد شده است)

    • ج1 - مسئله تنصيف بعد از ثلث، اختصاص به ديه دارد و در ارش به اينگونه نيست و مسئله ديه هم خلاف اصل است كه به نص اكتفاء مى‏شود و لذا در ارش تقليل ثابت نيست.

     س2 - اگر در جنايات متعدّد بر زنى جراحات مختلف وارد شود كه اگر هر كدام را جداگانه حساب كنيم به ثلث ديه مرد نمى‏رسد و امّا اگر همه را با هم جمع كنيم از ثلث مى‏گذرد وظيفه در اين فرض چيست؟

    • ج2 - اگر جنايات، متعدّد باشد هر كدام از جنايات حكم خود را دارد و ديه مخصوص به خود را، ولو آنكه اگر با هم جمع شود از ثلث مى‏گذرد.

     س3 - چنانچه شخص مقتول از پيروان فرقه ضالّه بهائيّت باشد بفرمائيد:

    1 - آيا ديه دارد يا خير؟

    2 - در صورت مثبت بودن پاسخ، ديه او چقدر است؟

    • ج3 - به نظر ما بهائيها جز كفّار حربى هستند كه مستأمن حكومت اسلامى مى‏باشند و چه بسا مرتدّ هم مى‏باشند، زيرا بيشتر آنها شرائط ارتداد را دارند و لذا در كفّار فقط كافر ذمّى ديه دارد و باقى اصناف كفار ديه ندارند به تصريح روايت اسماعيل بن الفضل ح 1 باب 16 ابواب الدّيات وسائل الشيعه كه منجبر به عمل اصحاب است، و در اين مسئله اجماع هم منعقد مى‏باشد و رواياتى كه دلالت مى‏كند بر استحقاق ديه براى كافر ذمّى و نامى از اصناف ديگر كفّار را نمى‏برد هم مى‏تواند بر مقصود ما دلالت كند، البتّه در مقدار ديه ذمّى اختلاف هست و اجماعى نيست، گرچه مشهور معتقدند كه هشتصد درهم ديه بايد پرداخت شود.

     س4 - فرد بهائى (مقتول) آيا ديه دارد يا خير؟

    • ج4 - اگر ارتدادش ثابت شود چون كافر غير ذمّى است، ديه ندارد.

     س5 - ديه چنانچه از ثلث ديه كامل بيشتر باشد نصف خواهد شد حال اين حكم در چه مواردى جارى مى‏گردد آيا مى‏بايست بيش از يك ثلث در يك فقره ديه يا ارش باشد يا اينكه هرگاه جمع ارش و ديه متعلّق به جراحات و شكستگيهاى متعدّد نيز در زن از ثلث بيشتر باشد ديه آن نصف خواهد شد و آيا در اين مورد اخير چنانچه جراحات متعدّد با يك ضربه مثل تصادف يا با چند ضربه ايجاد شده باشد تفاوتى دارد يا خير؟

    • ج5 - مسئله تنصيف بعد از ثلث اختصاص به ديه دارد و در ارش اين حكم جارى نيست زيرا مسئله خلاف اصل است پس به نصّ اكتفاء مى‏شود و اگر جنايت در جنايات متعدّده باشد هر كدام ديه خود را دارد و لو جمع آن از ثلث بيشتر باشد ولى اگر ضربه واحد باشد ولى جراحات متعدّده و از ثلث ديه آن مى‏گذرد به نصف تقليل مى‏يابد.

    ديه كودك

     س1 - اگر شخص بالغ غير بالغى را كتك زد (عمدايا غير عمد) ديه را در صورت وجوب به چه كسى بايد بدهد؟

    • ج1 - متعلق به خود بچّه است.

     س2 - در مورد صغار و مجانين كه مورد ضرب و جرح يا توهين قرار گرفته باشند; بفرمائيد:

    الف - آيا اولياء آنان با رعايت غبطه موّلى عليه، حقّ گذشت دارند يا خير؟

    ب - ملاك رعايت غبطه موّلى عليه چيست؟ (آيا صرف عدم الضرر كافى است يا بايد نفع صغير لحاظ گردد)

    • ج2 - الف - حقّ گذشت براى اولياء صغار نيست مگر آن كه مصلحت اقوائى باشد كه اگر عفو نكنند آن مصلحت از بين برود و يا صغار متضرّر گردند در اين صورت گذشت اشكال ندارد، بلكه بايد عفو نمايند.
    • ب - موارد مختلف است در بعضى موارد فقط عدم الضرر كفايت مى‏كند و بعضى موارد عدم الضرر كافى نيست و نفع صغير بايد در نظر گرفته شود مثلادر امور مالى بايد نفع صغير در نظر گرفته شود "كما قال الّله تبارك و تعالى : و لا تقربوا مال اليتيم الاّ بالتى هى احسن" و امّا در مثل نكاح و امثال آن، عدم الضرر كفايت مى‏كند.

     س3 - آيا عفو كودك از ديه كفايت مى‏كند؟

    • ج3 - اگر خود ولىّ، ضامن ديه گردد كفايت مى‏كند در غير اين صورت كفايت نمى‏كند.

     س4 - اگر رضايت كودك هم جلب شود چطور؟

    • ج4 - رضايت كودك اثرى ندارد.

     س5 - زنى از راه نامشروع حامله شده پس از زايمان، زن بچّه را كشته است آيا بچّه ديه دارد يا خير و اگر ديه دارد به چه كسى مى‏رسد؟

    • ج5 - ديه دارد و ديه او به ورثه او غير از قاتل مى‏رسد كه در فرض سئوال قاتل مادر است.

    ديه جنين

     س1 - اگر زنى محكوم به اعدام شد و بگويد حامله هستم، لكن به حرف او توجّه نكنند و اعدامش نمايند بعد معلوم شود حامله بوده، حكم را بيان فرمائيد؟

    • ج1 - ديه جنين را بايد كسى بدهد كه در اين اعدام كردن تقصير كرده است.

     س2 - هرگاه دكتر تشخيص دهد كه حمل براى مادر زيان دارد و اگر در شكم بماند يا مادر يا هر دو مى‏ميرند، آيا در اين صورت سقط جنين جايز است؟

    • ج2 - در صورتى كه يقين به ضرر براى مادر وجود دارد قبل از آن كه روح در جنين دميده شود، سقط آن اشكال ندارد و بايد ديه آن پرداخت شود و در صورتى كه روح در آن دميده شده باشد، سقط كردن جايز نيست.

     س3 - سقط جنين چه حكمى دارد ودر صورت انجام كفّاره آن چيست و بر عهده كيست؟

    • ج3 - سقط جنين حرام است و ديه به عهده سقط كننده است.

    ديه اعضاء

     س1 - معلّمى براى تنبيه شاگرد، به او سيلى زد كه به تدريج شنوائى خود را از دست داد ولكن در بين اين مدّت معلّم از دنيا رفته است و براى پرداخت ديه چيزى جز يك ساختمان كه بچّه‏هاى او در آن مى‏نشينند ندارد، آيا ساختمان جز مستثنيات است و يا بايد فروخته شود؟

    • ج1 - بايد ورثه از قيمت ساختمان، ديه را بپردازند و لو به فروش خانه باشد، چون ارث بعد از اداء دين است.

     س2 - به عرض مى‏رساند كه پسر بچّه 11 ساله‏اى در اثر تصادف با ماشين مضروب و مجروح گرديده كه موارد جرح بشرح ذيل است :

    الف - پوست و گوشت و قسمت زيادى از ماهيچه ساق پا و ران مجروح و لِه گرديده (در حدّى كه گوشتهاى جدا شده از پا به زمين ريخته است)

    ب - باعث خرد شدن و قطعه قطعه شدن كاسه زانو و مفصل گرديده.

    ج - بعضى از اعصاب و رگهاى زير زانو و ماهيچه كه در سلامت و حركت پا نقش دارند در حدّ پاره شدن بوده.

    د - صفحه ريشه مابين مفصل زانو (كه از سنين كودكى الى 18 سالگى باعث قد كشيدن و رشد استخوان ساق پا و ران مى‏شود) از بين رفته در نتيجه اين پا كوتاه مى‏ماند و پاى ديگر رشد طبيعى خود را دارد. نهايتادر مجموع و شرائط فعلى 65 درصد نقص عضو ايجاد شده است خواهشمند است مقدار ديه و يا ارشى را كه شخص ضارب و مقصّر نسبت به موارد فوق بايد بپردازد را بيان فرمائيد؟

    هـ - جهت ترميم گوشت و پوست پاى مصدوم از پاى ديگرش گوشت و پوست برداشته و پيوند زده‏اند، آيا پاى سالم هم كه تكّه‏بردارى شده و اثراتش باقى است ارش دارد؟

    • ج2 - نظر به اين كه صدمه وارد شده بر پا از پوست و گوشت تجاوز كرده و به استخوان رسيده از اين جهت ديه‏هاى متعلّق به گوشت و پوست داخل در ديه بالاتر مى‏شود، پس بايد ديه شكستگى استخوان حساب شود كه صد دينار شرعى يعنى صد مثقال طلاى مسكوك 18 نخودى است ولى با توجّه يه اين كه استخوان قلم پا شكسته نشده، خوب است گرفتن ديه با تراضى باشد و با هم مصالحه كنند و ارش ترميم جراحت از گوشت پاى ديگر كه بدستور دكتر صورت مى‏گيرد، بعهده شخص جانى نيست گرچه تحصيل رضايت شود، بهتر است.

     س3 - چنانچه در اثر ضربه مستوجب ديه چند نقطه از يك استخوان (مانند استخوان ساق پا) دچار شكستگى شود بفرمائيد :

    الف - آيا هر شكستگى ديه جداگانه دارد يا پرداخت يك ديه براى همه آنها كافى است؟

    ب - در اين فرض، آيا ايجاد چند شكستگى در اثر يك يا چند ضربه با هم تفاوت دارد؟

    ج - اگر در اثر ضربه مستوجب ديه، علاوه بر شكستگى استخوان تكّه‏اى از همان استخوان نيز جدا شود، آيا براى جدا شدن استخوان، ديه شكستگى استخوان بايد پرداخت شود يا حكم ديگرى دارد؟

    • ج3 - ملاك در تعدّد ديه، صدق تعدّد جنايات است كه اگر جنايت متعدّد صدق كند ديات متعدّده تعلّق مى‏گيرد و الاّ ديه خفيف تر تحت ديه بيشتر قرار مى‏گيرد و جدا شدن استخوان هم به همين صورت است.

     س4 - الف - آيا مى‏توان گفت تفاوت مطرح در معتبره ظريف ميان انگشت ابهام و ساير انگشتان بخاطر تفاوت در ميزان كارائى آنهاست؟

    ب - آيا مى‏توان از انگشت ابهام الغاء خصوصيّت كرد و اين تفاوت را در مورد ساير انگشتان نيز تعميم داد يعنى نسبت به خسارت وارده بر انگشتان با توجّه به اهميت شغل و ارزش هر انگشت عمل كنيم و به تعيين ديه و خسارات وارده بپردازيم؟

    • ج4 - به نظر ما بين انگشتان در ديه تفاوتى نيست و على فرض قول بزرگانى كه تفاوت قائل هستند، باز هم تعدّى به انگشتان ديگر غير از ابهام نمى‏توان كرد زيرا الغاء خصوصيت قطعيّه بسيار مشكل است

     س5 - شخصى در حين رانندگى به راكب موتور سوارى برخورد مى‏نمايد و در اثر اين تصادف به موتور سوار صدمات عديده‏اى به شرح زير وارد مى‏شود :

    1 - شكستگى مهره على الظاهر سوّم (يا چهارّم) گردن كه منجر به له شدن نخاع بنابه قول پزشك قانونى يا قطع نخاع گرديده است.

    2 - فلج هر دو اندام فوقانى و تحتانى (دستها و پاها)

    3 - عدم كنترل دائمى ادرار (سلس دائمى بول)

    4 - عدم كنترل مدفوع

    5 - عدم توانايى مقاربت جنسى بطور كامل

    6 - بروز زخم سر به علّت عدم توانايى حركت كه منجر به عمل جراحّى شده است (زخمى كه بر اثر بسترى شدن طولانى و عدم تحرّك حادث شده است)

    سئوال خاصّ اينجانب اين است كه با توجّه به نظريه پزشك قانونى كه تمام عوارض شمرده شده بر اثر قطع نخاع مى‏باشد آيا يك ديه كامل بايد پرداخت گردد يا ديات متعدّد بر حسب موارد كه بر اثر يك ضربه واحد پديد آمده بايد پرداخت گردد؟

    • ج5 - اگر از كارافتادگى اعضاء مستند به قطع نخاع باشد ديات تكرار مى‏شود و هر چه كه ديه معيّن دارد، همان بايد پرداخت شود و هر جا كه ديه معيّن ندارد حكومت است.

     س6 - با اينكه در نظرات فقهى فقهاء ديه مجموع چهار پلك دو چشم ديه كامل ذكر شده و بين پلكهاى بالا و پائين فرق قائلند به اين صورت كه ثلث ديه كامل را براى پلكهاى بالا و براى پلكهاى پائين نصف ديه كامل را قرار داده‏اند، بفرمائيد:

    اوّلا: با توجّه به امكانات جرّاحى امروزى در چشم پزشكى و جرّاحى ترميمى مى‏توان گفت كه تقريباهميشه امكان ترميم پلكها وجود دارد آيا با اين وجود نيز ديه كامل دارد يا درصد تعيينى خبره در ترميم و عدم ترميم در تعيين ديه مؤثر است تكليف چيست؟ ثانيا: از نظر ارزش عضوى و نحوه درمان بين پلكهاى بالا و پائين اختلاف محسوسى با توجّه به پيشرفت علم پزشكى مشاهده نمى‏شود آيا اختلاف ديه منصوص است بايد اطاعت كنيم يا امكان تغيير بر مبناى نظريه پزشكى و خبرگان وجود دارد؟ ثالثا: در صورتى كه پلكهاى بالا ثلث ديه داشته باشند و پلكهاى پائين نصف ديه كامل تكليف ثلث باقيمانده چه مى‏شود؟

    • ج6 - اوّلا: ديه در حقيقت نوعى مجازات است و ربطى به امكان ترميم و عدم آن ندارد و لذا با احراز جنايت، جانى ديه را بدهكار است و لو آنكه كاملاعضو ترميم شود البته در بعضى از موارد كه شرع ترميم و عدم آن را در نظر گرفته، ديه تغييراتى دارد. ثانيا: در اين موردى كه ذكر شده اقوال ديگرى هم وجود دارد كه منشاء اين اختلاف، وجود نصوص مختلفه است كه بهترين راه تصالح است. ثالثا: با فرض قبول اين قول جانى فقط ثلث و نصف ديه كامله را بدهكار است و باقى ديه كامله را بدهكار نيست.

     س7 - در نظرات فقهاء در بخش ديات دارد كه اگر با شكستن يا سوزاندن يا امثال آن بينى فاسد شود موجب ديه كامل است ،

    اوّلا: منظور از فساد چيست؟

    ثانيا: با توجّه به پيشرفت علم پزشكى امروزه شكستگى بينى به سادگى و با هزينه كم قابل درمان است و معمولابا شكستن بينى فاسد نمى‏شود آيا باز هم ديه كامل بايد پرداخت و يا اگر بدون عيب ترميم شد يكصد دينار را بايد داد يا اينكه با نظر خبرگان پزشكى دست قاضى در كم و زياد كردن ديه باز است؟

    • ج7 - اوّلابا استفاده از كلام فقهاء، فساد مى‏تواند اعمّ از فساد عضو باشد به صورتى كه نه عضوى ديگر باقى بماند و نه قدرت شمّ و يا فقط عضو فاسد شود و لذا به نظر مى‏رسد كه اگر عضو فاسد شد، يك ديه كامل را دارد و اگر شمّ هم از بين برود ديه كامل ديگر. ثانيا: صرف شكستن بينى موجب ديه كامل نمى‏گردد بلكه بايد علاوه بر شكسته شدن، عضو از بين برود پس اگر بينى بشكند و ترميم شود فقط صد دينار بدهكار است و در منصوصات نمى‏توان آن را اضافه و كم نمود.

     س8 - در كتب ديات براى از بين بردن هر يك از سوراخهاى بينى ثلث ديه كامل و سوراخ كردن بينى بطورى كه هر دو سوراخ و پرده فاصل ميان آن پاره شود يا اين كه آن را سوراخ نمايد در صورتى كه باعث از بين رفتن آن نشود موجب ثلث ديه كامل است و اگر جبران و اصلاح شود موجب خمس ديه مى‏باشد پاسخ فرمائيد :

    اوّلا: منظور از سوراخ كردن بينى چيست آيا منظور بسته شدن بينى يا قطع شدن آن است يا تغيير شكل عضو آن؟

    ثانيا: سوراخ كردن ديواره بين مجارى بينى از عوارض عملهاى جرّاحى داخل بينى نيز منظور هست يا خير؟

    ثالثا: با توجّه به معالجات ترميمى امروز تكليف چيست همان ديه منظور است يا مى‏توان كم يا زياد نمود؟

    • ج8 - اوّلامنظور از سوراخ شدن ظاهرا هيچكدام از مواردى كه ذكر فرموده‏ايد نيست و مراد از سوراخ شدن اين است كه مثلاتيرى يا چاقويى از يك طرف بينى داخل و جاحز بين طرفين را سوراخ و از طرف ديگر خارج شود كه اين مورد سوراخ شدن است و اگر ترميم نشود ثلث ديه و اگر ترميم شود يك پنجم ديه واجب است. ثانيااگر پزشك قبل از عمل جرّاحى برائت نجويد ديه بر او هم واجب است. ثالثاتفاوتى در مورد ترميم نيست البته در مورد ذكر شده اگر ترميم شود يك پنجم ديه واجب است.

     س9 - اگر دندان طبيعى يا مصنوعى فردى، در اثر ايراد صدمه عمدى يا غير عمدى شكسته شود چنانچه شكسته شدن دندان در زيبائى چهره مصدوم يا لحن سخن گفتن وى تأثير منفى داشته باشد بفرمائيد : آيا مجنى عليه مى‏تواند حسب مورد علاوه بر قصاص، يا خسارت، براى از بين رفتن زيبائى چهره يا تأثير منفى در لحن گفتار، ارش بگيرد؟

    • ج9 - بيش از ديه نمى‏تواند چيزى طلب كند.

     س10 - اگر شخصى سيلى به صورت ديگرى بزند كه بر اثر آن صورت قرمز شود ديه چقدر است؟

    • ج10 - يك و نيم دينار ديه واجب مى‏شود كه يك مثقال و نيم طلاى مسكوك است.

     س11 - اينجانب داراى كارگاه نجّارى هستم شاگردم بدون اجازه من تخته‏اى را جهت برش به كارگاه همسايه برده كه بدينوسيله دستش از مچ قطع گرديده آيا ديه او بر گردن من مى‏باشد يا خير؟

    • ج11 - از نظر شرعى صاحب مغازه ديه قطع دست شاگردش را بدهكار نيست مگر دولت قراردادهائى داشته باشد كه كارفرما بايد خسارتى بپردازد كه مسئله حكومتى است و لذا طبق قرارداد عمل مى‏گردد.

     س12 - كل ما كان فى الانسان منه اثنان ففيهما الديه و فى احدهما نصف الديه و ما كان واحد ففيه الديه  آيا اين قاعده شامل اعضاى داخلى بدن مانند كليه نيز مى‏باشد؟

    • ج12 - تفاوتى نمى‏كند و شامل اعضاى داخل هم مى‏شود و شاهد آن هم تصريح در بيضه مى‏باشد گرچه احوط تصالح بين طرفين است.

     س13 - اگر شامل اعضاى داخلى بدن انسان باشد آيا اعضاى داخلى بدن داراى ديه مقدّره‏اند يا ارش بايد پرداخت شود؟

    • ج13 - با مطلبى كه گفته شد ديه معيّنه دارد و ارش ديگر معنا ندارد بنابر اين يك عضو نصف ديه و دو عضو تمام ديه را شامل مى‏شود.

     س14 - اگر فردى در حين امر به معروف و نهى از منكر درگير شد يعنى موجب زد و خورد شد و افراد آمرين به معروف به فرد گناهكار كتك زدند و جائى از بدن سرخ يا كبود شد آيا بايد ديه بدهند؟

    • ج14 - بايد ديه پرداخت شود.

     س15 - منظور از شكستن ستون فقرات چيست آيا منظور شكسته شدن يكى از مهره‏هاى اين ستون است و يا اينكه منظور جدا شدن اتّصال مهره‏ها از يكديگر است، مضافاشكسته شدن يك مهره از ستون فقرات سبب پرداخت ديه مى‏شود يا ارش چنانچه ديه باشد نحوه محاسبه آن را بفرمائيد؟

    • ج15 - منظور از شكستن، شكسته شدن پشت او است كه امكان نشستن و يا راه رفتن و ايستادن بطور متعارف را نداشته باشد و در آن يك ديه كامله است و حتى اگر معالجه شود ولى به صورت غير كامل مثلاً بصورتى است كه هنگام راه رفتن بايد با عصا راه رود و يا با حالت انحناء راه مى‏رود، بايد يك ديه كامله پرداخت شود.

     س1 - 16 - آيا استخوانهاى كف دست ديه مقدّر دارند يا بايد ارش تعيين كرد و مى‏شود به اين استدلال كه چون استخوانهاى انگشتان به كف دست مرتبط است (ديه استخوانهاى كف دست را) مثل انگشتان حساب كرد؟

    2 - ديه شكستگى يك بند از استخوان انگشت دست آيا خمس ديه همان بند مى‏باشد يا خمس ديه انگشت دست؟

    • ج1 - 16 - ديه استخوانهاى كف دست يك پنجم ديه دست است گرچه احتياط در تصالح است.
    • 2 - يك پنجم ديه همان بند بايد محاسبه گردد.

    بخشش ديه

     س1 - آيا ولىّ مقتول مثل پدر يا جدّ مى‏توانند حقّ ديه مقتول را به قاتل ببخشند؟

    • ج1 - بخشش در سهم خود اشكالى ندارد امّا حقّ بچّه صغير را نمى‏توانند ببخشند.

     س2 - آيا وصىّ يا وارث مقتول مثل فرزند مى‏توانند حقّ ديه مقتول را به قاتل ببخشند؟

    • ج2 - وصىّ حقّ چنين كارى را ندارد مگر با اجازه ورثه غير صغير امّا ورثه در حقّ خود چنين اختيارى را دارند.

     س3 - آيا مجازات معاونت در قتل عمد، حقّ الناس است و قابل گذشت از سوى اولياء دم يا حقّ اللّه است و عفو آن منحصرادر اختيار ولىّ امر مى‏باشد؟

    • ج3 - از روايات اين باب فهميده مى‏شود كه از حقوق الناس است و قابل گذشت است و «تدر الحدود بالشبهات» هم به نظر ما اختصاص به حدود ندارد و در اين موارد هم مى‏آيد گرچه اگر از قواعد فقهى خواسته باشيم نظر بدهيم بايد گفت كه عفو اولياء دم در حقّ ممسك و معاون اثر ندارد.

     س4 - در موارد قتل كه نوبت به ولايت حاكم مى‏رسد بفرمائيد : آيا ولىّ امر همانند اولياء دم علاوه بر درخواست قصاص يا اخذ ديه ، حقّ عفو نيز دارند؟

    • ج4 - در مواردى كه به وسيله اقرار، جرم ثابت شده باشد بعيد نيست كه از موارد ديگر تنقيح مناط كرد ولذا ولىّ امر مى‏تواند عفو نمايد ولى در ديگر موارد، عفو مشكل است مگر ضرورتى پيش بيايد.

    ديه عمل دكتر

     س1 - شخصى بر اثر جا ماندن وسائل پزشكى پس از جرّاحى در شكمش فوت مى‏كند، آيا ديه او بر عهده دكتر جرّاح است يا خير؟

    • ج1 - هر كس در جا ماندن وسيله مذكور در شكم بيمار تقصير كرده بايد ديه را بپردازد.

     س3 - شخصى تصادف كرده و پايش شكسته است، دكتر براى عمل جرّاحى او را بيهوش كرده لكن بعد از عمل به هوش نيامده است آيا ديه بعهده دكتر است؟

    • ج3 - ديه بعهده دكتر است مگر آن كه قبل از عمل خود را تبرئه كرده باشد.

    ديه عمل، راننده

     س1 - راننده يك ماشين در بين مسير جادّه برون شهرى يك نفر را سوار ماشين خود مى‏كند سپس سانحه‏اى بروز دهد بدين معنى كه ماشين روانه درّه شود و اين يك نفر سرنشين كه در بين راه سوار شده فوت كند آيا راننده بايد ديه اين شخص را بپردازد يا خير؟

    • ج1 - اگر مرگ مستند به عمل راننده باشد، ديه را بايد راننده بدهد ولى اگر هچگونه تقصيرى نداشته باشد شرعاديه بدهكار نيست ولو آنكه قانونابدهكار باشد.

    تقليل و تغليظ ديه

     س1 - همانگونه كه مستحضريد بر اساس برخى از روايات وارده در باب ديات، خوب شدن بعضى جراحات يا نقص عضوها (نظير شكستگى استخوان در اعضايى كه ديه مقدّره دارد يا شكافتن لب) ميزان ديه را تغيير مى‏دهد، با توجّه به اين كه امروزه به خاطر پيشرفت علم پزشكى تعداد قابل ملاحظه‏اى از جراحات و نقص عضوها قابل درمان مى‏باشد; بفرمائيد :

    الف - آيا تأثير درمان در ميزان ديه را به غير موارد مصرّح در فقه نيز مى‏توان تعميم داد؟

    ب - آيا پيوند عضو مقطوع در ميزان ديه تأثير دارد يا خير؟ (در صورتى كه انگشت يا دست شخصى در اثر جنايت قطع شود، اگر به موقع اقدام گردد مى‏توان عضو مقطوع را پيوند زد)

    • ج1 - الف - در غير موارد مصرّحه در فقه تعميم تأثير درمان مشكل است زيرا در بسيارى از موارد توابعى دارد كه قبول آن امكان ندارد و ثانياً از موارد خلاف قاعده است كه بايد به قدر متيقّن كه موارد منصوصه است عمل كرد.
    • ب - با بيان بالا روشن شد كه بمحض جنايت، ديه مشخّص مى‏گردد مگر در موارد مصرّحه و لذا پيوند عضو مقطوع تأثيرى در مقدار ديه ندارد.

     س2 - آيا تغليظ ديه اختصاص به قتل عمدى دارد؟

    • ج2 - در ماههاى حرام ديه تغليظ مى‏گردد هر چند قتل غير عمدى باشد.  

    س3 - آيا در شرع مبلغ ديه يا مسئله قصاص تخفيفى براى مربّى و آموزگار وجود دارد؟«به چه صورت»

    • ج3 - تخفيفى وجود ندارد.

    ديه ميّت و قطعه مبانه از ميّت

     س1 - بعد از به قتل رساندن شخصى بر او جناياتى از قبيل قطع كردن اعضاء يا محو كردن آنها وارد مى‏كنند، ديه آن چگونه است و مصرف بايد در چه راهى باشد؟

    • ج1 - ديه جناياتى كه بر بدن ميّت وارد مى‏شود اگر در يك جنايت است كه عرفاصدق وحدت مى‏كند يك ديه لازم است مثلا اگر سر ميّت جدا شده باشد 100 درهم بايد پرداخت شود و اگر در دفعات متعدّد است، براى هر دفعه كه جنايتى واقع شده ديه مخصوص به آن جنايت بايد پرداخت شود و مصرف اين نوع ديه در مورد خود ميّت است كه بايد صرف كارهاى خيرات و مبرّات و عزادارى و امثال آن گردد.

     س2 - اگر به ميّتى جنايت وارد شود، آيا ديه دارد و اگر دارد به چه كسى مى‏رسد؟

    • ج2 - بله، ديه واجب است و بايد در مخارج خود ميّت صرف گردد، مثل مراسم عزا و كفن و دفن.

     س3 - آيا پرداخت ديه جنايت بر ميّت به صورت حالّ است يا مؤجّل؟

    • ج3 - ديه جنايت بر ميّت به صورت حالّ است زيرا تأجيل خلاف اصل است مگر در مواردى كه نصّ بر آن شده باشد و لذا در مواردى كه خلاف اصل است اكتفاء به مورد نصّ مى‏شود و اين مورد از موارد منصوصه نيست

     س4 - در صورت تأجيل مهلت پرداخت آن چقدر است؟

    • ج4 - تأجيل ندارد.

     س5 - چنانچه جنايت وارده فاقد ديه مقدّره باشد ارش آن چگونه محاسبه مى‏گردد؟

    • ج5 - ديه قطع سر ميّت 100 دينار است و در قطع اعضاء هم به همين حساب محاسبه مى‏گردد و اعضايى مثل دست و پا هر كدام 50 دينار و اگرجفت آن با هم انجام گيرد 100 دينار مى‏شود و در اعضايى كه فاقد ديه مى‏باشد به حساب 100 دينار محاسبه مى‏گردد.

     س6 - شخصى از دنيا رفته يكى از اعضاء او را قطع كردند آيا ديه آن متعلّق بوارث است يا متعلّق به خود ميّت كه براى او صرف خيرات كنند؟

    • ج6 - بايد صرف خيرات و مبرّات در مورد خود ميّت گردد.

     

    عاقله

     س1 - در صورت استنكاف از پرداخت ديه آيا عاقله را مى‏توان حبس كرد؟ آيا ديه دين است يا مجازات؟ آيا عاقله را بعنوان متّهم مى‏توان دستگير و قرار براى او صادر كرد تا از فرار او جلوگيرى شود يا خير؟

    • ج1 - عاقله را مى‏توان الزام به پرداخت ديه نمود و ديه، دين است نه مجازات و اگر حاكم شرع احتمال امكان فرار عاقله را بدهد و لازم بداند، مى‏تواند قرار صادر كند.

     س2 - اگر شخص نابالغ بالغى را زد، ديه را چه كسى بايد بدهد خود جانى يا عاقله البتّه در صورت موضّحه؟

    • ج2 - در موضّحه و فوق آن ديه بر عاقله است.

     س3 - در فروضى كه بايد عاقله ديه بدهد اگر عاقله هم فقير باشند يا بعضى فقير باشند يا توانايى مقدارى از ديه را دارند و آيا حقّ النّاس محسوب مى‏شود، در صورت رضايت از ذى حقّ، ديه مبرّى مى‏شود، لطفاتمام اقسام را بيان فرمائيد؟

    • ج3 - اگر عاقله تمامايا بعضافقير باشند، ديه واجب نيست مگر آن كه فقر برطرف گردد و ديه، حقّ النّاس است و اگر صاحب آن رضايت بدهد، ساقط مى‏شود.

     س4 - آيا عاقله شامل ولىّ كه عبارت از پدر و جدّ است مى‏شود يا نه چون مراد از عاقله منسوبين مذكّر است؟

    • ج4 - عاقله، منسوبين پدرى مذكّر است از طريق طبقات ارث و بعيد نيست كه پدر و جدّ را هم شامل باشد.

     س5 - لطفاكيفيت تقسيم ديه بر عاقله را از حيث مقدار بيان فرمائيد؟

    • ج5 - كيفيت تقسيم بر حسب تقسيم سهم الارث است هر نسبتى كه از ارث سهم او مى‏باشد، همان نسبت از ديه محسوب مى‏گردد.

     س6 - اگر نابالغى با ماشين پدرش رانندگى كرد و سبب تصادف منجر به قتل شد، آيا عمدى است يا خير و آيا ديه بر خود او مى‏باشد يا عاقله؟

    • ج6 - قتل غيرعمدى است و ديه كشته شدگان بر عهده عاقله بچّه است.

    اعسار

     س1 - آيا اعسار يك عنوان كلّى قابل انطباق بر مجموعه فقه است يا فقط حاكم بر امورات مالى و محدود به مسائل مالى است؟

    • ج1 - اعسار به معناى عسر و حرج در تمامى ابواب فقه جارى است ولى اعسار اصطلاحى ناظر به امور مالى است.

     س2 - راههاى ثبوت اعسار را چه مى‏دانيد و آيا فقط راه تشخيص منحصر به طرق بيّنه و قسم است يا از استظهار و كشف و علم و امثال آن نيز در ثبوت آن مى‏توان استفاده نمود؟

    • ج2 - منحصر به بيّنه و قسم نيست بلكه علم و كشف و امثال آن هم مى‏تواند اثبات اعسار كند.

     س3 - آيا حجر معسر مطلق است يا محدود به تصرّفات مالى و آيا ساير اقدامات غير مالى معسر مثل ازدواج، قبول هدايا، استيفاى قصاص و عفو آن و ( نافذ است يا خير و آيا حاكم مى‏تواند بر حجر مالى او را از جميع تصرّفات منع نمايد يا خير؟

    • ج3 - حجر مفلس محدود به تصرّفات مالى است.

     س4 - آيا براى صدور حكم اعسار از قبيل :

    1 - ثبوت دين نزد حاكم

    2 - عدم كفاف دارايى مديون جهت اداء دين

    3 - حالّ بودن دين

    4 - درخواست غرماء مبنى بر صدور حكم حجر مديون را شرط مى‏دانيد يا خير؟

    • ج4 - تمام شروط چهارگانه در حكم افلاس لازم است.

     س5 - آيا معسر و مفلس داراى يك حكم‏اند و آيا جميع تصرّفات معسر حين الاعسار حتى در مستثنيات دين نافذ و صحيح است يا خير و در اين مورد بين قبل و بعد حكم حاكم به اعسار فرقى هست يا خير؟

    • ج5 - مفلس با معسر از نظر حكم با هم تفاوت دارند و اينطور نيست كه معسر از جميع تصرّفات منع شده باشد ولى افلاس به اين گونه است كه از جميع تصرّفات مالى ممنوع مى‏باشد.

     س6 - شخص معسرى معامله، هبه و صلح معوّض و غير معوّضى را قبل از صدور حكم اعسار انجام داده و مشخص نيست كه به قصد فرار از پرداخت دين بوده يا قصد تبرع و خيرخواهانه و بيع حقيقى و غيره؟

    • ج6 - البته موارد ذكر شده ناظر به مفلس است نه معسر و تا زمانى كه ثابت نشده است كه افعال مذكوره، صورى بوده است به قوّت خود باقى و نافذ و صحيح است.

     س7 - به نظر حضرتعالى معسر به چه كسى گفته مى‏شود آيا به صرف نداشتن مال به كسى معسر گفته مى‏شود يا اينكه بايد امكان تحصيل مال نيز نداشته باشد تا به او معسر اطلاق شود؟

    • ج7 - معسر آن است كه جهت اداء دين، مالى نداشته باشد و كار و صنعتى هم ندارد كه بوسيله آن بتواند دين خود را اداء كند.

     س8  - زيد طى درخواستى از دادگاه تقاضاى گرفتن طلب خود را از عمرو نموده و آقاى عمرو با مراجعه به دادگاه ادّعاى اعسار نموده :

    1 - آيا دادگاه مى‏تواند عمرو را حبس نمايد؟ چه مدّت و آيا اين حبس تعزيرى است؟

    2 - اگر اعسار عمرو بر حاكم ثابت شد تكليف دادگاه نسبت به مطالبات زيد چيست و نسبت به تقاضاى زيد چگونه بايد عمل نمايد؟

    3 - محدوده تحقيق و تفحّص دادگاه در اصل دعوى اعسار چقدر است و آيا صرفاً دارائى و عدم دارائى عمرو را بررسى مى‏كند يا اينكه تفحّص محض در نحوه صرف اموال و غيره را نيز دارد؟

    • ج1 - 8 - حبس او در صورتى كه در مظانّ فرار كردن باشد تا زمانى كه اعسار و يا عدم آن ثابت شود اشكال ندارد.
    • 2 - اگر اعسار ثابت شد و عمرو داراى صنعت و يا حرفه‏اى شد كه بتواند دين خود را بپردازد بايد از آن راه دين را اداء كند و الاّ بايد مهلت به او داده شود تا در هنگام گشايش دين خود را بپردازد.
    • 3 - از دارائى او تحقيق مى‏گردد.

     س9 - آيا معاملات معسر در حكم احتيال (كلاهبردارى) است و آيا مى‏توان بر آن آثار حقوقى اعمّ از اينكه مال به مالكيّت محتال نيايد و منافع مدّت تصرّف را ضامن باشد و در معامله با اموال محتيله حكم معامله با مال غير بار كرد يا خير؟

    • ج9 - تا زمانى كه ثابت نشده باشد كه معاملات او براى فرار از اداء دين است، حكم احتيال ندارد.
    • لازم به ذكر است كه 9 مسئله گذشته بيشتر ناظر به افلاس است نه اعسار.

    مشخّص نبودن قاتل

     س1 - اگر شخصى كشته شده و جنازه او مثلادر بيابان، منزل يا باغى يافت شود و هيچيك از قاتل و مقتول شناسايى نشوند; بفرمائيد :

    الف - آيا ديه‏اى وجود دارد؟

    ب - بر فرض ثبوت، پرداخت ديه به عهده كيست و مورد تصرّف آن كجاست؟

    • ج1 - در صورتى كه از موارد لوث نباشد و اولياء مقتول شناسائى شده باشند، ديه مقتول بايد از بيت المال پرداخت شود و اگر اولياء مقتول شناسائى نشده‏اند كما اين كه فرض سئوال اين است، ديه‏اى ندارد زيرا موردى براى ديه نيست و اصحاب هم به اين معنا فتواى داده‏اند.

     س2 - چند نفر مشتركافردى را با چند تير به قتل مى‏رسانند و معلوم نيست تيرها از چه كسى بوده و يكديگر را تبرئه مى‏كنند، حكم چيست؟

    • ج2 - در صورتى كه اولياء مقتول در مورد يكى از اشخاص كه تيراندازى كرده، قسامه اجراء كنند بعد از قسامه مى‏توانند او را قصاص و يا ديه بگيرند و در غير اين صورت، اگر بدانيم با تير يك نفر معيّن از بين اين اشخاص كشته شده است، حاكم شرع قرعه مى‏اندازد و به نام هر كدام اصابت كرد ديه به عهده اوست ولى اگر شكّ داشته باشيم كه بوسيله تير يك نفر يا بيشتر كشته شده است، ديه را بايد مشتركاپرداخت نمايند.

     س3 - دو نفر عمدايا خطاء تيرى را به سوى فردى پرتاب نموده‏اند و آن شخص از بين رفته، حكم اين دو صورت چيست؟

    • ج3 - اگر مشخّص باشد بوسيله تير كداميك قتل حاصل شده، حكم قصاص يا ديه بر اوست، ولى اگر مشخّص نباشد و ندانيم كه قتل بوسيله كداميك از اين دو حاصل شده، در اين صورت در فرض قتل عمد قصاص نيست بلكه در ديه هم چه در قتل عمد يا خطا مسئله اختلافى است، بعضى قائل به عدم ديه بر هر دو به صورت تنصيف مى‏باشند كه اين أوجه است و بهتر آن است كه تصالح نسبت به هر دو، با ورثه مقتول صورت گيرد. والّله العالم.

    موارد دادن ديه از بيت المال

     س1 - در مواردى كه عدم قصاص عوارض سياسى و اجتماعى داشته باشد و به نوعى حكومت بايد حضور يابد در صورت عدم تمكّن اولياء دم از دادن ديه قاتل، آيا مى‏توان آن را از بيت المال پرداخت كرد؟

    • ج1 - بستگى به نظر فقيه و حاكم شرع و ولىّ امر مسلمين دارد.  

    س2 - در صورت عدم تمكّن اولياء دم از پرداخت نصف ديه قاتل، آيا اين مبلغ را دستگاه قضايى مى‏تواند از بيت المال پرداخت نمايد؟

    • ج2 - پرداخت ديه از بيت المال در فرض عدم امكان اولياء دم، محلّ اشكال است.

     س3 - چنانچه فرد محكوم به پرداخت ديه فوت نمايد و ورثه او قادر به پرداخت ديه مذكور نباشند، آيا مى‏توان آن را از بيت المال پرداخت نمود؟

    • ج3 - يكى از مواردى كه اجازه داده شده كه بيت المال در آن صرف گردد، ديه مسلمان است كه جانى امكان پرداخت آن را ندارد.

    مستحقّ ديه

     س1 - در مواردى كه قاتل معيّن است امّا مقتول (مستحقّ ديه) بين دو نفر مردّد باشد بفرمائيد نحوه پرداخت ديه به اولياء دم چگونه است؟

    • ج1 - به نظر ما بوسيله قرعه مى‏توان مسئله را روشن نمود.

    ديه اهل كتاب

     س1 - با توجّه به اينكه طبق فتواى مشهور فقهاء ديه اهل كتاب (كافر ذمّى) هشتصد درهم است آيا اقليّت زرتشتى نيز مشمول اين حكم خواهند بود؟

    • ج1 - به نظر ما زرتشتيان اهل كتاب هستند و ديه آنها هشتصد درهم مى‏باشد.

    متفرّقات

     س1 - در مورد توبه بفرمائيد :

    الف - در مواردى كه توبه مسقط حدّ است، آيا اظهار لفظ دالّ بر توبه از طرف مجرم براى سقوط حدّ كافى است يا بايد عملى دالّ بر ثبوت توبه از او سر زده باشد؟

    ب - در مواردى كه توبه قبل از اقامه بيّنه، مسقط حدّ است، آيا ثبوت توبه قبل از بيّنه كافى است يا اظهار توبه عند الحاكم نيز بايد قبل از بيّنه باشد؟

    ج - آيا در توبه مسقط حدّ، احراز توبه لازم است يا در صورت شبهه توبه، نيز حاكم شرع مى‏تواند با تمسّك به قاعده الحدود تدر بالشبهات، حدّ را اجراء نكند؟

    • ج1 - الف - لفظ دالّ بر توبه كفايت نمى‏كند و بايد از قرائنى استفاده شود كه توبه حقيقى انجام گرديده است.
    • ب - در صورتى كه توبه نزد حاكم ثابت شده، كفايت مى‏كند گرچه احوط آن است كه اظهار توبه نزد حاكم هم انجام گيرد.
    • ج - به قاعده اوّليه بايد توبه احراز شود تا مسقط حدّ گردد و امّا در صورت شكّ بايد اجراء حدّ به تأخير بيفتد تا مشخّص شود توبه انجام شده يا نه.

     س2 - بر اساس دستور شارع مقدّس، مهلت ديه در قتل و جراحات شبه عمد (مانند جراحات يا تلفات ناشى از تصادفات رانندگى) دو سال مى‏باشد; آيا تقاضاى اعسار جانى قبل از انقضاى مهلت مقرّر، مسموع مى‏باشد يا خير؟

    • ج2 - اگر قبل از مدّت مقرّر اعسار ثابت شود تقاضاى او مسموع است.

     س3 - اگر كسى زن حامله را بكشد آيا فقط ديه زن را بايد بدهد يا ديه بچّه را نيز بايد بدهد؟

    • ج3 - بايد ديه هر دو را بدهد.

     س4 - شخصى فردى را تعقيب نموده و فرد فرارى پايش به جدول گير كرده و شكسته، آيا تعقيب كننده بايد ديه بدهد؟

    • ج4 - بلى در فرض مذكور بايد ديه بپردازد.

     س5 - آيا ديه همان خسارت است و يا جانى بايد علاوه بر ديه، خسارت وارد آمده به مجنى عليه و كليّه هزينه‏هاى درمان را نيز بپردازد؟

    • ج5 - در جنايت، فقط ديه واجب مى‏گردد و خسارت بر عهده جانى نيست.

     س6 - آيا ديه ميّتى كه او را سوزانده‏اند به ورثه تعلّق مى‏گيرد؟

    • ج6 - ديه چنين ميّتى مانند ماترك او بين ورثه تقسيم مى‏شود.

     س7 - آيا براى قصاص لازم است، ولىّ دم از ولىّ امر يا منصوب از طرف او استيذان نمايد؟

    • ج7 - حفظ نظام اقتضاء مى‏كند كه استيذان گردد.

     س8 - در فرض قبل اگر بدون استيذان قصاص انجام شد آيا صرفاگناه كرده يا خود قاتل محسوب مى‏شود؟

    • ج8 - خلاف وظيفه انجام داده است.

     س9 - در فرض قبل اگر استيذان بود، لكن ولىّ امر اذن نداد و قصاص انجام شد چطور؟

    • ج9 - خلاف حكم تكليفى انجام داده است.

     س10 - مقنّى مشغول كندن چاه بوده كه چاه فروكش نموده وكشته شده، آيا ديه او بر عهده صاحب خانه است؟

    • ج10 - در صورتى كه مقنّى زير نظر متخصّصى يا شركتى انجام وظيفه مى‏كند، ديه او بعهده آنها است ولى اگر با مسئوليّت خود مقنّى‏گرى كرده، ديه به عهده كسى نيست.

     س11 - فرق ارش و حكومت را بيان فرمائيد؟

    • ج11 - در مواردى كه مقدار ديه، در شرع بطور معيّن تصريح نشده است آنجا بايد ارش داده شود كه مابه التفاوت قيمت سالم و معيوب است كه اين مابه التفاوت را حكومت گويند.

     س12 - مسئولين مربوطه جهت گرفتن اعتراف مجرم را ممكن است چند ضربه شلاّق بزنند، آيا در صورت كبود شدن يا قرمز شدن ديه بر ضارب واجب مى‏شود؟

    • ج12 - اگر با دستور حاكم شرع باشد، ديه بر او تعلّق نمى‏گيرد و الاّ بايد ديه را پرداخت نمايد.

     س13 - اگر پرداخت كننده ديه، در پرداخت تا مدّت دو سال تعلّل ورزيد، آيا بايد قيمت تعيين شده را پرداخت كند يا قيمت يوم الاداء را؟

    • ج13 - با فرض مذكور قيمت يوم الاداء را بايد بپردازد.

ارسال سوالات شرعی

قبل از ارسال سوال توجه فرمایید :
  • ابتدا به بانک استفتائات مراجعه نموده و چنانچه پاسخ خود را بدست نیاوردید ، سوال خود را برای ما ارسال نمایید ، این بخش تنها پاسخ گوی مسائل شرعی و اعتقادی است ، در غیر این صورت به سوالات دیگر پاسخ داده نمی شود.
  • لطفا سوالات خود را بصورت اختصار ارسال نموده ، همچنین پست الکترونیکی خود را بصورت صحیح درج نمایید .