پخش مستقیم دروس بسم الله الرحمان الرحیم rss بروزرسانی :
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی علوی گرگانی

پزشکی

  • مسائل پزشكى

    احكام تلقيح

     س1 - خانمى بچّه‏دار نمى‏شود و تنها راه آن، انتقال تخمدان از خانم ديگرى است، آيا اين عمل جايز است و پس از اين كار، بچّه متعلّق به كداميك مى‏باشد؟

    • ج1 - انتقال تخمدان شخصى به ديگرى جايز نيست و اگر انجام شد در صورتى كه مراحل اوّليه آن باشد و حاوى بچّه نشده باشد فرزند متعلّق به دوّمى است، گرچه فرزند نسبت به زن اوّل هم بايد جنبه احتياط را رعايت نمايد، مثلانكاح نكند و با او معامله محرميّت ننمايد.

     س2 - مردى داراى دو زن مى‏باشد نطفه مرد را پس از استقرار در رحم زن اوّلى در رحم زن دوّمى كه عقيم است قرار مى‏دهند آيا بچّه متعلّق به زن دوّمى است يا اوّلى، با فرض اين كه الحاق ولد بر مرد قطعى است؟

    • ج2 - اگر گذاشتن در رحم دوّمى بعد از بچّه شدن در رحم اوّل باشد ملحق به اوّلى است و اگر قبل از آن باشد، ملحق به دوّمى است ولى در هر دو صورت بايد جانب احتياط در ارث و نفقه رعايت شود.

     س3 - آيا ملحق نمودن نطفه، در رحم نامحرم و بارور نمودن آن از طريق پزشكى و علمى اشكال دارد؟ و فرزند بوجود آمده متعلّق به چه كسى است و با چه كسانى محرم و نامحرم مى‏شود؟

    • ج3 - الحاق حرام است و فرزندى كه بوجود مى‏آيد، اگر امكان الحاق به شوهر خود باشد، ملحق به اوست ولى اگر امكان الحاق در او نباشد از نظر محرميّت با مردى كه از نطفه او بوجود آمده محرم است و وجوب نفقه بر اوست ولى از نظر ارث بايد با ساير ورثه تصالح نمايد. والّله العالم.

     س4 - تزريق نطفه مرد اجنبى و نطفه شوهر كه مخلوط با هم شده، در رحم زن چه حكمى دارد و در صورت بچّه‏دار شدن، بچّه متعلّق به كيست؟

    • ج4 - بچّه ملحق به شوهر است، اگرچه تلقيح با صورت مذكور جايز نيست.

     س5 - يك نوع عملى جهت بچّه دار شدن بنام آى يو آى وجود دارد كه در اين عمل اسپرم مرد گرفته مى‏شود و به صورت آمپول (در سرنگ مخصوص) وارد رحم زن مى‏نمايند آيا اين عمل جايز است يا خير و بنابر دو فرض آيا غسل جنابت محقّق مى‏شود يا خير؟

    • ج5 - اگر اسپرم گرفته شده از شوهر باشد و مستلزم محرّماتى از قبيل لمس و نظر حرام نباشد، اشكال ندارد و موجب جنابت نمى‏شود.

     س6 - در صورتى كه اسپرم و تخمك از زن و شوهر شرعى يا غير شرعى باشد آيا تلقيح مصنوعى جايز است؟

    • ج6 - در تلقيح اسپرم و تخمك از زن و شوهر اگر موجب نظر و لمس نامحرم نباشد اشكال ندارد ولى در تلقيح از مرد اجنبى حرام است.

     س7 - انتقال نطفه مردى كه از دنيا رفته به رحم همسرش چه صورت دارد؟

    • ج7 - دليل بر حرمت آن نيست بنابراين اشكال ندارد، در صورتى كه مستلزم لمس و نظر حرام نباشد.

     س8 - آيا بارور كردن مصنوعى زن يا وارد كردن منى مرد غريب نامحرم به داخل رحم زنى كه همسرش مرد نازا است به طريق تزريق يا طرق ديگر آيا جايز است؟

    • ج8 - به نظر ما حرام است.

     س9 - بر فرض اينكه تلقيح مصنوعى انجام شود و زن آبستن گرديد و بچّه‏دار شد آيا اين بچّه مال شوهر اين زن است؟

    • ج9 - در صورتى كه امكان الحاق به همسر زن نباشد ملحق به صاحب منى است.

     س10 - نوزادى كه به واسطه تلقيح به وجود مى‏آيد از لحاظ نسبت چه حكمى خواهد داشت و آيا احكام ارث بر آنها جارى خواهد شد؟

    • ج10 - احكام ارث جارى است و نسبت هم با پدر و مادر و ساير بستگان واقعى است زيرا احكام زنا در اينگونه موارد جارى نيست.

     س11 - اگر فرض شود علم در آينده پيشرفت كند كه اسپرم مرد را بگيرند و در رحم مصنوعى (دستگاه توليد نوزاد) پرورش دهند در اين صورت حكم آن چه صورتى دارد؟

    • ج11 - اين نوزاد در صورت امكان داراى پدر هست و احكام پدر و فرزندى جارى است ولى مادر ندارد.

     س12 - اگر اسپرم و نطفه را از دانه‏ها و محصولات نباتى و مانند آن بگيرند و به زن تلقيح كنند و نوزاد مصنوعى به عمل آورند در اين صورت كودك به چه كسى متعلّق است؟

    • ج12 - اين نوزاد در صورت امكان داراى مادر هست و احكام مادر و فرزندى جارى است و پدر ندارد.

     س13 - اگر نطفه و اسپرم را از فرآورده‏هاى نباتى تهيّه و آن را در رحم مصنوعى پرورش دهند و از آن كودك به عمل آيد نوزاد به چه كسى ملحق مى‏شود؟

    • ج13 - در صورت امكان اين بچّه بدون پدر و مادر است.

     س14 - آيا براى مرد جايز است كه منى خود را در دستگاه پزشكى نگهدارد تا در هنگام پيرى يا عدم قدرت بر جماع آن را به زوجه خود لقاح كند؟

    • ج14 - فى نفسه اشكال ندارد.

     س15 - اگر مرد منى خود را در دستگاه پزشكى نگهدارد آيا زن مى‏تواند در صورت زير آن را به خودش لقاح كند :

    الف - بعد از مرگ مرد و قبل از دفنش؟

    ب - بعد از دفنش و در اثناء عدّه وفات؟

    ج - بعد از عدّه وفات؟

    • ج15 - تلقيح آب مرد به زن جايز است حتى بعد از دفن و قبل از انقضاء مدّت عدّه امّا بعد از آن جايز نيست.

     س16 - آيا گرفتن منى مرد بعد از مرگ و قبل از سرد شدن جسمش و تلقيح آن در اثناء عدّه و بعد از آن جايز است؟

    • ج16 - گرفتن آب مرد اگر موجب اذيّت جسد ميّت نشود، جايز است و حكم تلقيح آن هم در مسئله سابق گذشت.

     س17 - در صورت حرمت تلقيح آب زن به منى مرد اجنبى اگر كسى آن را انجام داد چه عقوبتى دارد (عقوبت كسى كه تخمك زن را با منى مرد اجنبى تلقيح كند چيست)

    • ج17 - بايد تعزير شود.

     س18 - اگر تخمك زن كنار گذاشته شود آيا تلقيح آن به منى زوج بعد از وفاتش جايز است؟

    • ج18 - تلقيح تخمك زن به منى زوجش جايز است اگر مستلزم حرام نباشد.

     س19 - آيا تلقيح تخمك زن مرده‏اى كه در دستگاه پزشكى نگهدارى شده با منى مرد مرده اجنبى جايز است و قرار دادن آن در رحم زن دوّم چه صورت دارد؟

    • ج19 - جايز نيست.

    احكام كالبد شكافى

     س1 - آيا كالبد شكافى ميّت مسلمان يا غير مسلمان جايز است؟

    • ج1 - كالبد شكافى در ميّت مسلمان جايز نيست، مگر اثبات حقّى بستگى به آن داشته باشد، ولى در غير مسلمان اشكالى ندارد.

     س2 - اگر كالبد شكافى جهت تعليم براى نجات ديگران باشد، چه حكمى دارد؟

    • ج2 - در ميّت مسلمان جايز نيست مگر جان فرد معيّنى بستگى به او داشته باشد و ميّت غير مسلم يا مشكوك الاسلام پيدا نشود امّا در غير مسلمان اشكالى ندارد.

     س3 - در صورت جواز كالبد شكافى، آيا شامل عورتين هم مى‏شود و حكم نگاه كردن نامحرم بر ميّت به هنگام كالبد شكافى چيست؟

    • ج3 - حكم عورتين مانند ساير اعضاء است به اضافه حرمت نظر و تماس و لذا تا ضرورت اقتضا نکند نباید به عورت نگاه شود و نگاه به بدن نامحرم هم بدون ضرورت شرعی جایز نیست و غسل مسّ ميّت در صورتى كه غسل داده شود، ندارد و الاّ غسل مس ميت واجب است در هر مرحله‏اى كه مسّ مى‏كند حتى اگر مسّ ميت بعد از غسل قبلى باشد.

     س4 - اگر كالبد شكافى براى كشف جرم و شناسايى قاتل باشد چه حكمى دارد؟ و اگر كالبد شكافى تنها راه براى رهايى يك متّهم بى‏گناه از مرگ باشد چگونه است؟ و جهت تعليم چگونه است؟

    • ج4 - كالبد شكافى ميّت مسلمان جهت تعليم جايز نيست مگر اثبات حقّى متوقف به كالبد شكافى باشد كه در اين صورت اشكالى ندارد.

     س5 - آيا مى‏توان جسد افراد به ظاهر مسلمان را كه به خاطر ارتداد، فساد اخلاقى، قاچاق موادّ مخدّر و مسايل ديگر اعدام شده‏اند، تشريح نمود؟

    • ج5 - جايز نيست مگر آن كه كفر آنها ثابت باشد.

     س6 - اگر ندانيم جسدى كه در اختيار ماست جسد مسلمان است يا كافر يا اهل كتاب، آيا كالبد شكافى جايز است؟

    • ج6 - اگر در منطقه مسلمان نشين باشد يا اكثريّت منطقه، مسلمان باشند، تشريح جايز نيست و در غير اين صورت اشكالى ندارد.

     س7 - آيا تشريح حيوانات به جهت تحقيق جايز است؟

    • ج7 - اشكال ندارد.

     س8 - از آنجايى كه امروزه نظريه پزشك قانونى به عنوان يكى از طرق مطمئن در امورات و مسائل قضايى به شمار مى‏رود و عمدتاتشخيص و تعيين علّت تامّه مرگ يكى از وظايف آنهاست و در اكثر موارد تشخيص و تعيين دقيق علّت فوت فقط با كالبد شكافى مقدور است و با انجام اين عمل حقيقت كشف و حقّ اولياء دم احقاق مى‏گردد لطفا نظر مبارك را پيرامون كالبد شكافى و تشريح جسد حتى عند اللزوم جدا كردن بعضى از اعضاء بدن از همديگر را بيان فرمائيد؟

    • ج8 - اگر كالبد شكافى جهت اثبات حقّى صورت مى‏گيرد و راهى جز اين عمل نباشد، جايز است و لو آنكه مستلزم تقطيع بعضى از اعضاء باشد.

     س9 - در صورتى كه قاضى پرونده تشخيص دهد تشريح جهت كشف حقيقت لازم و ضرورى است ولى اولياء دم راضى به تشريح نباشند يا بعضى راضى باشند و بعضى ديگر راضى نباشند و يا ميّت بر عدم تشريح وصيّت كرده باشد تكليف چيست؟

    • ج9 - اگر اولياء دم طالب حقّ هستند، عدم رضايت آنها در تشريح معنا ندارد مخصوصااگر حاكم شرع كالبد شكافى را لازم بداند و در صورت ديگر هم اشكال ندارد و وصيّت به عدم تشريح در صورتى كه موجب تضييع حقّ ديگران گردد، نافذ نيست.

     س10 - تشريح كالبد شكافى امروزه يكى از رشته‏هاى پزشكى است كه در دنيا داراى اهميت فراوانى است و مراكز مهمّ علمى و پژوهشى در اين زمينه مشغول فعاليّت هستند كه عمدتابه اثبات نسب، و قصد كشف جرم و هر هدف عقلائى ديگر يا صرفابه قصد آموزشهاى پزشكى اجسادى را كالبد شكافى مى‏نمايند لطفانظر مبارك را در جواز و عدم جواز بيان فرمائيد؟

    • ج10 - كالبد شكافى ميّت مسلمان جهت تعليم جايز نيست مگر اينكه جان فرد معيّنى بستگى به اين تشريح داشته باشد و يا اينكه ميّت غير مسلمان يا مشكوك الاسلاميّه پيدا نشود و امّا در غير مسلمان، تشريح و كالبد شكافى جايز است و همچنين جهت احقاق حقّ هم كالبد شكافى اشكال ندارد.

     س11 - از آنجايى كه احترام ميّت مسلمان لازم است در صحنه قتل و يا در سالن تشريح عمدتااين مسئله مورد توجّه قرار نمى‏گيرد و از طرفى در جهت ارتقاء دانش پزشكى و كشف علمى جرم و بررسى صحنه قتل و احقاق حقّ ضرورت تشريح مشخص مى‏شود كه به نظر مى‏رسد تشريح و احترام در تزاحم با هم هستند در اين صورت تكليف چيست؟

    • ج11 - در مواردى كه حكم به جواز تشريح و كالبد شكافى گردد معلوم مى‏شود كه تشريح اهميت بيشترى از احترام بدن مسلمان دارد و در موارد ديگر احترام بدن مسلمان اولويّت دارد.  

     س12 - آيا قضات محاكم با توجّه به پيشرفتهاى علمى پزشكى قانونى مى‏توانند به استناد نظرات آنان از باب يكى از طرق اثبات، صدور حكم نمايند يا خير؟

    • ج12 - اگر موجب علم قاضى گردد مى‏تواند مستند حكم قرار گيرد آن هم به عنوان حجيّت علم قاضى نه به عنوان يك اماره مستقلّه.

    پيوند اعضاء و فروش آن

     س1 - آيا جايز است از مسلمان زنده يا مرده عضو مورد نياز را به فرد مريضى پيوند زد؟

    • ج1 - از عضو ميّت غير مسلمان و مشكوك الاسلام اشكال ندارد لكن در ميّت مسلمان، در صورتى جايز است كه حيات شخص مريض توقّف بر آن عضو ميّت مسلمان داشته باشد و الاّ جايز نيست هم چنان كه در انسان زنده نيز جايز نمى‏باشد.

     س2 - آيا انسان حقّ دارد عضوى از بدن خود را به ديگرى بدهد؟

    • ج2 - حقّ ندارد چنين كارى را انجام دهد.

     س3 - اگر شخص دهنده عضو يا گيرنده آن، زن و مرد بيگانه باشد حكمش چيست؟

    • ج3 - در ابتدا تماس و مباشرت حرام است ولى بعد از ملحق شدن به بدن، حكم آن بدن را دارد.

     س4 - اگر شخص دهنده عضو كافر و گيرنده مسلمان باشد عضو بريده شده قبل و بعد از دميدن روح در بدن مسلمان چه حكمى دارد؟

    • ج4 - پس از ملحق شدن به بدن جديد، حكم آن بر او مترتّب است.

     س5 - آيا مى‏شود از اعضاء ميّت به ديگرى پيوند زد؟ اگر وصيّت نكرده باشد، آيا اولياء مى‏توانند اجازه دهند؟

    • ج5 - جايز نيست و اولياء ميّت هم نمى‏توانند اين كار را انجام دهند مگر اینکه حیات فرد مسلمان مریض توقف بر پیوند آن عضو مسلمان داشته باشد و راه دیگری نباشد .

     س6 - اگر عضوى بخاطر حدّ يا قصاص بريده شود، آيا مى‏توان پيوند زد و اگر بخواهند آن عضو را به ديگرى پيوند بزنند آيا جايز است و رضايت جانى شرط است يا مجنى عليه؟

    • ج6 - در حدّ بعيد نيست پيوند جايز باشد ولى در قصاص مشكل است چون جانى بايد مثل مجنى عليه بشود و پيوند به ديگرى جايز است و در هر دو صورت رضايت صاحب عضو لازم است.

     س7 - آيا مى‏توان عضوى از بدن انسان را به حيوانى پيوند زد؟

    • ج7 - پس از قطع، دفن كردن آن واجب است پس الحاق آن به بدن حيوان خلاف حكم دفن است مگر ملحق به بدن خود نمايد كه اشكالى ندارد.

     س8 - آيا پيوند زدن سر انسان به انسانى ديگر جايز است؟ در صورت جواز آيا احكام صاحب سر بر آن جارى است يا احكام صاحب بدن؟

    • ج8 - على فرض امكان پيوند، از نظر شرعى جايز نيست و امّا از نظر الحاق بستگى به نظر عرف دارد اگر او را بعنوان سر ملاك شناسائى قرار دهند ملحق به اوست و اگر به بدن باشد مثل داشتن آلت مردى و زنى پس ملحق به اوست و اگر به هيچ طرف مشخص نشد، بايد احتياط كند در جمع بين احكام زن و مرد و ساير جهاتى كه بين دو نفر فرق باشد.

     س9 - آيا انسان مى‏تواند يك كليه خود را به بيمار كليوى كه در خطر مرگ است، قرار بدهد كه به او پيوند شود و در فرض جواز آيا مى‏تواند در قبال آن پول دريافت نمايد؟

    • ج9 - دادن كليه به ديگرى جايز نيست مگر آن كه اضافه داشته باشد و برداشتن آن براى او مفيد باشد كه در اين صورت اشكالى ندارد و پول را در قبال اجازه برداشتن دريافت كند نه در مقابل كليه.

     س10 - آيا پيوند اعضاء مسلمان به غير مسلمان جايز است؟

    • ج10 - جايز نيست.

     س11 - اگر احتمال دهيم برداشتن عضوى از شخصى و پيوند آن به ديگرى، او را دچار عوارض خواهد كرد و از طرفى نجات جان بيمار وابسته به اين كار است و مورد ديگرى در دسترس نيست، آيا مى‏شود با اطّلاع يا بدون اطّلاع از او عضوى را خارج كرد و در صورت ايجاد عارضه، آيا پزشك مسئول خواهد بود؟

    • ج11 - پيوند در چنين شرايطى جايز نيست، اگرچه مورد ديگرى در دسترس نباشد و رضايت صاحب عضو هم باشد و در صورت چنين چنين كارى پزشك مسئول خواهد بود.

     س12 - اگر پزشك مطمئن باشد كه پيوند مفيد نخواهد بود آيا مجاز هستيم از زنده يا مرده عضوى را جدا و پيوند بزنيم؟

    • ج12 - در صورت عدم جواز قطع عضو از حىّ يا ميّت، وجهى براى اين كار نيست مگر آن كه منظور سئوال، بعد از انجام قطع باشد كه در اين صورت پيوند مذكور اشكالى ندارد.

     س13 - آيا تغيير جنسيّت جايز است؟

    • ج13 - جايز نيست.

     س14 - آيا فروش كليه يا يكى از اعضاء بدن جهت نياز مالى و در صورتى كه ضرر نداشته باشد جايز است؟

    • ج14 - فروش يكى از كليه‏ها يا ديگر اعضاء جايز نيست چه محتاج باشد يا نباشد و چه ضرر داشته باشد يا نداشته باشد.

     س15 - اگر شخصى بخواهد عضوى از اعضاى بدنش مانند كليه را به ديگرى بفروشد يا هديه كند يا وصيّت كند پس از فوت او آن اعضاء را مجانايا با پول برداشته و به ديگرى بدهند چه صورت دارد؟

    • ج15 - به نظر ما اعطاء عضو به ديگرى جايز نيست مگر در عضو ميّت آن هم به شرط آنكه حيات مسلمان به اين اعضاء توقف داشته باشد و پول هم بايد به عنوان رفع اليد گرفته شود.

    مسائل پزشكى زنان

     س1 - بستن لوله‏هاى زن و مرد كه موجب عقيم شدن آنها مى‏شود، از نظر شرعى چه حكمى دارد؟

    • ج1 - بستن لوله رحم زن يا انجام كارى كه منى از مرد پديد نيايد اگر بصورت موقّت باشد و مستلزم فعل حرام مثل تماس با بدن نامحرم يا نقص عضو نباشد، اشكالى ندارد ولى اين كار در صورت فقدان يكى از موارد مذكور، حرام است مگر ضرورتى باشد از قبيل خوف هلاكت نفس يا بيمارى كه در اين صورت جايز است.

     س2 - تبليغ مسئله بستن لوله‏ها براى روحانيون مبلّغ چه حكمى دارد؟

    • ج2 - تبليغ نسبت به قسم حلال آن حلال و نسبت به قسم ديگرى حرام است.

     س3 - آيا رضايت مراجعين اعمّ از زن و مرد موجب جواز بستن لوله‏ها مى‏گردد؟

    • ج3 - در قسم حرام، رضايت واذن صاحب آن تأثير ندارد.

     س4 - چون بستن لوله‏ها نقص عضو بوده، آيا اين عمل براى پزشكى كه مرتكب آن مى‏شود، موجب ديه است؟

    • ج4 - اگر اين عمل موجب نقص عضو شود بر پزشك ديه لازم مى‏شود، گرچه صاحبش اذن بدهد مگر در مورد ضرورت كه در اين فرض چيزى بر او نيست.

     س5 - آيا براى دختر از حيث بلوغ مى‏توان بين عباديّات و عقود و ايقاعات تفاوتى قائل شد؟

    • ج5 - بعد از رسيدن به بلوغ بين عباديّات و عقود و ايقاعات تفاوتى نيست مگر از جهات ديگر مثل نداشتن رشد و امثال آن مورد اشكال باشد.

     س6 - پول و مبلغى كه پزشك به عنوان اجرت براى بستن لوله‏ها أخذ مى‏كند حلال است؟

    • ج6 - در موارد حرمت عمل، أخذ اجرت هم براى آن حرام مى‏باشد. والّله العالم.

     س7 - اگر زن در سنّى است كه قهرابستن لوله برايش منجر به دائم مى‏شود مثلازن در سن 40 سالگى است لوله‏ها را مى‏بندد بمدّت 20 سال، قهرادر سن 60 سالگى ديگر بچّه‏دار نمى‏شود آيا اين هم حرام است؟

    • ج7 - اگر بستن رحم طورى باشد كه عرفا بگويند دائمابسته شده و نقص را نسبت به اين عمل بدهند، حرام است.

     س8 - كورتاژ چه حكمى دارد؟

    • ج8 - كورتاژ جنين زنده حرام است ولى اگر جنين در رحم مادر مرده باشد و خطر جانى براى مادر دارد، اشكال ندارد.

     س9 - شخصى با عمل جرّاحى لوله همسرش را مى‏بندد، البتّه استعداد آبستن شدن موجود است ولى قصدش اين است كه ديگر باز نكند، آيا قصد اين شخص حرام است يا اين كه منظور عقيم كردن دائم است چه با قصد باشد چه بدون قصد؟

    • ج9 - ملاك، صدق نقص است كه اگر اين عنوان صادق نباشد اشكال ندارد پس قصد تنها كارى صورت نمى‏دهد.

     س10 - مراجعه زن به پزشك مرد و بالعكس و انجام عمل جرّاحى نزد آنان، چه حكمى دارد؟

    • ج10 - در غير ضرورت شرعى جايز نيست خصوصااگر مستلزم لمس بدن باشد.

     س11 - جلوگيرى از حمل براى زنان به هر وسيله ممكن چه حكمى دارد و آيا سقط جنين جايز است؟

    • ج11 - استفاده از قرص و آمپول در صورتى كه مستلزم ضرر نباشد با رضايت شوهر اشكالى ندارد ولى گذاشتن دستگاه در رحم در صورتى جايز است كه علاوه بر علم به اين كه ضرر ندارد، بايد خود يا شوهرش در اين كار دخالت كند و براى ديگرى حتّى اگر دكتر زن هم باشد در غير ضرورت، مباشرت در اين عمل حرام است و نيز سقط جنين در هر سنّى باشد حرام و مستلزم ديه خواهد بود.

    كنترل جمعيّت

     س1 - آيا بستن لوله‏هاى در رحم زنان براى جلوگيرى از بچّه‏دار شدن بمنظور كنترل جمعيّت جايز است؟ و منظور از ضرورت و حرج و ضرر آيا ضرورت شخصى ملاحظه مى‏شود يا نوعى؟

    • ج1 - بستن لوله در رحم بصورت دائم جايز نيست و در احكام شخصيّه ملاك ضرر و حرج شخصى است نه نوعى ولى در حكم حكومتى ملاحظه حرج، نوعى است كه آن هم بستگى به نظر حاكم شرع دارد.

     س2 - براى جلوگيرى از باردارى اعمال جرّاحى انجام مى‏شود چه در مرد و چه در زن آيا اگر اعمال جرّاحى موجب عقيم شدن زن يا مرد شود جايز است؟

    • ج2 - اگر موجب عقيم شدن دائم شود جايز نيست ولى اگر امكان برگرداندن به حالت اوّليه باشد و لو آنكه تا آخر عمر هم اين كار را نكنند در صورتى كه همراه با نظر و لمس حرام نباشد، اشكال ندارد.

     س3 - بستن لوله‏هاى منى مرد براى جلوگيرى از بچّه‏دار شدن چه حكمى دارد؟

    • ج3 - اگر موجب نقص عضو و عقيم شدن دائم است، جايز نيست ولى اگر امكان باز شدن باشد و لو آنكه نخواسته باشد باز نمايد اشكال ندارد.

    تزريقات

     س1 - تزريقات مرد به زن و بالعكس چگونه است؟

    • ج1 - در غير موارد ضرورت جايز نيست.

     س2 - آيا خانمهاى نامحرم مى‏توانند براى مردان آمپول بزنند و يا فشار خون بگيرند و يا عكسهاى راديولوژى بگيرند؟

    • ج2 - آمپول زدن در صورتى كه مماثل و هم جنس باشد، جايز نيست ولى اگر ضرورت داشته باشد اشكال ندارد و امّا فشار خون و راديولوژى در صورتى كه مستلزم نگاه و لمس حرام نباشد، اشكال ندارد.

     س3 - آمپول زدن توسط نامحرم چگونه است؟

    • ج3 - حرام است مگر در صورت اضطرار.

     س4 - سقط عمدى جنين يا جلوگيرى از باردارى بطور موقّت از طريق بكارگيرى وسائل و مواردى كه از انعقاد جلوگيرى مى‏كند جايز است؟

    • ج4 - سقط جنين حرام است ولى جلوگيرى از باردارى اشكال ندارد.

    سقط جنين

     س1 - اينجانبه متخصّص و جرّاح بيماريهاى زنان و زايمان و نازائى هستم در مراجعات بعضازنانى كه توسط محارمشان باردار و حامله مى‏شوند، خواهر توسط برادر، مادرخانم توسط داماد، و مادر توسط پسر، و خاله توسط خواهرزاده و ( براى سقطهاى چهارماهه و بيشتر و بعضاتولّد مى‏يابند با اينكه شرعاابوّت و پدرى در اينگونه فرزندان وجود ندارد تكليف اين جانبه در مراجعه براى سقط حمل افراد موصوف الذكر چيست آيا سقط انجام شود يا خير و آيا مى‏شود پس از زايمان حكمى شرعى براى حيات متولّد شده داشت؟

    • ج1 - البته بايد توضيح داد كه مسئله ابوّت و بنوّت وجود دارد و فقط مسئله ارث است كه در ولد حرام جارى نيست و ديگر موارد ابوّت و بنوّت جارى است و مسئله سقط جنين حرام است زيرا قتل نفس است حتّى قبل از چهار ماهگى هم سقط جنين حرام است.

    آزمايشات

     س1 - محقّقان علم پزشكى براى كشف داروها و روشهاى جديد درمان و يا كاهش هزينه درمان بيماريهاى مختلف اقدام به انجام آزمايشهائى بر روى بيماران به دو روش مى‏نمايند : 1 - دارو درمانى 2 - روش دارونما (در اين روش مريض تصوّر مى‏كند موّاد مصرفى كه پزشك به او مى‏دهد موجب بهبودى او مى‏شود و حال آنكه در واقع دارويى در كار نبوده و صرفاً جهت بررسى تأثير تلقين به كار گرفته مى‏شود) اين آزمايشها كه بيشتر در مورد بيماريهاى مهلك و صعب العلاج مانند سرطان، ايدز و... انجام مى‏شود در برخى موارد موجب آسيب ديدن يا تأخير در بهبودى بيماران مورد آزمايش مى‏گردد.

    با عنايت به مطلب مذكور بفرمائيد :

    انجام چنين آزمايشهايى كه براى پيشرفت علم پزشكى انجام مى‏گيرد از نظر شرعى چه حكمى دارد؟

    • ج1 - اگر پزشك آزمايش كننده يقين دارد كه با انجام آزمايش به فرد مسلمان و محترم آسيب وارد مى‏شود، حقّ ندارد كه اين آزمايش را انجام دهد ولى اگر ورود آسيب و يا طولانى شدن بهبود بطور يقينى نيست و احتمال ضعيف در اين معنا وجود دارد، آزمايش اشكال ندارد و در صورتى كه يقين به وجود ضرر دارد مى‏تواند اين آزمايشات را روى انسانى كه از نظر اسلام غير محترم است انجام دهد.

     س2 - بايد در موارد ازدواج آزمايش خون (گروه خون) انجام شود چنانچه براى اين آزمايش دكتر زن وجود نداشته باشد آيا دكتر مرد مى‏تواند اين وظيفه را انجام دهد يا خير و نيز اگر دكتر زن وجود دارد ولى در اثر بى توجّهى يا غير و (. دكتر مرد انجام دهد چه صورتى دارد؟

    • ج2 - بايد از دكتر هم جنس استفاده شود و در صورت نبودن دكتر هم جنس اگر ضرورت باشد به قدر ضرورت اشكال ندارد.

    متفرّقات پزشكى

     س1 - آيا تزريق خون انسان به انسان ديگر جايز است؟

    • ج1 - اشكال ندارد.

     س2 - استفاده از هيپنوتيزم در موارد مالى چه حكمى دارد؟

    • ج2 - حرام است مگر ضرورت شرعی ایجاب کند

     س3 - علاج مرض بوسيله هيپنوتيزم جايز است؟

    • ج3 - حرام است مگر ضرورت ايجاب نمايد.

     س4 - آموزش ديدن دانشجويان در بخش زنان و زايمان با توجّه به اين كه ممكن است در آينده مرجع پزشكى براى زنان در روستا هم بشوند، چه حكمى دارد؟

    • ج4 - مسئله تعليم و تعلّم كه بحث كلّى است بايد كه ضرورت شرعى پيش آيد تا جايز شود و آن هم ولىّ فقيه تشخيص دهد كه آيا ضرورت ايجاب مى‏كند يا خير.

     س5 - آيا بايد خبر ابتلاء به بيمارى مهلك و طول عمر احتمالى را به بيمار مواجه با مرگ گفت يا نه؟

    • ج5 - داراى شقوقى است زيرا گاهى از پزشك معالج در اين رابطه پرسش مى‏شود در اين صورت اگر با بيان حالت بيمار خطرى براى او پيش نيايد، بايد تذكّر دهد ولى در غير اين صورت تذكّر لزومى ندارد مگر خود پرشك تشخيص دهد جهت پيشگيرى از طريق ديگر لازم به ذكر است.

     س6 - با فرض سئوال پيشين آيا سنّ بيمار چه تأثيرى در موضوع دارد؟

    • ج6 - البتّه اين بستگى به مورد حالت بيمار دارد گاهى بنحوى است كه بايد بگويد و لو به سنّ زير تكليف باشد تا بتواند راه علاجى بدست آورند همچنان كه گاهى نبايد حالت را بگويد و لو به سنّ بالاى تكليف باشد پس خود سنّ، خصوصيّتى در اين موضوع ندارد بلكه ملاك تشخيص پزشك و حال بستگان بيمار است.

     س7 - با فرض اين كه درمان داروئى يا جرّاحى در بهبود بيمار مؤثر است، اگر پزشك شكّ كند يا تشخيص دهد كه گفتن مسئله به بيمار باعث مى‏شود كه او درمان داروئى يا جرّاحى را نپذيرد چه فرقى در موضوع پيدا مى‏كند؟

    • ج7 - اگر بداند، بهتر آن است كه سكوت اختيار كند ولى تكليف حتمى نيست چون هر انسانى اختيار عمل خود را دارد.

     س8 - اگر پزشك شكّ كند يا تشخيص دهد كه با گفتن مسئله به بيمار مشكلات جسمى بيمار بدتر شده و طول عمر احتمالى كاهش مى‏يابد چه فرقى در موضوع پيدا مى‏شود؟

    • ج8 - اگر در نگفتنش آثار سوئى ديگر بار نشود و پرسش نشده باشد نگويد بهتر است، بلكه شايد در بعضى موارد عدم تذكّرش لازم باشد.

     س9 - نظر اسلام در رابطه با دروغ گوئى مصلحتى و توريه به بيمار و حقّ او در رابطه با دانستن حقيقت بيمارى چيست؟

    • ج9 - اگر راست گفتن ممكن باشد و آثار سوئى ندارد، بايد حقيقت را بگويد در غير اين صورت اگر توريه ممكن باشد و مطلوب بوسيله آن حاصل شود، توريه مقدّم بر دروغ مصلحتى است.

     س10 - آيا استفاده از منى مرد در معالجه بيماريهاى پوستى اشكال دارد؟

    • ج10 - نفس استفاده از منى براى غير خوراك اشكال ندارد ولى براى به دست آوردن آن نبايد از راههاى حرام مثل استمناء استفاده كرد.

     س11 - اگر مريض صعب العلاجى را با اذن خودش منجمد كنند به احتمال اينكه بعداً امكان معالجه داشته باشد جايز است؟

    • ج11 - اگر صدق مرگ كند جايز نيست كه شخص منجمد گردد ولى اگر صدق مرگ نمى‏كند و غرض اهمّى كه عقلاء بر آن عنايت مى‏كنند وجود دارد و ضرورتى هم در كار باشد دليلى بر منع نداريم.

     س12 - ضابطه شرعى معالجه و ضرورت چيست؟

    • ج12 - اين دو، امرى عرفى هستند و در هر موردى اقتضاى خاصّ خود را دارد.

     س13 - اگر شخصى راضى شود كه او را مدّتى بيهوش كنند جايز است؟

    • ج13 - اگر ضرورتى نباشد جايز نيست.

ارسال سوالات شرعی

قبل از ارسال سوال توجه فرمایید :
  • ابتدا به بانک استفتائات مراجعه نموده و چنانچه پاسخ خود را بدست نیاوردید ، سوال خود را برای ما ارسال نمایید ، این بخش تنها پاسخ گوی مسائل شرعی و اعتقادی است ، در غیر این صورت به سوالات دیگر پاسخ داده نمی شود.
  • لطفا سوالات خود را بصورت اختصار ارسال نموده ، همچنین پست الکترونیکی خود را بصورت صحیح درج نمایید .